شگفتی های نوابغ جهان

************************************************

 

«  بسياري از نام آموران مشهور جهان فاقد تحصيلات ابتدايي بوده­اند »

 

1- چارلي چاپلين، هنر پيشه و نابغه­ي سينما

2- چالز ديكنز ، رمان نويس انگليسي

3- توماس اديسون، مخترع آمريكائي

4- ماركسيم گورگي، نوينده روسي

 

************************************************

 

« برخي از بزرگان نيز فاقد تحصيلات متوسطه بوده­اند »

 

1- ويلبر رايت، مخترع هواپيما

2- مبارشال تينو، نخست وزير يوگسلاوي

 

برای دیدن متن کامل روی ادامه مطلب کلیک نمایید

ادامه نوشته

حسن انصاری – کارشناس زبان و ادبیات فارسی

زبان فارسی از جاودانگی تا تحول

 

حسن انصاری – کارشناس زبان و ادبیات فارسی

 استان بوشهر – شهرستان دشتستان

 

چکیده : فارسی زبانی است که معرف فرهنگ و هویت ملی ما ایرانیان است . این زبان در گذر زمان ، فراز و نشیب های زیادی را طی کرده ، اما همچنان جاویدان و پا برجا مانده است. راز جاودانگی زبان فارسی را می توان در داشتن یک پشتوانه ی فرهنگی غنی دانست ؛ فرهنگی که شاعران و نویسندگان بزرگی را پرورش داده تا زنجیره های استوار و ناگسستنی زبان فارسی را تشکیل دهند.

    در دوره ی معاصر ، به دلیل گسترش ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی ، زبان فارسی بیش از همه دوره ها در معرض خطر قرار گرفته است ؛ وجود یک فرهنگستان قوی ، برنامه ریزی مناسب برای آموزش زبان و ادبیات فارسی در مدارس و همفکری دانشگاهیان و صاحب نظران نگارش و ویرایش و اتفاق نظر آنان در این زمینه، می تواند جاودانگی این زبان را استمرار بخشد.

واژه های کلیدی: زبان فارسی . خط فارسی . تحول . جاودانگی . فرهنگ ، هویت ملی. فرهنگستان . آموزش و پرورش . دانشگاه ها . صدا و سیما . وندها . واژگان دخیل . پویایی . ترجمه . روان خوانی . درست نویسی. واژه سازی

مقدمه

فارسی زبانی است که مردم این سرزمین قرن ها بدان سخن گفته اند؛ هجوم اقوام گوناگون (مقدونی ، ترک ، عرب و ...) در طول تاریخ هرگز نتوانسته است این زبان را از پای در آورد . از سوی دیگر، فارسی، زبانی است که در گذر زمان، دگرگونی های زیادی را برخود پذیرفته است اما این دگرگونی ها نه تنها سبب نابودی این زبان دیر پا نشده بلکه پویایی آن را بیشتر نموده است.

    هنگامی که به این نکته می اندیشیم که چرا چیرگی اعراب و خلافت های اسلامی بر دستگاه اداری مردم این سرزمین هرگز موجب نشد تا زبان فارسی در ایران (مانند زبان رومی در سوریه و لبنان و قبطی در مصر) به فراموشی سپرده شود، به آینده ی این زبان و جاودانگی آن بیشتر امیدوار می شویم نگارنده ی این مقاله بر آن است تادر ادامه نگرانی های موجود نسبت به آینده ی این زبان را در سه مرحله ی جاودانگی زبان فارسی ، چگونگی حمایت از آن و علل تحول در زبان و خط فارسی امروز مورد بررسی قرار دهد:

برای دیدن متن کامل روی ادامه مطلب کلیک نمایید

ادامه نوشته

حسن انصاری- کارشناس زبان و ادبیات فارسی

مشکلات و راه کارهای آموزش زبان فارسی در مقطع متوسطه

نویسنده : حسن انصاری- کارشناس زبان و ادبیات فارسی

استان بوشهر – شهرستان دشتستان 

چکیده : دبیران زبان فارسی ، هنگام آموزش این درس در مقطع متوسطه ، با مشکلاتی از جمله ، حجم زیاد کتاب ، کابردی نبودن آموزش ها ، نبود فرصت کافی برای پرداختن به املا و روخوانی ، وجود یک کتاب با محتوای یکسان در همه رشته ها و ناهماهنگی بین مطالب کتاب های زبان فارسی 1و2و3 روبه رو هستند. یافتن راه کارهای مناسب برای این مشکلات ، می تواند در آموزش زبان فارسی تاثیر گذار باشد.

