نگاهی تحلیلی به چند رویکرد ارسال المَثَل در شعر فارسی علی ثابتی صالح

 

چکیده:

 سوگمندانه باید گفت که تاکنون تعریف جامع و مانعی از مَثَل نشده است. بسیاری از کنایات، اندرزها، حکمت عامّه و ... نیز به نام امثال در فرهنگ­ها و کتاب­ها به گونه­ای غیر علمی جای گرفته و درمیان مردم رواج یافته است امّا هیچ یک به دلیل نداشتن وجه استعاری، مَثَل محسوب نمی­شوند. هدف از تدوین این مقاله، تبیین جایگاه ارسال المَثَل در آرایه­های ادبی، تعریف لغوی و اصطلاحی مَثَل، تحلیل رویکردهای مختلف ارسال المَثَل و سرانجام ارائه­ی تعریفی جامع و مانع از مَثَل با بیان مصادیق و شواهدی از اشعار مفتون همدانی برای رویکردهای ارائه شده با استفاده از روش پژوهش کتابخانه­ای است. بی گمان نیتجه­ی این ارزیابی، هدایت درست پژوهش­ها درباره­ی« امثال» را         به دنبال خواهد داشت و به فهم بهتر مَثَل کمک خواهد کرد.

کلید واژه­ها:

ارسال المَثل، تشبیه، استعاره، استعاره­ی تمثیلیّه و زبانزد.

ادامه نوشته

ریشه مشترک افسانه ها

ابوالفضل زرویی نصرآباد در گفت و گو با پایگاه خبری حوزه هنری گفت: معتقدم افسانه­ ها ریشه­ های مشترک در میان تمام مردم دنیا دارند. در این مطالعات مشاهده کردم به عنوان مثال افسانه­ ای در ونزوئلا با افسانه ­ای در میان روس­ها و حتی افغان­ها بسیار شبیه است تنها زمان، مکان و موقعیت داستانی آن افسانه­ ها با یکدیگر تفاوت دارد و در بیان کلی و طرح اصلی افسانه­ ها با یکدیگر مشترک هستند.»

ادامه نوشته

حافظ در فرانسه

دکتر جواد حدیدی
در سال 1867، ژان باتیست نیکلا برای نخستین بار رباعیات خیام را به زبان فرانسوی درآورد. مقدمه و حواشی مفصلی نیز بر آن افزود و در آن به شرح عرفان و تصوف پرداخت و خیام و بسیاری دیگر از شاعران و سخنوران ایرانی، از جمله حافظ را عارف و پشمینه پوش پنداشت. بی گمان نیکلا فلسفه عمیق خیام را خوب درک نکرده و بر وسعت مشرب حافظ و جلوه های گوناگون اشعارش پی نبرده بود؛ اما فرانسویان به او اعتماد داشتند، زیرا نزدیک سی سال با سمتهای سیاسی گوناگون در ایران به سر برده بود و فارسی خوب می دانست و چنان که خود می گفت، ترجمه اش از رباعیات و تفسیرش بر اشعار حافظ و دیگران، مورد تایید ادیبان ایرانی بود، و وی می خواست از این رهگذر به ادبیات وطن خود خدمتی کند و راهی نو در برابر شاعران فرانسوی بگشاید تا بتوانند از سرچشمه زلال ادبیات و شعر فارسی سیراب شوند و به تصویرها و تعبیرهایی نوین رهنمون گردند و از جمود رهایی یابند. فرانسویان هم گفته هایش را بنا بر اعتبارش پذیرفتند و خیام و حافظ را عارفی پشمینه پوش دانستند. دیگر در اشعار اینان «می» ختر رز نبود، بلکه شراب عشق الهی بود که روانهای پاک را تابناک می کند و آنها را به مقام قرب الهی می رساند. از این رو، حافظ که تا آن تاریخ «شاعر دلها» بود، همچون عطار سرگشته وادی حیرت شد. و در

277


ادامه نوشته