جلوه و جمال والای رمضان در شعر


اشعاری که با موضوع رمضان سروده می‌شوند، به عنوان «رمضانیه» معروف‌اند؛ یعنی شاعرانی که با موضوع رمضان شعر می‌سرایند، این اشعار را با عنوان «رمضانیه» می‌شناسند.


جلوه و جمال والای رمضان در شعر

ادامه نوشته

ميرصالح حسيني درگذشت

ميرصالح حسيني - شاعر و محقق - در سن 66سالگي چشم از جهان فروبست.

در آذربايجان شرقي، ميرصالح حسيني متولد سال 1324 در شهرستان سراب به دنيا آمد. او به زبان‌هاي فارسي، عربي، انگليسي و فرانسه مسلط بود.

ادامه نوشته

زن در نظر فردوسی

زن

تردیدی نیست که بزرگ ترین شاعر ملی ما میان صفات بزرگی که داشته است به یک صفت خاص بر تمام شعرای عالم امتیاز دارد و آن منتهای شرم و عفاف اوست با جرات تمام می توان گفت که هیچ یک از شعرای جهان مانند وی بعفت پای بست نبوده اند اغلب زنانی که وی در شاهنامه وصف نموده مخصوصاً دارای خصایل  بزرگ بشری که ممکن است در زن فراهم آید جلوه داده شده اند حکایات معروفی که در حق رودابه مادر رستم. گرد آفرید هم نبرد دلاور سهراب، کتایون دختر قیصر رم، منیژه مظهر پاک عشق و عفت و روشنک همسر اسکندر نمونه زن ایرانی دارد همیشه بهترین سرمشق برای مادران و دختران است هر گاه فردوسی زنی را وصف کرده نخست با منتهای عفاف از او نام برده و آن زن را مظهر نزهت و صفا شمرده و مقامی  شبیه به مقام فرشتگان و خداوندان قدیم در حق وی قائل شده است و صفات بزرگ بشری مانند راستگوئی دلاوری همت و پرستش خاندان و دیار برای وی آورده است در سراسر شاهنامه از این نکات بر جسته موجود است که منتهای احترام فردوسی را به زن مجسم می سازد. در جائی فردوسی سخن از همسر خود به میان آورده یعنی در مقدمه داستان معروف بیژن چنین فرماید:

 

 

   

  

   

 

 

 

 

ادامه نوشته

داستان جمشید از منظر عرفان

قسمت اول:

عرفان

جمشید یكی از پادشاهان اساطیری ایران است. او به‌زعم زمره‌ای پسر صلبی طهمورث بود و فرقه‌ای او را برادر طهمورث گویند و طایفه‌ای برادرزاده گفته‌اند. در زمان جهانداری وی ممالك عالم به كمال معموری و آبادانی رسید. به‌زعم طایفه‌ای از مورخان جمشید اول كسی است كه استنباط علم طب كرد.

جمشید به قول طبری هفتصد سال و به عقیدة بعضی دیگر 617 سال به خداپرستی معتقد و ثابت‌قدم بود، آن‌گاه دعوی الوهیت كرد، ضحاك تازی لشكر بر سرش آورد و جمشید از مقاومت درمانده و فرار كرد. مدت سلطنت وی به قول اكثر مورخان هفتصد سال و حیاتش هزار سال بوده است. از جمله كتابهایی كه گزارشی از زندگی و روزگار جمشید به ما می‌دهد شاهنامة‌ حكیم ابوالقاسم فردوسی است.

بی‌شك از جملة داستانهای عرفانی شاهنامه داستان جمشید است. اگر از منظر و خاستگاه عارفان به این داستان بنگریم درمی‌یابیم كه جمشید نماد سلیمان است آن هم سلیمانی كه هم‌سویی آن با سلیمان مطرح شده در قرآن كمتر از هم‌خوانی آن با سلیمان مذكور در كتاب مقدس و متون عرفانی است. به علت اینكه سلیمانی كه در قرآن مطرح شده است طبق اعتقاد مسلمانان پیغمبر است و معصوم، لذا خطایی از وی سر نمی‌زند. اما سلیمانی كه در كتاب مقدس معرفی شده پادشاهی است كه در نهایت امر، دچار شرك و انحراف از مسیر حق شده و به همین دلیل قدرت و دولتش از هم گسیخته و نابود می‌گردد.

از نگاه عارفان سلیمان در عین اینكه ویژگیهای سلیمان پیامبر را دارد لیكن شخص خاصی نیست بلكه هر كسی كه در صراط حق گام بردارد و از عقل و اندیشة خویش به خوبی استفاده كند سلیمان است، علاوه بر این سلیمان پیامبر نیز از شأن و منزلت و حقیقت وجودی خود برخوردار است.

در اینجا ما خلاصه‌ای از داستان سلیمان را برای اطلاع بیشتر و دقیق‌تر طبق بیان هر یك از این سه (قرآن، كتاب مقدس و متون عرفانی) به طور جداگانه یادآور می‌شویم و در ادامه به داستان جمشید از منظر عرفان می‌پردازیم.

 

 

ادامه نوشته

طنز در شاهنامه حکیم فردوسی

طنز

طنز که یک واژه تازی است، در فارسی کهن به آن فسوس، خندستانی، خنده خربش و ریشخند گویند و آن نوعی شعر و نثری است همراه با کنایه و مجاز و تشبیه و همراه با بعضی از صنایع ادبی. همچنین طنز گریز زدن و اشاره است به عبارتی دیگر که به گونه ای با سخن گوینده مناسبت و سازگاری داشته باشد.

 

طنز گاهی برای عیب جویی از کسی است و گاهی در فارسی به عکس عربی، وصف و تعریف وی، مثلا اگر عیب جویی را از آن عبارت خواسته باشند، پس این بیت مناسبت دارد که منجیک، شاعر قرن پنجم از یکی از بزرگان بدگویی کرده و به خست طبع و بخل نسبت داده است (المعجم ص 367):

 

 

  

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

  

 

 

  

 

 
                                        

 

 

ادامه نوشته

خواننده‎ی خوب کیست؟


 ادبیات در آن روز زاده نشد که پسرکی که فریاد می زد گرگ گرگ، از دره نئاندرتالی بیرون دوید و گرگ بزرگ خاکستری رنگی هم سر به دنبالش گذاشته بود: ادبیات آن روزی زاده شد که پسرکی فریاد زد گرگ آمد و هیچ گرگی پشت سرش نبود.


خواننده‎ی خوب کیست؟

به هنگام خواندن، آدم باید به جزئیات توجه کند و به آن‎ها عشق بورزد. البته هیچ اشکالی ندارد که پس از آنکه جزئیات «آفتابی» کتاب با عشق جمع آوری شد مهتاب کلی گوئی ها هم بتابد. اگر آدم کار را با یک تعمیم پیش ساخته آغاز کند، راه را غلط رفته است و قبل از آنکه کتاب را بفهمد از آن دور می افتد. باید همیشه به خاطر داشت که اثر هنری بدون تردید خلق جهانی تازه است، پس اولین کاری که باید کرد این است که این جهان تازه را با دقت هرچه تمامتر مطالعه کنیم، طوری به آن نزدیک شویم که انگار همین حالا خلق شده است و به آن جهآن‎هایی که قبلاً می شناخته ایم هیچ ربطی ندارد. وقتی که این جهان تازه را به دقت مطالعه کردیم، آن وقت، و فقط آن وقت است که می توان به رابطه آن با جهان‎های دیگر، با رشته های دیگر دانش پرداخت.