 

واژه های کلیدی: زبان فارسی 1و2و3 ، حجم کتاب ها ، کاربرد آموزش ها ، املا ، روخوانی، ناهماهنگی مطالب، بیاموزیم ، حروف پیوند ، گروه اسمی ، برخوردار بودن ، متمم،زبان علمی و ادبی، روش تحقیق ، انواع اضافه ، قواعد ترکیب ، حذف

مقدمه

   زبان فارسی ، آیینه فرهنگ و هویت ملی ما ایرانیان است این زبان ، در گذر زمان فراز و نشیب های زیادی را طی کرده ، اما همچنان جاودان مانده است. در دوره های معاصر ، به دلیل گسترش ارتباطات ، پیشرفت های صنعتی و هجوم واژه های بیگانه ، این زبان بیش از هر دوره ی دیگر در معرض خطر قرار گرفته است. یکی از نهادهایی که بیش از حد هر نهاد دیگری می تواند در حفظ زبان فارسی تاثیر گذار باشد ، وزارت آموزش و پرورش است. هر چند که در سال های اخیر ، سازمان تالیف کتاب های درسی ، تلاش های فراوان و مثبتی را در این جهت آغاز کرده ، این کتاب ها به یک باز نگری مجدّد نیاز دارد . نگارنده در این مقاله بر آن است تا بخشی از مشکلات آموزش زبان فارسی در آموزش متوسطه را برشمارد و راه حل هایی را برای رفع آنها ارائه دهد.

 

برای دیدن متن کامل روی ادامه مطلب کلیک نمایید

ادامه نوشته

کریم حیاتی کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی.منطقه شبانکاره

 

عقل و ویژگی های آن در مثنوی شریف عقل و ویژگی های

 

تحقیق و پژوهش : کریم حیاتی کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی

دبیر دبیرستان های منطقه شبانکاره – ( استان بوشهر )

 

چکیده

عقل در مثنوی شریف و حتی در پهنه ادبیات فارسی مهم ترین مسائلی است که به آن پرداخته شده است مولانا برای عقل مراتب و ویژگی های قایل است. به طوکلی عقل در مثنوی به دو دسته ممدوح و مذموم تقسیم شده است که پس از آن مولانا هر کدام را به دسته هایی دیگر و یا به عبارت بهتر با نام هایی متفاوت می خواند که از مهم ترین این نام ها و تقسیم بندی ها عقل کلی و جزوی است ؛ او عقل جزوی را شاگرد و جیره خوار عقل کلی می داند و معتقد است که عقل جزوی برای معاش است ولی عقل کلی برای معاد است او همچنین از عقل استدلالی یاد می کند و هر چند که استدلال را نکو شمرده و در جای جای مثنوی خود از آن بهره گرفته است اما اهل آن( استدلالیان ) را در جاده عرفان و سلوک ناتوان می بیند از دیگر نام هایی که ممکن است فقط تفاوت آنها در لفظ باشد می توان از عقل شریف ، عقل من لدن ، عقل عرشی و از جمله عقلهای مذموم ، از عقل تباه ، عقل فلسفی ، عقل مکسبی و ... نام برد .

البته مراتب و ویژگی های هر کدام با هم تفاوت هایی دارد. از دیگر تقسیم بندی های عقل به ذاتی و اکتسابی می توان یاد کرد که عقل اکتسابی در اثر تحصیل و علم و مدرسه به دست می آید.