هنر نوشتن کار بیهوده ای است اگر در ابتدای امر، هنر دیدن جهان را، به منزله داستان بالقوه، به ذهن متبادر نکند. ماده خام این جهان شاید به اندازه کافی واقعی باشد (تا جایی که بتوان واقعیت نامیدش) اما ابدا به عنوان یک کل پذیرفته شده وجود ندارد: آشفتگی است، و نویسنده به این آشفتگی می گوید که «برو!» و بدین ترتیب به جهان اجازه می دهد تا تکان تکان بخورد و مخلوط شود و آن وقت است که می بینیم تک تک اتمهای جهان دوباره ترکیب شده است، و این تحول فقط به بخشهای سطحی و مشهود آن محدود نمانده است. نویسنده نخستین انسانی است که نقشه جهان را می کشد و بر تک تک اشیای طبیعت در آن نامی می گذارد. فکر می کنید چه کسی را می بینید؟ خواننده از نفس افتاده و خوشحال را، و آنجا به ناگهان تا ابد باقی بماند، آن‎ها تا ابد با هم پیوند دارند.

یک روز عصر در یک دانشکده در شهرستانی دور افتاده که دست بر قضا برای یک سلسه سخنرانی به آنجا رفته بودم ، پیشنهاد کردم یک امتحان مختصر بدهند از خواننده ده تعریف داده شده بود و دانشجویان می بایست از میان این ده تعریف چهار تعریف را انتخاب کنند که در مجموع مختصات یک خواننده خوب باشد؛ تا جایی که‎یادم هست تعریف‎ها این‎ها بودند. چهار جواب برای این سوال انتخاب کنید که خواننده خوب باید چه خصوصیاتی داشته باشد:

1)     خواننده باید عضو یک باشگاه کتابخوانی باشد.

2)     خواننده باید خود را با قهرمان زن یا مرد داستان یکی بیابد.

3)     خواننده باید حواس خود را بر جنبه اجتماعی – اقتصادی داستان متمرکز کند.

4)     خواننده باید داستانی را که عمل و گفتگو دارد به داستانی که این‎ها را ندارد ترجیح دهد.

5)     خواننده باید فیلمی را که از روی کتاب ساخته شده است دیده باشد.

6)     خواننده باید کسی باشد که در او استعداد نویسندگی دارد رشد می کند.

7)     خواننده باید تخیل داشته باشد.

8)     خواننده باید حافظه‎ی خوبی داشته باشد.

9)     خواننده باید از فرهنگ لغات استفاده کند.

10) خواننده باید تا حدودی درک هنرمندانه داشته باشد.

دانشجویان بیشتر بریکی شدن عاطفی، عمل و جنبه اجتماعی – اقتصادی یا تاریخی داستان تاکید کرده بودند. البته همان طور که حدس زدید خواننده‎ی خوب کسی است که تخیل، حافظه‎ی خوب، فرهنگ لغات و کمی درک هنرمندانه داشته باشد – این درک را هر وقت که فرصتی پیش آید در خود پرورش می دهم و به دیگران هم پیشنهاد می کنم که همین کار را بکنند.

تصادفاً من کلمه خواننده را خیلی سهل ا انگارانه به کار می برم . عجیب است اما آدم نمی تواند کتاب را بخواند : فقط می تواند آن را بازخوانی کند. یک خواننده خوب یک خواننده مهم ، یک خواننده فعال و خلاق یک بازخوان است. و برایتان می گویم که چرا. وقتی برای نخستین بار کتابی را می خوانیم ، همین فرایند دشوار حرکت چشم از راست به چپ سطر پس از سطر صفحه پس از صفحه ، این کار جسمانی پیچیده با کتاب ، همین فرایند درک مطلب کتاب در ظرف زمان و مکان آن میان ما و تحسین هنرمندانه حایل می شود. به هنگام خواندن یک کتاب باید فرصت داشته باشیم تا با آن آشنا شویم.

 همه ما خلق و خو های متفاوتی داریم و می توانیم همین حالا بهتان بگوییم که بهترین خلق و خو برای یک خواننده ترکیب خلق و خوی هنرمندانه با خلق و خوی علمی است. اگر چنین خلق و خویی ندارد باید آن را در خود ایجاد کند.

حال که چنین است ، باید به این مسئله بپردازیم که وقتی خواننده ترشرو با کتاب آفتابی مواجه می شود ذهن چگونه کار می کند. اول از همه خلق عبوس از میان می رود ، و خواننده، بد یا خوب، پا به میانه میدان می گذارد. تلاش برای آغاز کردن یک کتاب، به ویژه وقتی که کسانی کتاب را تحسین کرده اند که خواننده‎ی جوان در نهان آن‎ها را بیش از اندوه امل یا جدی می پندارد ، تلاشی غالباً دشوار است اما همین که شروع شد پاداشهای متعدد و فراوان در پی دارد. چون استاد هنرمند برای خلق کتابش تخیل خود را به کار برده است، طبیعی و منصفانه آن است که مصرف کننده کتاب هم حتماً تخیلش را به کار بگیرد.

خواننده دست کم دو نوع تخیل می تواند داشته باشد. پس بیایید ببینیم کدامیک از این دونوع برای خواندن یک کتاب مناسب است. اولی آن نوع تخیل نسبتاً حقیر است که به عواطف ساده چنگ می زند و ماهیتی کاملاً شخصی دارد. این نوع حقیر آن نوع تخیلی نیست که من برای خوانندگان آرزومند باشم.

پس خواننده باید از کدام ابزار قابل اعتماد استفاده کند؟ از ابزار تخیل غیر شخصی و شعف هنرمندانه. به گمان من باید تعادل موزون و هنرمندانه ای میان ذهن خواننده و ذهن نویسنده برقرار و تحکیم شود. باید چیزها را ببینیم و بشنویم، باید اتاق ها، لباس ها و حرکات و رفتار آدم های  نویسنده را تجسم کنیم و اینکه چشم فنی پرایس در پارک مانسفیلد و لوازم اتاق کوچک و سرد او مهم است.

خواننده‎ی خوب کیست؟

همه ما خلق و خو های متفاوتی داریم و می توانیم همین حالا بهتان بگوییم که بهترین خلق و خو برای یک خواننده ترکیب خلق و خوی هنرمندانه با خلق و خوی علمی است. اگر چنین خلق و خویی ندارد  باید آن را در خود ایجاد کند.

ادبیات در آن روز زاده نشد که پسرکی که فریاد می زد گرگ گرگ، از دره نئاندرتالی بیرون دوید و گرگ بزرگ خاکستری رنگی هم سر به دنبالش گذاشته بود: ادبیات آن روزی زاده شد که پسرکی فریاد زد گرگ آمد و هیچ گرگی پشت سرش نبود. این امر که بالاخره پسرک بیچاره چون خیلی دروغ می گفت خوراک حیوان وحشی واقعی شد کاملاً تصادفی است. اما نکته مهم اینجاست. میان آن گرگ علفزار با گرگ آن داستان رابطه ای کم رنگ هست. آن خط رابء آن منشور رنگ، هنر ادبیات است.

ادبیات یعنی ابداع، یعنی داستان اگر داستانی را داستان واقعی بنامیم هم به هنر توهین کرده ایم و هم به واقعیت. هر نویسنده بزرگی یک فریب دهنده بزرگ است، ولی آن متقلب اعظم، یعنی طبیعت هم چنین است. طبیعت همیشه فریب می دهد. نویسنده داستان فقط پا جای پای طبیعت می گذارد.

نویسنده را از سه نظرگاه می توان بررسی کرد: می توان او را یک داستانگو دانست ، یک آموزگار ، و یک افسونگر. یک نویسنده بزرگ ترکیبی از این سه است – داستانگو ، آموزگار ، افسونگر – اما افسونگر درون اوست که مسلط می شود و او را به نویسنده ای مهم بدل می کند.

این سه جنبه ‎یک نویسنده بزرگ جادو، داستان، درس – مستعد ترکیب شدن هستند تا جلوه‎ی واحد تلالویی منحصر به فرد و وحدت یافته را بسازند، چرا که جادوی هنر شاید درهمان استخوان تفکر حاضر باشد. شاهکارهایی وجود دارند که تفکری خشک روشن و سازمان یافته دارند و در ما لرزش هنرمندانه ای بر می انگیزند که به قدرت کاری است که رمانی همچون پارک مانسفیلد یا هر یک از جریآن‎های غنی تصویرسازی حسی دیکنزی با ما می کند. به نظر من قاعده‎ی خوب برای آزمودن کیفیت یک رمان، در دراز مدت، ترکیب دقت شعر و شهودی بودن علم است. برای محفوظ شدن از آن جادو، خواننده خردمند کتاب یک نابغه را نه با قلبش و نیز نه چندان با مغزش، که با ستون فقراتش می خواند. در آنجاست که آن مورمور گویا رخ می دهد گرچه به وقت خواندن باید کمی فاصله بگیریم، کمی دور بمانیم. بعد با لذتی که هم حسی است و هم عقلی، هنرمند را تماشا می کنیم که قلعه مقوایی اش را می سازد و تماشا می کنیم که قلعه مقوایی او به قلعه ای از آهن و شیشه‎ی زیبا بدل می شود.

بخش ادبیات تبیان


منبع: بخشی از کتاب درس‎هایی از ادبیات اثر ناباکوف

راز نوشتن داستان های کوتاه‌


مارگارت لوک راز نوشتن داستان‌های کوتاه را برایمان برملا می‌کند.


بهترین راه یادگیری داستان کوتاه، به عنوان یک نوع ادبی، خواندن خود داستان‌هاست. خواننده بسیار مشتاقی باشید و انواع گوناگون ادبی را مطالعه کنید. از هر کتابی گلچین کنید و زیاد کتاب بخوانید.


راز نوشتن داستان های کوتاه‌

«یکی بود، یکی نبود...» عجب عبارت جادویی؟ دعوتی که تاب مقاومت را می‌گیرد: «بشین و گوش کن، می‌خوام برات یه قصه بگم.» کم تر سرگرمی‌هایی به اندازه ی شنیدن داستان، خوشایند هستند- به استثنای لذت نوشتن داستان.

امروزه، انگیزه ی داستان‌گویی کم تر نشده است. نویسندگان به دو دلیل می‌نویسند. دلیل اول این است که چیزی برای گفتن دارند. دلیل دوم که به همان اندازه قوی است این است که می‌خواهند چیزی کشف کنند. نوشتن نوعی کشف است.

بهترین راه یادگیری داستان کوتاه ؟

بهترین راه یادگیری داستان کوتاه، به عنوان یک نوع ادبی، خواندن خود داستان‌هاست. خواننده بسیار مشتاقی باشید و انواع گوناگون ادبی را مطالعه کنید. از هر کتابی گلچین کنید و زیاد کتاب بخوانید. داستان‌هایی از انواع ادبی گوناگون بخوانید: جنایی، علمی- تخیلی، تخیلی، ترسناک، عاشقانه. آثار کلاسیک بزرگان ادبیات را بخوانید اما از داستان‌های معاصری که شهرت نویسنده‌اش هنوز کامل شکل نگرفته است هم غفلت نکنید. داستان‌های کلاسیک و مدرن بخوانید. به این ترتیب به یک حس شهودی دست خواهید یافت که چه‌کار کنید که داستان تاثیر‌گذاری بنویسید. سپس این سه کار را انجام دهید که گام‌های پایه‌ای نویسنده شدن هستند:

1- بنویسید.

2- باز هم بنویسید.

3- به نوشتن ادامه دهید.

هدف داستان

در تعریف واژه نامه ای داستان، دو واژه ی «مرتب» و «طراحی شده» کلیدی‌اند. برخلاف نامه‌ای که برای دوستتان می‌نویسید و اتفاقات را تعریف می‌کنید، در داستان کوتاه حوادث کاملا تصادفی نیستند. نویسنده با طرح و هدف مشخصی که در ذهن دارد، رویدادهای داستان را انتخاب، سازمان دهی و توصیف می‌کند.

هدف شما هرچه که باشد، این هدف اصول سازمان دهی، یکپارچگی، انسجام و کامل بودن داستان شما را شکل می‌دهد.

حتی لازم نیست پیش از این که کار را  آغاز کنید هدف‌تان را تعیین کنید. همان گونه که گفتیم، داستان‌نویسی فرایند کشف است، جست و جویی نه تنها برای یافتن پاسخ‌ها، بلکه برای شناسایی پرسش‌ها.

پایان یا نتیجه

امتیازِ داشتن هدف این است که به شما جهت و مقصد می‌دهد. زمانی که به مقصد می‌رسید، حس خوبی به دلیل به نتیجه رسیدن به ما دست می‌دهد که زندگی واقعی دارای آن نیست. 

کلامی در رابطه با درونمایه

گاهی یافتن درونمایه ممکن است ایده ی اولیه ی شما را تعیین کند و هدف داستان شما باشد. اما بارها اتفاق می‌افتد که شما چندین پیش‌نویس از داستانتان بنویسید و تازه تشخیص بدهید چه درونمایه‌ای دارد. هنگامی که به دیگر جزییات هنر و صنعت نوشته‌تان فکر می‌کنید، درون مایه ی نوشته ی شما هم پدیدار می‌شود.

تا چه قدر بلند، کوتاه است؟

از دیدگاه ایده‌آل، داستان کوتاه باید تا هرجا که داستان می‌طلبد طول بکشد، نه کوتاه‌تر، نه بلندتر. به عبارت دیگر، از همان تعداد واژه‌ای استفاده کنید که می‌توانید داستان‌تان را به موثرترین روش ممکن بیان کنید.

ایده داشتن آسان است، مساله این است که زمان و جایی برای نوشتن پیدا کنی. واقعیت این است که همه جا پر از ایده است. یکی از فوت و فن‌های داستان‌نویسی این است که آن‌ها را تشخیص بدهی و هنگامی که از کنارت رد می‌شوند، شکارشان کنی.

پیدا کردن داستانی برای نوشتن

«ایده این داستان را از کجا گرفتید؟» این پرسش مشهوری است که همیشه از نویسنده‌ها می‌کنند و برخی ‌ها هم از شنیدن مکرر این پرسش خسته‌اند. این پرسش ارزش تامل کردن دارد.

ایده داشتن آسان است، مساله این است که زمان و جایی برای نوشتن پیدا کنی. واقعیت این است که همه جا پر از ایده است. یکی از فوت و فن‌های داستان‌نویسی این است که آن‌ها را تشخیص بدهی و هنگامی که از کنارت رد می‌شوند، شکارشان کنی.

ایده برای نویسنده...

به نظر من ‌مساله این است که مردم رابطه ی ایده و داستان را درست نفهمیده‌اند. ایده هر چیزی است که محرکی برای تخیل شما است. محرکی قدرتمند که شما را به جلو می‌راند که فرایند آفرینش داستان را آغاز کنید. داستان ترکیبی از ایده‌های گوناگون است، کوچک و بزرگ.

منبع ایده‌ها

خمیر‌مایه ی داستان شما می‌تواند هر چیزی باشد: یک شخصیت، یک موقعیت یا یک حادثه، یک مکان خاص، یا درونمایه‌ای که می‌خواهید افشا کنید. این ایده‌‌ها هر از گاهی به ذهن شما خطور می‌کنند و این‌ها همه هدیه ی ناخودآگاه ماست. اما شما مجبور نیستید همیشه منتظر ضمیر ناخودآگاه بمانید. آگاهانه به دنبال ایده بگردید.

همه‌ی ما نویسنده نیستیم، اما بیش ترمان قصه‌گوهای خوبی هستیم.

راز نوشتن داستان های کوتاه‌
همکاری: ایده‌ها در کار تیمی

واقعیت این است که به ندرت پیش می‌آید که تنها یک ایده برای نوشتن داستان کافی باشد. فرض کنیم ایده‌ی خوبی سراغ دارید که از آن می‌توان داستانی عالی ساخت: ایده‌ای که دایم در در ذهن شما می‌کوبد و می‌خواهد که نوشته شود. اما چیزی که دارید صرفن چند قطعه است؛زمانی که تصمیم گرفتید از چه مواد دیگری استفاده کنید، زمانی است که داستان شکل می‌گیرد و زنده می‌شود.

 

قصه ساختن: بازی «چه می‌شود اگر...»

نویسنده‌ها بازی قصه‌سازی تمرین می‌کنند. به آدم‌ها، جاها و موقعیت‌های گوناگون نگاه می‌کنند و از خود می‌پرسند که این‌ها چه پتانسیل نمایشی چشمگیری می‌توانند داشته باشند.

ذهن ناخودآگاه مدام به شما اشاره می‌کند که از کجا آغاز کنید. و با استفاده از جمله «چه می‌شود اگر...» می توانید قصه را به پیش ببرید.هرروز حجم زیادی از ایده‌های داستانی در خانه شما را می‌زنند.

عناصر اصلی داستان

تعریف اصلاح شده‌ی ما می‌تواند این باشد: داستان‌ کوتاه «روایت کوتاهی است که در آن نویسنده، عناصر شخصیت، جدل، طرح و جایگاه را هنرمندانه در هم می‌آمیزد تا خواننده را سرگرم، جذب و آگاه کند.»

این چهار عنصر و ترکیب هنرمندانه‌ی آن‌ها اجزای اصلی همه‌ی داستان های کوتاه‌ را تشکیل می‌دهند.

شخصیت‌ها:

ایده‌ی اولیه‌ی شما هر اندازه هم که جذاب باشد، تا شخصیت‌های تخیلی نیافرینید و ایده را به آن‌ها تحویل ندهید، ایده‌ی شما جان نخواهد گرفت.

راز نوشتن داستان های کوتاه‌
جدل:

جدل خون‌ داستان شماست که در آن جریان دارد و به آن انرژی می‌بخشد. جدل داستان را به جلو می‌راند و مساله‌ای را مطرح می‌کند که قرار است در طی داستان حل شود.

طرح و ساختار:

ساختار داستان مثل چهارچوب خانه یا استخوان‌بندی بدن است. داستان را سازمان‌بندی می‌کند و به اجزا پراکنده، هماهنگی می‌بخشد.

جایگاه و فضا:

جایگاه (زمان و مکان) داستان که زمینه‌ای برای شخصیت‌ها و ماجرای داستان فراهم می‌کند، نه تنها زمان و مکان را مشخص می‌کند، بلکه بر شخصیت‌ها و آن چه که برایشان رخ می‌دهد تاثیر می‌گذارد.

صدای روایت:

چهار عنصر اول چه کسی، چرا، چه وقت و کجای داستان را تعیین می‌کنند. عنصر پنجم چگونگی بیان است، یعنی همان روش هنرمندانه‌ای که داستان را نقل می‌کند.

نشستن برای نوشتن

بسیار خوب، اکنون که ایده‌هایی برای نوشتن دارید و چند روش هم سراغ دارید که آن‌ها را کنار هم بگذارید. این نکات مهم را به خاطر داشته باشید.

1. هیچ قانونی وجود ندارد

2. هیچ فرمول جادویی وجود ندارد.

3. لازم نیست که بار اول همه چیز درست در بیاید.

پس همچنان که به پیش می‌رویم تا به عناصر اصلی داستان نگاهی بیاندازیم، سه اصل مهم نویسندگی را به یاد داشت باشید:

1.   بنویسید

2.   باز هم بنویسید

3.   به نوشتن ادامه دهید.

فرآوری: مهسا رضایی

بخش ادبیات تبیان

درباره شعر کوتاه

سخنان احمد پوری، حمیدرضا شکارسری، سید علی صالحی، جلیل صفربیگی، مفتون امینی و اکبر اکسیر درباره شعر کوتاه.

بررسی شعر کوتاه توسط ادیبان

احمد پوری: اقبال به شعر کوتاه به‌علت فشردگی زندگی مردم است    

شعر کوتاه را نمی‌توان نوع خاصی از شعر درنظر گرفت؛ بلکه شعر کوتاه نوعی از شعر است که گاهی شاعر می‌تواند با استفاده از آن، حسش را بگوید و گاهی هم نمی‌تواند. درواقع، شاعری که شعر می‌گوید، گاهی احساسش را در شعر کوتاه بیان می‌کند و گاهی هم به شعر بلند روی می‌آورد. البته در شاعران جدید امروز اقبال به شعر کوتاه زیادتر شده است.

معیار ارزش‌گذاری یک شعر، کمیت آن نیست؛ شعر باید ذات شعری داشته باشد. شعر حتا می‌تواند بسیار کوتاه باشد؛

اگر اکنون مرز شعر کوتاه با انواع دیگر گونه‌های ادبی مانند جمله‌های قصار قاطی شده است، این به خاطر ویژگی شعر کوتاه نیست که این اتفاق افتاده؛ اگر شعر هرچه کوتاه باشد، اما ویژگی‌های شعر را داشته باشد، خودش را نشان می‌دهد؛ مگر این‌که بخواهیم معیار شعر را تعداد سطرهای آن بدانیم.

به هر حال، شعر کوتاه راحت‌تر خوانده می‌شود و با آن راحت‌تر می‌شود ارتباط گرفت و می‌تواند پلی باشد برای کسانی که حوصله‌ی خواندن شعرهای بلند را ندارند.

حمیدرضا شکارسری: شعر کوتاه با زندگی اجتماعی مردم هماهنگ است        

این سال‌ها نه تنها در قالب نو؛ بلکه در قالب‌های سنتی هم تمایل به کوتاه‌سرایی وجود دارد؛ یعنی ما رجعتی مجدد به قالب‌های رباعی و دوبیتی داریم و از سرودن شعرهای طولانی سابق خبری نیست.

وقتی اتفاقی از حالت یگانه به اتفاقی جاری و مستمر تبدیل می‌شود، باید دلایلی داشته باشد. گرایش به شعر کوتاه هم دلیل جامعه‌شناختی دارد و هم دلایل دیگر. از دلایل جامعه‌شناختی این‌که مخاطب ما اکنون کم‌ترین زمان را دارد تا با آثار هنری در ارتباط باشد، زندگی او زندگی پرمشغله‌ای است و به لحاظ اقتصادی باید زمان زیادی را صرف کار کردن در خارج از خانه کند؛ در نتیجه، امکان رویارویی او با آثار هنری و ادبی کم است. این موضوع باعث شده موقعیتی به وجود بیاید تا هنرمند به دنبال مخاطب حرکت کند و درواقع، خودش را با مخاطب وفق دهد.