مقدمه :

زبان و ادبیات فارسی بر خود می بالد که خورشیدی هشتصد ساله را به منظومه عرفانی ادبیات و فرهنگ جهان تقدیم نموده است. دریایی که هر قطره اش در صدف دل های مشتاقان مرواریدی گران بهاست ، آیینه ای که پرتو تمام اندیشه های عرفانی را به بشر تابانیده و دست هر دردمندی را گرفته و پله پله تا ملاقات خدا برده است. او و مثنوی گران مایه اش در عین شهرت چه بسیار زوایایی دارند که هنوز ناشناخته مانده اند و شناخت هر چه بیشتر آن شگفتی بیشتری در پی دارد.

از جمله مباحث و مفاهیمی که در دریای مثنوی قابل تأمل و درنگ است بحث عقل است چرا که در طول تاریخ شعر و فرهنگ فارسی همواره معرکه نظرات مختلف ، متفاوت و متضاد اندیشمندان ، شعراء و دیگر کسان بوده است. عقل در ادب فارسی موجودی با ابعاد متفاوت گاه ستوده شده و گاهی مورد مذمت قرار گرفته است و از آنجا که مولانا به این مقوله توجهی خاص داشته و در هر فرصت سمند را در این سرزمین رانده است. بایسته و شایسته به نظر رسید تحقیق و پژوهشی هر چند ناقص پیرامون آن در مثنوی صورت گیرد.

برای دیدن متن کامل ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

کریم حیاتی کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی

ادامه مطلب بالا

 

حقیقت عقل یک چیز است :

کسانی که از حقیقت دنیا و اصل آن خبر ندارند همچون کرمی هستند که در چوب لانه ساخته ولی از سبز شدن و نهال شدن چوب اطلاعی ندارد ولی اگر این کرم از زمان پیدایش چوب باخبر باشد کرم نیست هر چند که ظاهری چون کرم داشته باشد، عقلی است که از منبع عقل کل بهره می گیرد. عقل معرفت جو و معرفت اندیش در لباس ها و ظواهر متفاوت چهره می نماید. همچون پری که به اشکال گوناگون توصیف می شود. اما هیچ یک از توصیف شکل واقعی او را بیان نمی نماید پس عقل کل تقلید پذیر نیست و آن که در لباس تقلید پیدا می شود عقل مادی و جزوی می باشد که بالی بدون پر است که پرواز با آن ممکن نیست و به سوی پستی ها سیر می نماید.

برای خواندن متن کامل ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

خانم حكيمه سليم ـ دبير ادبيات دبيرستان هاي شهرستان دشتستان

محرم عشق (نگاهي به زندگاني مولانا)

 

نويسنده : خانم حكيمه سليم ـ دبير ادبيات دبيرستان هاي شهرستان دشتستان

تقدیر و تشکر:

آغاز دفتر به نام او که خفتگان را بیدار می کند ، و گمراهان را فرا می خواند و خستگان را توان می بخشد و دلیران را ستایش می کند و همه را به انتهای بیابان تا شهر خداوند رهنمون می کند .

سرآغاز این دفتر به نام او که به خورشید معرفت عروج کرد و آفتاب مهمان قاب را چون شمعی در کف خویش گرفت و خود میکده و میخانه ی عشق شد و سینه ی او محرم اسرار گشت و دیده ی او روضه ی انوار شد .

سرآغاز دفتر به نام او که خدایش لباس فاخرانی انی جاعل فی الارض خلیفه را بر قامت بلند او پوشاند ، و مزین به علم الادم اسماء گلها شد و در جامه و جبه اش نبودالاخدا .

سرآغاز دفتر به نام او که نامه ی اسرار را نثار عالم ساخت و از او آفاق جهال پر عطر و عشاق جهال پرشور گشتند و ملک ولایت و قلمرو محبت را از آن خود نمودند .