از دیگرسو ما با تکنولوژی‌های نو مواجه هستیم؛ مانند پیام کوتاه در تلفن همراه و اینترنت، که در واقع، محل بازدید است؛ نه محل اقامت. مخاطب اینترنت رابطه‌ای توریستی دارد و فقط بازدیدکننده است؛ در نتیجه، گسترش فضای ادبی در اینترنت و ارسال متن از طریق پیامک، جریان کوتاه‌سرایی را تقویت کرده و آن‌را به جریانی پرشمار بدل کرده است.

در سرایش کار کوتاه، رعایت ساختار معنایی و زبانی آسان است؛ اما بیان حرف‌های بزرگ و شاعرانه در بیان جزءنگارانه و عینی امروز دشوار است. همین است که فضای شعر کوتاه با جملات قصار و کاریکلماتور اشتباه گرفته می‌شود.

 در سرایش کار کوتاه، رعایت ساختار معنایی و زبانی آسان است؛ اما بیان حرف‌های بزرگ و شاعرانه در بیان جزءنگارانه و عینی امروز دشوار است. همین است که فضای شعر کوتاه با جملات قصار و کاریکلماتور اشتباه گرفته می‌شود

سیدعلی صالحی: آینده‌ی شعر کوتاه محشر است  

مهم‌ترین دلیل گرایش به شعر کوتاه، شتابِ زندگی شهری است؛ این پاسخ، جواب نهایی است؛ اما این‌طور - به شکل اَخَص - نیست. شعر کوتاه - از حیث کمیت - یکی از میراث‌های ادبی ماست. باید از ریشه‌ها و تاریخ دور شروع کرد، در گات‌های اوستا می‌توان به سرچشمه‌ها رسید. هریشنا (شعر + دعا) روایتی است که خود از چند پاره روایت به وجود آمده، هر پاره روایت‌ را «هات» گفته‌اند. «هات» همان دَمِ گفتار است، نَفَسِ گفته است، چگالی گفتار است. این پاره‌های بی‌نظیر، نخستین شعرهای کوتاه در تمدن و فرهنگ و ادبیاتِ باستانی ما به شمار می‌روند و بعد در عصر ساسانیان، اشکال دیگری مثل فهلویات و خسروانی‌ها در ادامه‌ی «هات‌ها» خلق می‌شوند و این مسیر تا امروز کشیده شده است.

جلیل صفربیگی

جلیل صفربیگی: شعر فارسی با شعر کوتاه آغاز شده است  

به نظر من، شعر کوتاه هیچ‌گونه برتری یا کم‌تری نسبت به سایر ژانرهای شعر ندارد. این‌که گفته می‌شود اقبال به شعر کوتاه زیاد شده است، تنها منحصر به اکنون نیست؛ بلکه ما از دیرباز در شعر فارسی به شعر کوتاه اقبال داشته‌ایم. ما قالب‌هایی چون دو‌بیتی و رباعی را داریم و قدیمی‌ترین قالب شعر ایرانی، قالبی به نام «خسروانی» است.

در همه‌ی ادوار، شعر فارسی رسانه بوده است؛ اما شعر کوتاه، رسانه‌ای خاص بوده و این بار خاص را قالبی چون رباعی بر عهده گرفته است. قصیده قالبی است که در دربار استفاده می‌شده و بیش‌تر از آن برای مدح شاهان بهره گرفته می‌شده؛ اما قالبی چون رباعی در خدمت مردم بوده و با آن انتقادهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بیان می‌شده که به سادگی دهان به دهان منتقل می‌شده است. بداهه‌سرایی نیز که یکی از خاستگاه‌های رباعی است، به استقبال از آن کمک کرده است.

مفتون امینی: شعر کوتاه شعر کوچک نیست      

شعر کوتاه مساوی با شعر کوچک نیست؛ شعر ممکن است بزرگ و ارزشمند باشد؛ اما رباعی باشد. برخی خیال می‌کنند اگر شعر کوتاه شد، دیگر آرایش زبانی و صناعی ندارد.

برخی چون اصطلاحات را نمی‌دانند،‌ تا جمله‌ای زیبا شد، به آن شعر می گویند؛ در حالی‌که اکثر شعرهای کوتاهی را که من می‌بینم، ارزش هنری و آهنگ ندارند. در شعر کوتاه، کلمات باید روی هم بخوابند و سلیس باشند. برخی فکر می‌کنند اگر نکته‌ای در شعر باشد، کافی است؛ در حالی‌که اگر شعر زیبایی هنری نداشته باشد، به جملات قصار‌، نصیحت و حکایت نزدیک می‌شود. شعر کوتاه و هایکو با شعارهای اخلاقی نزدیکی ندارند.

از نظر من، شاعر اراده کند، می‌تواند شعر را در همین میزان یعنی 15 تا 20 سطر ارائه بدهد. بیش‌تر از این، حوصله را سر می‌برد. شعر اصولا در سطر بیستم تمام می‌شود و در ادامه فقط کش می‌آید؛ زیرا شاعران فکر می‌کنند هرچه شعر طولانی باشد، بهتر است. یکی از ویژگی‌های شعر خوب این است که با ادبیات امتزاج داشته باشد و رگه‌هایی از ادبیات در شعر باشد. این المان‌ها برای خوب تمام کردن هر شعری لازم است. شعر باید ادبیات داشته باشد. ما هم‌زمان، هم ادبیات کوچه را و هم ادبیات فاخر را می‌خواهیم.

شعر کوتاه مساوی با شعر کوچک نیست؛ شعر ممکن است بزرگ و ارزشمند باشد؛ اما رباعی باشد. برخی خیال می‌کنند اگر شعر کوتاه شد، دیگر آرایش زبانی و صناعی ندارد.

اکبر اکسیر: شعر کوتاه می‌تواند برای مخاطب امروز بهترین قالب باشد

از دهه‌ی 70 که می‌شود به نوعی آن را دهه‌ی ملی شدن شعر فارسی نامید، شعر از نظر قد، قالب‌های مختلفی را آزمود و شعر کوتاه توانست جایگاه ویژه‌ی خود را به دست آورد.

سابقه‌ی شعر کوتاه در شعر ما امری امروزی و جدید نیست. از آغاز پیدایش شعر معاصر و در دهه‌های 40 و 50،‌ کارگاه‌های شاعران و صفحات مطبوعات ادبی، با نظارت و مدیریت شاعران، نوگرایی و نوعی از شعر کوتاه را ارائه دادند که به «طرح» یا «شعرک» معروف شد؛ شعرهایی کوتاه از نظر ساختار و مفهوم هم‌پای شعرهای بلند کاربرد داشت. محمد زهری در مجموعه‌ی شعر کوتاهش، «مشت در جیب»، با مطلع «شبی از شب‌ها»، شعرهای کوتاه درخشانی را به یادگار گذاشت. بیژن جلالی نیز در «روزانه‌ها»یش، شعر «ساقه‌ی‌ کوتاه» را به دوستداران شعر کوتاه تقدیم کرد.

استفاده از رسانه‌های مجازی توسط شاعران جوان،‌ در تولید مخاطبان شعر کوتاه مؤثرتر بود؛ شعری که در مدت کوتاه بتواند مفاهیم عالی را در کم‌ترین مطلع‌ها به نمایش بگذارد. از این جهت ما می‌توانیم شعر کوتاه را شعر برتر دهه‌ی 80 بدانیم و ادامه‌ی آن را در دهه‌ی 90 در بین شاعران دنبال کنیم.

هر شعری که آنِ حافظانه را داشته باشد و علاوه بر صنایع شعری، ‌کیفیت و ویژگی‌های اصلی را که یک متن را از شعر جدا می‌کند، داشته باشد، ارزشمند است. شعر باید لذتی به شاعر دهد و او را با دنیایی از مفاهیم آشنا کند و لذتی به خواننده دهد؛ وگرنه کمیت مهم نیست.

فرآوری: مهسا رضایی

بخش ادبیات تبیان


منبع: خبرگزاری دانشجویان ایران

نگاهی تحلیلی به چند رویکرد ارسال المَثَل در شعر فارسی علی ثابتی صالح

 

چکیده:

 سوگمندانه باید گفت که تاکنون تعریف جامع و مانعی از مَثَل نشده است. بسیاری از کنایات، اندرزها، حکمت عامّه و ... نیز به نام امثال در فرهنگ­ها و کتاب­ها به گونه­ای غیر علمی جای گرفته و درمیان مردم رواج یافته است امّا هیچ یک به دلیل نداشتن وجه استعاری، مَثَل محسوب نمی­شوند. هدف از تدوین این مقاله، تبیین جایگاه ارسال المَثَل در آرایه­های ادبی، تعریف لغوی و اصطلاحی مَثَل، تحلیل رویکردهای مختلف ارسال المَثَل و سرانجام ارائه­ی تعریفی جامع و مانع از مَثَل با بیان مصادیق و شواهدی از اشعار مفتون همدانی برای رویکردهای ارائه شده با استفاده از روش پژوهش کتابخانه­ای است. بی گمان نیتجه­ی این ارزیابی، هدایت درست پژوهش­ها درباره­ی« امثال» را         به دنبال خواهد داشت و به فهم بهتر مَثَل کمک خواهد کرد.

کلید واژه­ها:

ارسال المَثل، تشبیه، استعاره، استعاره­ی تمثیلیّه و زبانزد.

ادامه نوشته

ریشه مشترک افسانه ها

ابوالفضل زرویی نصرآباد در گفت و گو با پایگاه خبری حوزه هنری گفت: معتقدم افسانه­ ها ریشه­ های مشترک در میان تمام مردم دنیا دارند. در این مطالعات مشاهده کردم به عنوان مثال افسانه­ ای در ونزوئلا با افسانه ­ای در میان روس­ها و حتی افغان­ها بسیار شبیه است تنها زمان، مکان و موقعیت داستانی آن افسانه­ ها با یکدیگر تفاوت دارد و در بیان کلی و طرح اصلی افسانه­ ها با یکدیگر مشترک هستند.»

ادامه نوشته

حافظ در فرانسه

دکتر جواد حدیدی
در سال 1867، ژان باتیست نیکلا برای نخستین بار رباعیات خیام را به زبان فرانسوی درآورد. مقدمه و حواشی مفصلی نیز بر آن افزود و در آن به شرح عرفان و تصوف پرداخت و خیام و بسیاری دیگر از شاعران و سخنوران ایرانی، از جمله حافظ را عارف و پشمینه پوش پنداشت. بی گمان نیکلا فلسفه عمیق خیام را خوب درک نکرده و بر وسعت مشرب حافظ و جلوه های گوناگون اشعارش پی نبرده بود؛ اما فرانسویان به او اعتماد داشتند، زیرا نزدیک سی سال با سمتهای سیاسی گوناگون در ایران به سر برده بود و فارسی خوب می دانست و چنان که خود می گفت، ترجمه اش از رباعیات و تفسیرش بر اشعار حافظ و دیگران، مورد تایید ادیبان ایرانی بود، و وی می خواست از این رهگذر به ادبیات وطن خود خدمتی کند و راهی نو در برابر شاعران فرانسوی بگشاید تا بتوانند از سرچشمه زلال ادبیات و شعر فارسی سیراب شوند و به تصویرها و تعبیرهایی نوین رهنمون گردند و از جمود رهایی یابند. فرانسویان هم گفته هایش را بنا بر اعتبارش پذیرفتند و خیام و حافظ را عارفی پشمینه پوش دانستند. دیگر در اشعار اینان «می» ختر رز نبود، بلکه شراب عشق الهی بود که روانهای پاک را تابناک می کند و آنها را به مقام قرب الهی می رساند. از این رو، حافظ که تا آن تاریخ «شاعر دلها» بود، همچون عطار سرگشته وادی حیرت شد. و در

277


ادامه نوشته

دکتر خانلری بنیانگذار زبان شناسی علمی ازعباس حسن پور (شیون نوری)


یکی از چهره های شاخص و اثر گذار در فرهنگ و ادبیات معاصر دکتر پرویز ناتل خانلری است. حضور موفق خانلری در عرصه ی دانشگاه ،مطبوعات(مجله ی سخن)و هم چنین مشاغل سیاسی از او چهره ای ممتاز و ماندگار ساخته است.

        پرویز ناتل خانلری در اسفند 1292 ه.ش1در تهران دیده به جهان گشود. پدرش میرزا ابوالحسن خان  اهل ناتل مازندران و کارمند وزارت عدلیه بود که بعدها به وزارت امور خارجه رفت و سال ها در روسیه خدمت کرد. مادرش سلیمه کاردار، اهل علی آباد نور و دختر خاله ی نیما یوشیج بود.

         پرویز آموزش اولیه را نزد پدر فرا گرفت،پس از مرگ پدر تحت هدایت و مراقبت مادرش به مدرسه ی «سن لویی»رفت. در همان جا زبان فرانسه را آموخت . در سال 1309 با تشویق استاد فروزانفر به مدرسه ی دارالفنون رفت.

        تسلط خانلری به زبان فرانسه به حدی بود که در سال چهارم دبیرستان «دختر سروان» اثر پوشکین را ترجمه کرد و جهت ادامه تحصیل در سال 1311 وارد دانشگاه تهران شد و هم زمان با ماهی بیست تومان به معلمی پرداخت. پس از دریافت لیسانس و پایان خدمت نظام وظیفه جهت تدریس به رشت رفت.  شوق تحصیلات تکمیلی و عطش استسقایی به علم آموزی ،دوباره او را به تهران کشاند. او پس از دکتر محمد معین ،دومین دکتر زبان و ادبیات فارسی بود که از رساله ی خود با عنوان «چگونگی تحول اوزان غزل و تحقیق انتقادی در عروض و قافیه»دفاع کرد و پس از آن به دانشیاری دانشگاه تهران منصوب شد.

        نکته ای که در تتبعات راقم این سطور حاصل شد و شاید برای خوانندگان عزیز جالب باشد این است که چهار تن از نخستین دکترای زبان و ادبیات فارسی مازندرانی بودند ( دکتر  ذبیح الله صفا از یکی از روستاهای بین ساری و سمنان-دکتر حسین خطیبی نوری اهل برودن-بلده-دکتر صادق کیا و دکتر خانلری اهل ناتل نور و کجور )

          زنده یاد خانلری در سال 1320 یعنی در سن 28 سالگی با هم درس دوره ی دکترای خود خانم زهرا کیا نوه ی شیخ فضل الله نوری ازدواج کرد

        خانلری در سال 1327 جهت تکمیل تحصیلات راهی پاریس شد و در دانشگاه سوربن درباره ی فونتیک و زبان شناسی مطالعاتی کرد. هم چنین دوره ی زیبایی شناسی را پشت سر گذاشت.

 زنده یاد خانلری ازچهره های ماندگار فرهنگ و ادب ایرانی است،او از جمله نخستین کسانی است که دوره ی زبان شناسی علمی را گذلراند و به تدریس و تحقیق درباره ی آن پرداخت ،دکتر شفیعی کدکنی در مورد درجه و اشراف علمی ، خلاقیت و اعتماد به نفس ایشان می نویسد:«بزرگ ترین امتیاز خانلری به عنوان یک محقق ادبیات فارسی علاوه بر احاطه ی او به روش های علمی این گونه مطالعات و علاوه بر خلاقیت ذهنی و نوآوری ذاتی او،در نظم و نظامی بود که به لحاظ اندیشه همواره از آن برخوردار بوده است.»2

     دکتر محمد محجوب هم خستگی ناپذیری و مقام علمی و خدمات فرهنگی او را ستوده و در بیانی ظریف می نویسد:«در این دو قرن اخیر اگر دو تن بیش از هر کس در گسترش فرهنگ و ادب ایران و شناساندن آن به مردم ایران و جهان و نیز ایجاد تحولات مطلوب در آن دخالت داشته اند،یکی از این دو تن دکتر پرویز خانلری است.»3

        خانلری با آن که از منزلت اجتماعی و سیاسی ویژه ای برخوردار بود و جزو رجال روزگار خویش تلقی می شد ما ترک مادی چندانی نداشت  .در مجله ی دنیای سخن شماره 34 از قول دکتر فتح الله مجتبایی آمده است:«به مال و منال دنیا چندان وابسته نبود و تا آن جا که من می دانم پس از شصت سال کار و تلاش تصدی بر مقامات ،از او جز مقداری کتاب و خانه ای که به دوران جوانی او تعلق داشت چیزی بر جای نمانده است.»4

     دکتر خانلری ریشه در این خاک داشت،گرچه چندین بار با تبر و تیر طعنه ی دوست و دشمن زخمی شده بود اما هرگز نخواست و نتوانست دل از دست میهن رها سازد. او در نامه ای خطاب به پسر خود نوشت:«شاید بر من عیب بگیری که چرا دل از وطن برنداشته و تو را به دیاری دیگر نبرده ام،تا آن جا با خاطری آسوده به سر ببری،اما من و تو آن نهال ها نیستیم که آسان بتوانیم ریشه از خاک برکنیم.»5

  

ادامه نوشته

پاسخ خودآزمایی زبان فارسی سال سوم -تجربی و ریاضی از خود آزمايي درس چهاردهم

، ص 112  1- حر، قرن ، دليل ، فرقه ، تحفه ، مصيبت، نابغه  2- مجانين/ طلاب،كبار، وكلا، اوصيا،( ا                                                
ادامه نوشته

تکواژ

انواع تکواژ : آزاد ، وابسته
ادامه نوشته

همایش سر گروهای سراسر کشور در شیراز 1و 2 آذرماه

        همایش پس تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید با حضور افراد ذیل راس ساعت 9/30 در محل استقرار دبیرخانه راهبری ادبیات در باشگاه فرهنگیان استان فارس برگزار گردید.

1

ادامه نوشته

شاخص های ارزشیابی فعالیت های گروه ادبیات استان در سال تحصیلی 90/89

معیارهای ارزشیابی عملکرد گروه آموزشی درس ادبیات فارسی  آموزش متوسطه نظري    سال تحصيلي 90-89

ردیف

شاخصهای ارزشیابی

حداکثر امتیاز

شهرستان/منطقه

بوشهر

دشتستان

گناوه

تنگستان

دشتي

دير

كنگان

جم

سعدآباد

شبانكاره

خارگ

دلوار

بندرريگ

عسلويه

كاكي

بردخون

ديلم

1

اجرا و گزارش عملكرد برنامه عملياتي گروه استان در سه ماه .... سال تحصيلي

10

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2

بازديد از كلاس هاي درس و ارائه گزارش به گروه استان

5

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

3

پيگيري مكاتبات و بخشنامه هاي ارسالي از گروه استان

5

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

4

برگزاری مسابقه طرح درس نویسی و تولید محتواهای آموزشی در درس زبان فارسی از طریق فناوری های جدید ( IT)

10

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

5

ارائه ی دروس (آرایه ، عروض ، تاریخ ادبیات ) در قالب پاورپوینت

10

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

6

تهيه و بررسي نمونه سئوال امتحاني نوبت اول طبق معيارهاي ارزشيابي در حيطه هاي مختلف يادگيري

5

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

7

برگزاری همایش ها و نشست های ادبی-تخصصی وانجمن های ادبی

5

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

8

تهيه و ارسال مقاله تخصصي جهت استفاده در سايت گروه و نشريه (پویه)  به صورت لوح فشرده  

10

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

9

انتشار فصلنامه الکترونیکی با رویکرد بهبود روش های یاددهی ویادگیری

10

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

9

نوآوري و خلاقيت در قالب برگزاری نمایشگاه کتب دست ساخته های دبیران و دانش آموزان

20

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

10

تشكيل جلسات گروه آموزشي و گزارش به گروه استان

5

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

11

بازبيني 5% اوراق امتحاني و گزارش به گروه استان

5

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جمع امتيازات

100

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برنامه عملیاتی ادبیات فارسی متوسطه استان

برنامه عملیاتی گروه آموزشی زبان وادبیات فارسی متوسطه استان بوشهر سال تحصیلی  90/89

سر گروههای محترم شهرستان /منطقه

  با احترام 

           طبق برنامه عملیاتی سال تحصیلی جدید فعالیت های گروههای آموزشی  خود را تنظیم کرده تا فعالیت ها متناسب و موازات برنامه ی عملیاتی استان باشد.در ضمن محل استقرار دبیرخانه کشوری درس مربوط امسال ازاستان ایلام به استان فارس تغییر یافته است. 

                                                                                   با احترام فراوان 

                                                                                       سراجی

ردیف

محور

عنوان فعالیت برنامه عملیاتی

دامنه فعالیت

زمان اجرا

ملاحظات

استان

شهرستان

منطقه

1

طراحی آموزشی

 1)مسابقه طرح درس نویسی وتولید محتواهای آموزشی در دروس زبان فارسی از طریق فنآوری های جدید(IT)

2)ارائه ی دروس ( آرایه ادبی ، عروض وقافیه وتاریخ ادبیات )در قالب پاورپوینت

*

 

*

 

 

نیمه اول بهمن

 

//

 انتخاب 1 اثر برگزیده در هر یک از دروس مذکور و معرفی به استان

جزئیات طبق فراخوان اعلام خواهد گردید .

2

نقد و بررسی محتوای آموزشی

برگزاری جلسه نقد وبررسی با حضور متخصصین و مؤلفین کتب درسی

*

 

 

تا نیمه دوم اسفند

نشست یک روزه باحضور سرگروه های آموزشی شهرستان ها و مناطق و دبیران ادبیات مدارس خاص

3

خلاقیت و نوآوری و بهبود روش های آموزشی

1)برگزاری نمایشگاه کتاب های دست ساخته دانش آموزان و دبیران با محتوای (داستان ،نمایش نامه ،قصه،نثرادبی ،مجموعه شعر و ... )

2)برگزاری همایش ها و نشست های ادبی –تخصصی و انجمن های ادبی

3)فراخوان مقاله تخصصی جهت ارسال و درج در نشریه کشوری پویه

4) انتشار فصلنامه الکترونیکی  سیمرغ

5) غنی سازی سایت

*

 

*

 

*

*

*

*

 

*

 

*

 

*

 

*

 

*

 

تا پایان اسفند

 

تا پایان فروردین

 

تا پایان اسفند

تا پایان بهمن

 

انتخاب آثار برتر و ارسال به گروه استان حداکثر 4 مورد (دانش آموزان ودیبران)

جزئیات متعاقباً طی فراخوان اعلام خواهد شد

5

بهبود عملکرد دبیران و متخصصان

بازدید از مدارس مناطق و شهرستان های 17 گانه

*

*

*

طول سال تحصیلی

 

6

بهبود روش های ارزشیابی

1)ارزشیابی از عملکرد سالیانه گروه های آموزشی مناطق و شهرستان های 17 گانه استان

2) تحلیل وبررسی سوالات امتحان نهایی خرداد 89-88

*

 

*

 

 

خرداد ماه

 

نیمه آبان

 

                                                                                                                                                                                            

                                                                                                                                                                           

روز بزرگداشت حافظ


روز بزرگداشت حافظ

 

امروز (20مهر ) روز بزرگداشت حافظ است . . .


روز حافظ ، روز مردی است که بسیاری از فارسی زبانان ، سالهای سال، شبها

و روزهای خود را با زمزمه اشعار آسمانی او به لحظاتی خوش بدل کرده اند

روز مردی که این وادی پر آشوب و این جهان ظلمانی با چراغ کلمات او به

مامنی در خور بدل شد و زیستن معنا یافت و بسیاری از ما در آتشی که

صاعقه سحاب اندیشه های او بر خرمن وجودمان زد شعله ور شدیم تا

دوباره بر هستی خود بیاندیشیم و بر بودنمان تا این سفر پر تعب را

عاشقانه طی کنیم و در تجلی مقصود ،

رفتن را پای استوارتر بداریم.



روز او که از پس صدها سال نوای آسمانی اش را چون بارانی که بر روحمان

می طراود حس میکنیم بر همگان فرخنده باد.




حافظ از آب زندگی شعر تو داد شربتم

ترک طبیب کن بیا نسخه شربتم




روز بزرگداشت حافظ

وصیت نامه مولانا

شما را وصيت مي کنم به ترس از خدا در نهان و عيان 
و اندک خوردن و اندک خفتن و اندک گفتن و 
کناره گرفتن از جرم و جريت ها و مواظبت بر روزه
و نماز برپا داشتن و فرونهادن هواهاي شيطاني 
و خواهش هاي نفساني و شکيبايي بردرشتي مردمان 
و دوري گزيدن از همنشيني با احمقان و نابخردان و سنگدلان
و پرداختن به همنشيني با نيکان و بزرگواران همانا بهترين 
مردم کسي است که براي مردم مفيد باشد و بهترين گفتار کوتاه
و گزيده است و ستايش از آن خداوند يگانه است.

روز مولانا گرامی باد

  اثر قلمزني روي مس نيم تنه " مولانا" در اصفهان رونمايي شد

اثر قلمزني روي مس نيم تنه"مولانا جلال‌الدين بلخي "شاعر پر آوازه‌ايراني عصر روز چهارشنبه در اصفهان رو نمايي شد. 

به گزارش ايرنا اثر ياد شده كه توسط استاد"مهدي علمداري" هنرمند قلمزن اصفهاني ساخته شده است ، با حضور مسوولان فرهنگي و علاقه مندان به هنر در مجتمع فرهنكي و هنري استاد فرشچيان اصفهان رونمايي شد.

دراين مراسم كه مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان اصفهان و رييس ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري‌استان حضورداشتند، تعدادي از هنرمندان اصفهان در خصوص سبك كاري استاد علمداري سخنراني كردند.

اين‌اثر قلمزني نيم تنه مولوي شاعرپارسي گوي مثنوي سراي ايران زمين‌است كه درسال جاري كه بانام مولانانام نهاده شده توسط استاد علمداري خلق شده است.

استاد علمداري متولد  ۱۳۲۶ در اصفهان است كه قلمزني را در محضر دايي خود فرا گرفته است.

در پايان اين مراسم كه باتقدير از استاد علمداري همراه بود اين اثر هنري رونمايي شد. 

تبریک سال تحصیلی

           

                  سال تحصیلی جدید را به سنگر داران تعلیم و تربیت 

           تبریک می گوییم.




حروف اضافه مركب يا ساده

به کوشش جناب آقای موسی زند وکیل
ادامه نوشته

شناخت فردوسي

هفت ويژگی فردوسی
ادامه نوشته

شاهنامه شناسي

فردوسی و اهميت شاهنامه
ادامه نوشته

خلاصه عروض و قافيه پيش دانشگاهي ادبيات

شعر، وزن، قافيه
ادامه نوشته

پاسخ خود آزمايي سال سوم ادبيات

پاسخ خود آزمایی های ادبیات ۳ انسانی
خودآزمایی درس اول( ستایش خدا و نعت پیامبرص)ص۵
ادامه نوشته

کهن‌ترین نسخه فارسی تاریخ‌دار موجود در جهان

 

matne-kohan.jpgچاپ عکسی(نسخه‌برگردان) کتاب "الابنیه عن حقایق الادویه" که کهن‌ترین نسخه فارسی تاریخ‌دار موجود جهان است به کوشش مرکز پژوهشی میراث مکتوب و با همکاری فرهنگستان علوم اتریش به صورت کامل در ایران منتشر شد. کتاب "الابنیه عن حقایق الادویه(روضةالانس و منفعةالنفس)" نوشته ابومنصور موفق بن علی هروی و به خط علی‌بن احمد اسدی طوسی در 447 قمری است که با مقدمه‌های فارسی ایرج افشار و علی اشرف صادقی و مقدمه‌های انگلیسی برت فراگنر، نصرت الله رستگار، کارل هولوبار، اوا ایربلیش و محمود امیدسالار به بازار نشر ایران عرضه شده‌است

ادامه نوشته

« شاهنامه آخرش خوش است. »

این ضرب المثل در مورد کسانی به کار می­رود که در کار خویش و یا در نتیجه گیری از کاری عجله می­کنند و قبل از اینکه به پایان عملی و کاری رسیده باشند به قضاوت می­نشینند و آن عمل یا کار را مورد نقد قرار می­دهند و تیزبینان که می­دانند هر اسب تیزتک و عجولی عاقبت با سر به زمین خواهد خورد به آنان یادآور می­شوند که عجله نکنید چرا که  : « شاهنامه آخرش خوش است. »

ادامه نوشته

درگذشت دکتر علی محمد حق شناس  

                      

a0840452.jpgخبرگزاري فارس: علي‌محمد حق‌شناس روزجمعه 89/2/10 در سن هفتاد سالگی در بیمارستان پیامبران تهران در گذشت.این استاد زبان شناس و محقق ادبیات در 30 سال گذشته در كسوت فرهنگ‌نويس، مترجم، نويسنده و منتقد دقيق و نوآور ظاهر شده بود و تلاش مي‌كرد نوشته‌هايش سبكي آكادميك و خلاقانه داشته باشد.علي‌محمد حق‌شناس سال 1319 در شهرستان جهرم متولد شده بود و در دانشگاه تهران و لندن در دو رشته ادبيات فارسي و زبان‌شناسي تحصيل كرده بود. 

 
ادامه نوشته

معلم بزرگ ایل درگذشت .

معلم بزرگ ایل درگذشت

3.jpgمحمدبهمن بیگی تئورسین، حقوقدان، نویسنده، بنیانگذارو پدر آموزش و پرورش عشایر ايران، برنده جایزه سوادآموزی یونسكو، مبدع و مبتكر روشهای نوین تعلیم و تربیت در ایران مقارن با ظهر روز شنبه يازدهم ارديبهشت ماه 1389 در آستانه روز معلم دار فاني را وداع گفت.
بهمن بیگی که سال های زیادی از عمرش را به ارتقا فرهنگ و سواد در میان عشایر خصوصا عشایر جنوب کشور و استان فارس، بر اثر عفونت ریوی بامداد روز (شنبه) یازدهم اردیبهشت ماه جلالی، به دیار باقی شتافت.

 

ادامه نوشته