 

پیشگفتار:

همزمان با ولادت مولانا ، ایران ما تمدنی داشت با شهرهای آبادی چون نیشابور ، مدرسه های نظامیه ، کتابخانه ها ، سازمانهای شهری و کشوری ، راههای کاروانی و کاروانسراها و چاپار خانه ها ... در قلب آسیا نیز قبایل مغول نظمی و سامانی یافته بودند و همبستگی شان به آنها قدرتی داده بود ، که همسایگان می بایست با آنها بی احتیاط نباشند . مغولها ایران خوارزمشاهی را به چشم یک همسایه مقتدر می نگریستند ، و ظاهراً خواستار روابط بازرگانی و فرهنگی با آن بودند ، و اگر ، به فرض ، چند بازرگان ایرانی به مغولستان می رفتند ، مغولها صلاح نمی دیدند که مهمان را بکشند م ومتاع او را غارت کنند ، اما اگر چند بازرگان مغول به ایران می آمدند و چنین بلایی سرشان می آمد ، چنان که در شهر اترار چنین واقع شد ، آنوقت مغولهای وحشی و انتقام جو ، می توانستند شهری را چنان ویران کنند که بر خرابه هایش گندم بکارند ، و در شهر دیگر ، نه تنها انسان ، سگها و گربه ها را هم زنده نگذارند ، و احتیاط با آن مردمان به این دلیل ضرورت داشت .

اما ، در آن روزها جام بلورین خوارزمشاهان از باده غرور و جهالت لبریز بود ، و در دیگر سوی خاک ایران ، کار حکومت بغداد نیز به فسادی بی حد کشیده بود ، و میان آندو نیز رابطه خوبی نبود که در برابر یک فاجعه احتمالی آنها را به یکدیگر پیوند دهد.  نظام جامعه در حال گسیختن بود ، و پذیرای یک فاجعه . محمد خوارزمشاه و کارگزارانش بهانه به دست مغولها دادند ، و هنگامی که « زنگی مست ، تیغ در کف » به میدام آمد ، فرمانروای نادان از پیش فاجعه گریخت و پایداری فرزندش چلال الدین نیز فایده یی نکرد ، شهرها یکی پس از دیگری ویران شد ، بسیاری از بزرگان ایران کشته شدند ، و آنهایی که نیمه جانی به در بردند ، کوچ کردند ، بی آنکه خود بدانند که به کجا خواهند رفت ؟ مولانا و پدرش پیش از رسیدن فاجعه از خراسان رفته بودند .

مبدأ کوچ ها پیش از هر ولایت دیگر خراسان بود ، و پس از ان عراق ، امام مقصد ، بسته به این بود که چه پیش آید ؟ گروهی با سپاه جلال الدین خوارزمشاه راهی هند شدند ، گروهی دیگر با این پندار که « اقلیم پارس را غم از آسیب دهر نیست » ، از آن سو رفتند ، و جمعی از زبدگان و برگزیدگان ادب و عرفان به عراق و شام سفر کردند ، در پایان راهی دراز ، درگاه سلجوقیان روم را پناهی امن دیدند و رخت به آن دیار کشیدند ، که پیش از آنها مولانا و پدرش نیز در آن غربت قراری یافته بودند .

 

مقدمه

سرزمین ایران این مرز گوهرپرور که مملو از گوهرهای فلاهر و گنج و گنجینه های باطن است ، از دیرباز هر از چند گاهی دل چون دریای خویش را می گشاید و مروارید و کیمیایی که مس ها را زر می کند و خمرها را پر از شراب معرفت می نماید را متجلی می سازد .

از جمله ی این نامداران که موجب رشک فاکیان و حسرت ملکوتیان و جن وانس شده ، خورشید فروزان ، مولانا جلال الدین محمد بلخی است .

نوشتن سرگذشت مردی چون مولانا جلال الدین محمد ، کار آسانی نیست ، مردی که درباره او هر چه بگویند و بنویسند ، باز هم ناگفته ها بسیار است .

روزگار در حالیکه کمر خویش را چون کمان نموده بود ، این خورشید جهان تاب را در ششم ربیع الاول سال 604 ه . ق در آن آسمان معرفت ظاهر ساخت . [1][1]

جلال الدین محمد ، که با عناوین « خداوندگار» ، « مولانا» ، « مولوی» ، «ملای روم» ، و گاه با تخلص « خاموش» ، در میان پارسی زبانان شهرت یافته ، یکی از شگفتی های تبار انسانی است . [2][2]

 

برای خواندن متن کامل ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته