X
تبلیغات
گروه زبان و ادبیات فارسی استان بوشهر - مقالات و مطالب کمک آموزشی
صفحه اول آرشيو مطالب پست الكترونيك RSS 2.0
  
گروه زبان و ادبیات فارسی استان بوشهر
معرفی سایت

این وبلاگ جهت ارتباط بیشتر با فرهیختگان و اندیشمندان این مرز و بوم دانش خیز طراحی شده است وطرح نکات و موضوعات مختلف بنا بر "جز این است و غیر از این نیست " نمی باشد .خواهشمند است پیشنهادها و نظرات گرانقدر خود را در راستای بهبود روند اموزش دریغ نفرمایید. در ضمن هر گونه تبادل اطلاعات از این وبلاگ جهت پیشبرد و تسهیل اهداف آموزشی آزاد است.با سپاس فراوان :افسانه سراجی - سرگروه آموزشی زبان وادبیات فارسی استان بوشهر و سرکار خانم عزت السادات قهاری عضو گروه استان

تبریک تولد حضرت فاطمه زهرای اطهر و روز معلم
تبریک روز سعدی
سبک ها و دوره های شعر فارسی-آقای اکبر سلیمانی
آشنایی با اصطلاحات ادبی- آقای سلیمانی
سؤالات مفهومی درس ادبيات فارسي (3) عمومي
بانك سؤالات مفهومي درس ادبيّات فارسي كلاس دوم
شیوه نامه کیفیت بخشی به ادبیات فارسی
تقدیر از همکاران و سرگروه‌ها
برگزاری همایش ملی زبان شناسی
موضوع : مسابقه آزمون مجازی عناصر داستان جمال میر صادقی
اردیبهشت 1392
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
فروردین 1391
بهمن 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
تیر 1390
بهمن 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
مرداد 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
آرشيو
بانک سوالات
مقالات و مطالب کمک آموزشی
آشنایی با همکاران فعال و پیشکسوت
شعر
پاسخ خود آزمایی ها
سایت های ادبی
بخشنامه ها
پیشنهادها و انتقادات
گروه های شهرستان ها و مناطق
كوتاه و خواندني.
طرح درس
خبر
سایت دبیران ادبیات گناوه (گروه 1)
گروه ادبیات شهرستان دشتستان (گروه 2)
گروه ادبیات دلوار (گروه3)
سایت رسمی مولانا
فهرست کتاب های رایگان ادبیات
فرهنگ ایران زمین (کتابهای رایگان)
ادبکده-بانک ادبیات فارسی
قابیل-مجله ی داستان و شعر
پایگاه ادبی سخن
هفت آسمان فرهنگ و هنر
گروه ادبیات استان همدان
گروه ادبیات استان کهگیلویه و بویر احمد
گروه ادبیات استان اردبیل
گروه ادبیات استان خراسان جنوبی
گروه ادبیات استان خراسان رضوی
گروه ادبیات استان قم
گروه ادبیات استان زنجان
گروه ادبیات استان تهران
گروه ادبیات استان مرکزی
گروه ادبیات استان خوزستان
گروه ادبیات استان کرمان
گروه ادبیات استان ایلام
گروه ادبیات شهرستان های تهران
گروه ادبیات استان مازندران
گروه ادبیات استان یزد
گروه ادبیات تنگستان گروه 4
فرهنگستان زبان وادب فارسی
شورای گسترش زبان و ادب فارسی
مرکز زبان فارسی جهان
دستور زبان فارسی
انجمن دوستداران شاهنامه
سایت حافظ
پژوهشگاه علوم انسانی
مجموعه اشعار کلاسیک
تربت جام آقای غوریانی
سوال کنکور
گروه ادبیات کاکی گروه 5
گروه ادبیات جزیره خارک گروه 7
گروه دفتر تالیف زبان وادبیات فارسی
صندوق ذخیره فرهنگیان
وزارت آموزش وپرورش
تازه های ادبی
انجمن شاهنامه شناسی
سايت ادبي هزار ويك شب
وبلاگ شخصی افسانه سراجی سرگروه استان
وبلاگ سرگروه شهرستان های تهران
وبلاگ سرگروه بندر ریگ 7
وبلاگ سرگروه دیر8
وب سایت دکتر اسلامی ندوشن
دبیرخانه زبان و ادب پارسی -شیراز
گروه ادبیات شهرستان دیر
امکانات جانبی

حدیث

اوقات شرعی

تماس با ما

دیکشنری

كد ساعت و تاريخ

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار نظر سنجی



ابزار رایگان وبلاگ
مدل لباس
.: Weblog Themes By Blog Skin :.
سبک ها و دوره های شعر فارسی-آقای اکبر سلیمانی
سبک شعر، یعنی مجموع کلمات و لغات و طرز ترکیب آنها، از لحاظ قواعد زبان و مفاد معنی هر کلمه در آن عصر، و طرز تخیل و ادای آن تخیلات از لحاظ حالات روحی شاعر، که وابسته به تأثیر محیط و طرز معیشت و علوم و زندگی مادی و معنوی هر دوره باشد، آنچه از این کلیات حاصل می شود آب و رنگی خاص به شعر می دهد که آن را "سبک شعر" می نامیم، و قدما گاهی به جای سبک "طرز" و گاه "طریقه" و گاه "شیوه" استعمال می کردند.

1- سبک خراسانی
2- سبک عراقی

3- سبک هندی

4- بازگشت ادبی یا سبکهای جدید که منتهی به سبک جدید دوره مشروطه
سبک خراسانی



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 91/11/22 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
نگاهی تحلیلی به چند رویکرد ارسال المَثَل در شعر فارسی علی ثابتی صالح

 

چکیده:

 سوگمندانه باید گفت که تاکنون تعریف جامع و مانعی از مَثَل نشده است. بسیاری از کنایات، اندرزها، حکمت عامّه و ... نیز به نام امثال در فرهنگ­ها و کتاب­ها به گونه­ای غیر علمی جای گرفته و درمیان مردم رواج یافته است امّا هیچ یک به دلیل نداشتن وجه استعاری، مَثَل محسوب نمی­شوند. هدف از تدوین این مقاله، تبیین جایگاه ارسال المَثَل در آرایه­های ادبی، تعریف لغوی و اصطلاحی مَثَل، تحلیل رویکردهای مختلف ارسال المَثَل و سرانجام ارائه­ی تعریفی جامع و مانع از مَثَل با بیان مصادیق و شواهدی از اشعار مفتون همدانی برای رویکردهای ارائه شده با استفاده از روش پژوهش کتابخانه­ای است. بی گمان نیتجه­ی این ارزیابی، هدایت درست پژوهش­ها درباره­ی« امثال» را         به دنبال خواهد داشت و به فهم بهتر مَثَل کمک خواهد کرد.

کلید واژه­ها:

ارسال المَثل، تشبیه، استعاره، استعاره­ی تمثیلیّه و زبانزد.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 90/04/15 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
ریشه مشترک افسانه ها

ابوالفضل زرویی نصرآباد در گفت و گو با پایگاه خبری حوزه هنری گفت: معتقدم افسانه­ ها ریشه­ های مشترک در میان تمام مردم دنیا دارند. در این مطالعات مشاهده کردم به عنوان مثال افسانه­ ای در ونزوئلا با افسانه ­ای در میان روس­ها و حتی افغان­ها بسیار شبیه است تنها زمان، مکان و موقعیت داستانی آن افسانه­ ها با یکدیگر تفاوت دارد و در بیان کلی و طرح اصلی افسانه­ ها با یکدیگر مشترک هستند.»



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 90/04/15 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
حافظ در فرانسه
دکتر جواد حدیدی
در سال 1867، ژان باتیست نیکلا برای نخستین بار رباعیات خیام را به زبان فرانسوی درآورد. مقدمه و حواشی مفصلی نیز بر آن افزود و در آن به شرح عرفان و تصوف پرداخت و خیام و بسیاری دیگر از شاعران و سخنوران ایرانی، از جمله حافظ را عارف و پشمینه پوش پنداشت. بی گمان نیکلا فلسفه عمیق خیام را خوب درک نکرده و بر وسعت مشرب حافظ و جلوه های گوناگون اشعارش پی نبرده بود؛ اما فرانسویان به او اعتماد داشتند، زیرا نزدیک سی سال با سمتهای سیاسی گوناگون در ایران به سر برده بود و فارسی خوب می دانست و چنان که خود می گفت، ترجمه اش از رباعیات و تفسیرش بر اشعار حافظ و دیگران، مورد تایید ادیبان ایرانی بود، و وی می خواست از این رهگذر به ادبیات وطن خود خدمتی کند و راهی نو در برابر شاعران فرانسوی بگشاید تا بتوانند از سرچشمه زلال ادبیات و شعر فارسی سیراب شوند و به تصویرها و تعبیرهایی نوین رهنمون گردند و از جمود رهایی یابند. فرانسویان هم گفته هایش را بنا بر اعتبارش پذیرفتند و خیام و حافظ را عارفی پشمینه پوش دانستند. دیگر در اشعار اینان «می» ختر رز نبود، بلکه شراب عشق الهی بود که روانهای پاک را تابناک می کند و آنها را به مقام قرب الهی می رساند. از این رو، حافظ که تا آن تاریخ «شاعر دلها» بود، همچون عطار سرگشته وادی حیرت شد. و در

277




ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 90/04/15 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
حروف اضافه مركب يا ساده
به کوشش جناب آقای موسی زند وکیل

ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 89/05/01 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
شاهنامه شناسي
فردوسی و اهميت شاهنامه


ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 89/05/01 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
خلاصه عروض و قافيه پيش دانشگاهي ادبيات
شعر، وزن، قافيه

ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 89/05/01 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
کهن‌ترین نسخه فارسی تاریخ‌دار موجود در جهان
 

matne-kohan.jpgچاپ عکسی(نسخه‌برگردان) کتاب "الابنیه عن حقایق الادویه" که کهن‌ترین نسخه فارسی تاریخ‌دار موجود جهان است به کوشش مرکز پژوهشی میراث مکتوب و با همکاری فرهنگستان علوم اتریش به صورت کامل در ایران منتشر شد. کتاب "الابنیه عن حقایق الادویه(روضةالانس و منفعةالنفس)" نوشته ابومنصور موفق بن علی هروی و به خط علی‌بن احمد اسدی طوسی در 447 قمری است که با مقدمه‌های فارسی ایرج افشار و علی اشرف صادقی و مقدمه‌های انگلیسی برت فراگنر، نصرت الله رستگار، کارل هولوبار، اوا ایربلیش و محمود امیدسالار به بازار نشر ایران عرضه شده‌است



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 89/02/26 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
جستاری در فعل مرکب بهجت فروزانفر- کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی –
 

جستاری در «فعل مرکب » در کتاب های درسی دوره ی متوسطه 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 89/02/13 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
حماسه ی رامایانا
  حماسه ی راما وهمسرش شهبانو سیتاست.راما مظهر بهترین مرد وسیتا مظهر بهترین زن است.در دوران های بعد راما دردل مردم به صورت خدایی که به سیمای آدمی درآمده جای گرفت واین داستان از وفاداری های بزرگ که خاصّ مردم هنداست،یاد می کند.

ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 88/12/11 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
اسلوب معادله و تمثیل

منظور از اسلوب معادله یك ساختار مخصوص نحوی است كه در شعر اعمال می‌شود.

شاعر مطلبی را كه غالبا یك مفهوم عقلی و از نوع خبری است، بیان می‌كند و برای ا

ثبات ادعای خود دلیلی می‌آورد مثل این بیت صائب:

 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 88/09/03 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
مجموعه بهترین سوالات درک مطلب های دروس ادبیات فارسی

پایه اول- درس دوم – رزم رستم و سهراب (1)

ابیات زیر را بخوانید وبه پرسش های خواسته شده پاسخ دهید.

ورایدون که آید زاختر پسر                 ببندش به بازو نشان پدر

مگر کان دلاور گو سال خورد             شود کشته بر دست این شیرمرد

ازآن پس بسازید سهراب را                ببندید یک شب براوخواب را

زکف بفکن این گرزوشمشیرکین           بزن جنگ و بیداد رابرزمین

 

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 88/09/02 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
مدارا وتساهل در غزل حافظ


ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 88/06/09 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
کتاب آرایه های ادبی سوم ادبیات
 

مدرسه مجازی !!!

بخش اول: مقدمات

بيت چيست؟

هجا يا بخش چيست؟

بخش دوم: قالبهاي شعر فارسي

قصيده را تعريف کنيد

قالب قطعه چيست؟

مسمّّط چيست؟

قالب رباعي چيست؟

قالب مستزاد چگونه قالبي است؟

بخش سوم: بيان

تشبيه چيست و پايه هاي تشبيه کدامند؟

تشبيه بليغ چگونه تشبيهي است؟

تشبيه مفرد چيست؟

استعاره مصرّحه را توضيح دهيد؟

استعاره مکنيه را تعريف کنيد؟

حقيقت و مجاز را تعريف کنيد؟

علاقه هاي مجاز را نام ببريد؟

کنايه را توضيح دهيد؟

بخش چهارم: بديع

آرايه هاي لفظي، آرايه هاي معنوي

علم «بديع» چگونه علمي است؟

سجع چيست؟

موازنه را توضيح دهيد؟

جناس را تعريف کنيد؟

جناس تام را تعريف کنيد ؟

آرايه ي " اشتقاق " چيست ؟

مراعات نظير چيست ؟

تضمين چيست ؟

آرايه حس آميزي را تعريف کنيد؟

آرايه « ايهام » چيست؟

آرايه « لف و نشر » را توضيح دهيد؟

« حسن تعليل »  را توضيح دهيد؟



ارسال در تاريخ 88/05/09 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
سخنرانی دكتر حداد عادل در بزرگداشت روز سعدی
دکتر غلامعلی حداد عادل روز چهارشنبه، دوم اردیبهشت‌ماه، در بزرگداشت روز سعدی در نخستین جلسه از سلسله درس‌گفتارهای سعدی در شهر کتاب سخنرانی کرد. وی از سعدی به‌عنوان معروف‌ترین و مشهورترین شاعر در ادبیات فارسی یاد کرد و افزود: سعدی عَلَمی است در میان شاعران فارسی‌زبان که از همه بلندتر و معروف‌تر است.



سعدی دماوند ادب فارسی است
 

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 88/02/23 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
پاسخ سوالات مربوط به آرايه ها از روح الله هادي و پاسخ سوالات دستور زبان و عروض و قافيه از غلامرضا عم

1- علامت کسره « ــِـ »در کجا يک واژه به حساب مي آيد.چرا؟ در کجا تکواژ و در کجا نقش نماي اضافه و ميانوند است؟



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 88/02/01 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
شرح بيتي از ادبيات فارسي ( 1 ) نگارش : عين الله اسدي گرجي

 

 

از آن پس بسازيد سهراب را         ببنديد يك شب بر او خواب را
همچنان كه توضيحات كتاب نيز بيان كرده يكي از معاني "ساختن" قصد جان كسي كردن، آهنگ كردن و عزم كردن است، در لغت نامه ي دهخدا نيز ضمن بيان اين معني ، همين بيت فردوسي را شاهد مثال آورده است، اما در مصرع دوم تركيب "خواب بستن" براي دانش آموز سال اول بدون توضيح اضافي قابل درك نخواهد بود. در لغت نامه ي دهخدا "خواب بستن " چنين معني شده است : شوراندگي خواب كسي، نگذاشتنِ او كه به خواب نرود، به افسون كسي را خواب بند كردن تا هميشه بيدار باشد:
ز بس كه بي تو نشينم دو چشم حيرت باز       
اند خواب مرا                                          گمان برم كه مگر بسته
و مرحوم وحيد دستگردي در حواشي هفت پيكر نظامي در توضيح بيت :
به چنين خواب ها كه من مستم             خواب خاقان نگر كه چون بستم
مي نويسند: يكي از جادويي هاي قديم بستن خواب است كه اگر كسي را خواب بند كنند، به خواب نمي رود تا هلاك شود . در اين بيت فردوسي  مي توان  "خواب بستن" را صرفاً كنايه از "كشتن" گرفت.  

 

 

  

  شرح عبارتي از ادبيات ( 2 )

 

الهی عبدالله عمر بکاست اما عذر نخواست.
عبارت « عذر نخواست » ، به معنی توبه نکرد نیست بلکه به معنی از بندگی تو عذر نخواست ، است . ( آزادی از بندگی خدا را      نمی خواهد ) چه در روزگاران گذشته ، هر گاه بنده یا غلامی ، پیر یا فرتوت می شده او را از بندگی آزاد می کرده اند . خرمشاهی در توضیح عبارت : بنده ی پیر آزاد کردن می نویسد : در قدیم رسم بوده که بنده ی پیر را حرمت بگذارند و به پاس خدمات دیرینه آزاد کنند . معنی عبارت :
( عبدالله هر چند پیر شده آزادی از بندگی خدا را   نمی خواهد . )


غلام ، پیر شود خواجه اش کند آزاد     
                           چو پیر گشتم از آغاز بنده کرد مرا    مولوی
بنده ای پیر شد آزادش کن                
                                  بینشی ده که تو را بشناسد      جامی

 

 

 

تأملی بر ترکیب « قبازره زدن» در شعر خاقانی از ادبيات ( 3 ) عمومي:


   در  لغت نامة علّامه دهخدا براي تركيب « قبا زره زدن » معاني از قبيل «سينه چاك كردن»، «گريبان دريدن» آمده است .
 در  فرهنگ لغات و تعبيرات خاقاني ، تأليف دكتر سجّادي همان معاني سينه چاك كردن و گريبان دريدن را براي اين تركيب حدس زده  است .
دكتركزّازي درگزارش دشواريهاي ديوان خاقاني مي نويسد:     « چنان مي نمايد كه در معني دريدن و چاك زدن پيراهن به كار رفته باشد».
   آنچه در فضاي ابيات اين حدس را تاييد مي كند آن است كه معناي تركيب فوق سينه چاك كردن و قبا دريدن و حتّي چيزي نزديك به اين معاني نيست بلكه مفهوم آن برعكس معنايي است كه شروح ديوان خاقاني به استناد لغت نامه فرض كرده اند

اوّلاً بايد گفت كه همكرد « زدن » به معني پاره كردن و بريدن و دريدن نيست كه حاصل آن را « قبا دريدن » معني كنيم بلكه « زدن » در اينجا به مفهوم بستن و نصب كردن به كار رفته است، چون پوشش هاي روي لباس را علاوه بر « بستن » و « پوشيدن » با همكرد « زدن » نيز بكار مي برده اند. مانند: كمر بند زدن، دستار زدن، بنابر اين « قبا زره زدن » در اين بيت خاقاني يعني قبا زره بستن و بر تن پوشيدن آن به كار رفته و  « قبا زره » ، نوعي قبايِ زره گونه بوده است . چنانکه در بیت زیر آمده :


  
زرّين قبا زره ، زن از ابر سحر گهي             
          
                كانجا چو پيك بسته قبا مي فرست ( ديوان / 557 )


  
خاقاني دراين ابيات خطاب به صبحدم مي گويد : « قبا زرهي زرّين »


 ( نوعي قبايِ زره گونه ) كه از جنس  ابر سحر گاهي است بر تن پوش. زيرا لازم است كه تو هم مانند پيك بسته قبا

 

   (آماده ) اين سفر را انجام دهي.  پس در فضاي اين بيت ها موضوع بستن قبا مراد بوده نه چاك كردن آن.

 



ارسال در تاريخ 88/01/27 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
خلاصه ی داستان های اشاره شده در کتاب درسی
خلاصه ی داستان های اشاره شده در کتاب درسی

ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 88/01/27 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
جایگاه را در دروس ادبیات فارسی
جایگاه رادر جملات

ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 88/01/27 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
ما همچنان در اول وصف تو مانده ايم

 

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 88/01/26 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
شرحی بر نی نامه
 تحميّديه سنتي پسنديده از گذشتگان ماست كه سر آغاز آثارشان را با حمد و ستايش الهي بنا نهاده اندو هر كدام به زباني صفت حمد دوست را گفته اند : يكي مي فرمايد : اي نام تو بهترين سر آغاز    و ديگري مي سرايد : به نام خداوندجان خرد و آن ديگري مي نويسد : منّت خداي عزو جل و ....


ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 88/01/26 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
آرایه های ادبی


ارسال در تاريخ 88/01/26 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
نکات دستوری
ضمیر

می توان به جای آوردن اسم، واژه ای آورد كه جانشین اسم شود. مثلاً به جای

مرد رفت.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 88/01/26 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
آورده اند که در کتاب سوم ریاضی وتجربی
پارسايي براي قرباني كردن گوسفندي خريد. در راه طايفه ي دزدان او را ديدند . طمع كردند و با يك ديگر قرار گذاشتند

ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 88/01/26 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
هم اندیشی همکاران

 خانم سليماني دبيرستان شهید آيت منطقه ي 4

نقد درس طرحی از یک زندگی: ( هم اندیشی پویا ۶ )


آنچه که همسر دکتر شریعتی از شخصیت دکتر می گوید بیانگر این حقیقت

است که جامعه به روشنفکران نیازمند است اما روشنفکر متعهد، 

روشنفکری که علاوه بر علم احساس هم دارد، غیرت و حمیّت دینی و

مردمی هم دارد،  از کنار زندگی دیگران بی تفاوت نمی گذرد. شریعتی عالم

روشنفکری است علمش را درخدمت انسانها قرار     می دهد، زور را

نمی پذیرد و برای مظلوم دل می سوزاند.

                                                  ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪


 شهربانو ارقند- دبیرستان رضوان - منطقه ۴  ( هم اندیشی پویا ۶ )

ادبیات فارسی اوّل- درس مشروطه ی خالی

نقد اخلاقی:
در این درس به بیان مسائل اخلاقی زیادی پرداخته است که به چند مورد اشاره می کنیم:
1-    برای زنان در این دوره ارزشی قائل نمی شدند.
2-  مردان در این دوره بسیار مستبد و زورگو بودند.
3- فرزندان این دوره مردانی کینه جو و عقده ای در آینده خواهند شد.

نقد تاریخی:
در این درس به اوضاع دوره ی مشروطه به سال 1258 ه. ش پرداخته است. این
دوره از لحاظ تاریخی یک دوره ی بسیار آشفته ای بود که هرکس زور بیشتری
داشت به مقام و جایگاه می رسید. هم چنین به دوره ی مظفرالدین شاه که
بسیار هرج و مرج بود اشاره شده است.

نقد اجتماعی:
چون نویسندگان این دوره خود را از مردم کوچه و بازار جدا نمی دانند، زبان
مردم، مثل ها، اصطلاحات، قصّه ها و زندگی مردم عادی در ادبیات این دوره
جا باز می کند. به عنوان مثال:
1-    وقتی پدرم مرد؛ من نامزد پسرعموم بودم.
2-    نویسنده به اوضاع داخلی کشور می پردازد و وکلا را در این دوره این
چنین معرّفی می کند: پدرم دارایی اش بد نبود، الاّ من هم وارث نداشت.
شریک الملکش می خواست مرا بی حق کند؛ من فرستادم پی همین مرد که وکیل
مدافعه بود که بیاد با شریک الملک بابام برود مرافعه. نمی دانم ذلیل شده
چه طور از من وکالت گرفت که بعد از یک هفته چسبید که من تو را برای خودم
عقد کرده ام.
3-    در مورد دوره ی مشروطه می گوید: مشروطه یعنی عدالت؛ مشروطه یعنی رفع
ظلم؛ مشروطه یعنی آسایش رعیّت؛ مشروطه یعنی آبادی مملکت.

نقد روان شناسی:
بر اساس اوضاع آن دوره شخصیّت ها از لحاظ روانی چنین بررسی می شوند:
1-    مردان در این دوره بسیار زورگو بودند و جوّ خانواده ها مرد سالاری بود.
2-    زنان بسیار سرکوفته، منزوی و به دور از مسائل اجتماعی کشور خود بودند.
3-    بچّه ها عقده ای، فرصت طلب و انتقام جو بزرگ می شدند. به عنوان مثال
آن جا که می گوید: حالا تازه می فهمند که شأن مقنّن از آن بالاتر است که
به قانون عمل کند. ... این ها را مردم تازه می فهمند، امّا من از قدیم می
فهمیدم؛ برای این که گریه های مادرم را دیده بودم. ... برای این که من
چشم های مثل ازرق شامی بابام هنوز یادم بود.
4-    انسان ها در گروه های مختلف مثل وکلا، وزرا، هیئت رئیسه و ... همه به
سود و منفعت شخصی خود بودند تا به فکر کشور.

نقد زیبا شناسی:
در این درس از لحاظ صور خیال به چند مورد اشاره می شود:
1-    استفاده از اصطلاحات عامیانه: الهی نان سواره باشد و او پیاده.
2-    کنایه: ستاره مان از اوّل مطابق نیامد.
3-    استفاده از زبان محاوره: محض این که بابات مرا به زور برد. گفتم: ننه!
به زور هم زن و شوهری می شه؟ گفت: آره.
4-    جملات ساده و روان امّا زیبا و دلنشین و تأثیر گذار.
5-    تلمیح: من از روز اوّل به سفارت رفتم؛ به شاه عبد العظیم رفتم؛ پای
پیاده همراه آقایان به قم رفتم.

ادبیات فارسی دوّم- درس طرحی از یک زندگی

نقد اخلاقی:
نویسنده در این درس به مسائل اخلاقی زیادی اشاره دارد که به ذکر چند مورد
آن می پردازیم:
1-    انسان برای رسیدن به اهدافش باید با تمامی مشکلات و مصائب زندگی مبارزه کند.
2-    انسان باید نسبت به مسائل اطرافش بی تفاوت نباشد.
3-    انسان باید با غم دیگران غمگین و با شادی آن ها شاد شود. به عنوان
مثال نویسنده در این درس می نویسد:
      یکی از شاهدان و همراهان وی می گوید: «در زلزله ی طبس در جمع آوری
وسایل برای زلزله زدگان کوشش فراوانی داشت.   سخنرانی های مهیّج او اشک
شنوندگان را جاری می ساخت». یا می گوید: «علاوه بر آن، وضعیّت روستایش
نیز او را سخت مشغول کرده بود. به خصوص پس از باز گشت از اروپا مرتّب به
مزینان می رفت».

نقد تاریخی:
به اوضاع قبل از انقلاب بین سال ها ی 48- 1345 اشاره دارد.

نقد اجتماعی:
به مسائل آن دوره ای که دکتر علی شریعتی زندگی می کرد پرداخته است. این
مسائل عبارتند از:
1-    موقع نوشتن، همه چیز برایش تحت الشّعاع قرار می گرفت و به رغم علاقه ی
عمیقش به خانواده، اصلاً یادش نمی آمد که  خانواده ای هم دارد.
2-    به مسائل دوران خود پرداخته است مثل امور روستاییان کاهک، زلزله ی
فاجعه بار طبس و کاخک.
      3-   در مورد اوضاع داخل کشور می گوید: «در برابر قدرتمندان و نیرو
های مهاجم مغرور بود و مقاوم، و در برابر هر انعطاف خالصانه ای تواضعی
مضاعف از خود بروز می داد».
      4-  به آثار دکتر علی شریعتی اشاره کرده است. مثل کویر، گفت و
گوهای تنهایی که در آن زمان نوشته است.

نقد روان شناسی:
1-    همسر دکتر علی شریعتی ، پوران شریعت رضوی، بسیار شخصیّتی صبور و کم توقّع بود.
2-    دکتر علی شریعتی، انسانی دلسوز، روانکاو، عارف، روشنفکری متعهّد و
مبارز و نویسنده و معلّمی در پی تفکر و تحقیق بود.


نقد زیبا شناسی:
آرایه های ادبی که در این درس آمده است به عنوان مثال عبارتند از:
1-    توصیف: یکی از شاگردانش می گوید: «دکتر روانکاو بود، بی آن که چیزی از
خصوصیّاتمان بگوییم، با روحیّه ی یکایک ما آشنا بود».
2-    استفاده از زبان ساده و روان برای بیان مطالب.
3-    نوع نوشته زندگی نامه به صورت رمان می باشد.


ادبیات فارسی سوّم عمومی- درس قاصدک

نقد اخلاقی:
پیام های اخلاقی این درس عبارتند از:
1-    ارتباط عاطفی بین شهید و فرزند شهید را با زبانی بسیار ساده و روان
بیان کرده است.
2-    شخصیّت همسر شهید هاشم بیانگر این موضوع می باشد که خانواده های شهدا،
بسیار صبور و مقاوم هستند و هیچگاه از    سختی ها و مشکلات زندگی ترسی
ندارند.
3-    در آخر درس با آمدن هاشم بیانگر این موضوع می باشد که شهیدان همیشه
زنده اند و هیچ وقت نمی میرند.

نقد تاریخی:
از موضوع آن می توان فهمید که به دوران جنگ و هشت سال دفاع مقدّس
پرداخته است که علی مؤذّنی نویسنده ی این کتاب آن را به صورت داستان بیان
کرده است.

نقد روان شناسی:
شخصیّت های این داستان نشان از حالات روحی و روانی هر کدام از آن ها می
باشد. مثلاً:
1-    همسر شهید: صبور، با ایمان، با حجاب آن جا که می گوید: «مقنعه ام را
سرم کردم و چادرم را بر داشتم» و امیدوار به آینده.
2-    امید فرزند شهید: بسیار عاطفی، بازی گوش، لج باز آن جا که نویسنده می
گوید: «دیگر سر سخت نبود امّا منتظر بود قاصدک حرف بزند، مصرّ هم بود».
3-    هاشم: با ایمان، شجاع، بسیار پایبند به اعثقادات و آیین خود تا جایی
که به درجه ی رفیع شهادت رسید.

زیبا شناسی:
صور خیال در این درس عبارتند از:
1-    استفاده از زبان محاوره.
2-    توصیف: گوش را گذاشتم و دستم را گرفتم زیر قاصدک. نشست کف دستم.
تارهاش را از نزدیک نگاه کردم.
3-    تشخیص: پس قاصدک چه جوری بیاد تو؟


نقد اجتماعی:
نویسنده به اعتقادات مردم ایمان دارد و به بیان این موضوع که قاصدک پیام
آور است پرداخته است. و نیز به عواقب بعد از جنگ نیز اشاره کرده ، که
خانواده های زیادی بی سر پرست شده اند و هم چنین آن ها با چه مشکلات
زیادی دست پنجه نرم می کنند.

ادبیات فارسی  سوّم عمومی- درس از پاریز تا پاریس

نقد اخلاقی:
به چند نکته ی اخلاقی در این درس می پردازیم:
1-    به مشکلات بچّه هایی که در زمان گذشته چگونه درس می خوانده اند، اشاره کرده است.
2-    به اوضاع نابسامان کشورهای مختلف مثل آتن، فرانسه و بلژیک پرداخته است.
3-    اشاره دارد به این که انسان هیچگاه راضی از اوضاع زمان خود نیست. آن
جا که می گوید: «آدمی به هر جا می رود، گمان       می کند به غایت
القصوای مقصود خود رسیده است؛ در صورتی که دنیا بی پایان است».
نقد تاریخی:
در این درس به مسائل تاریخی زیر پرداخته است:
1-    اوضاع ایران در زمان نویسنده که بسیار نا امن بود. آن جا که می گوید:
«به من سفارش شد که بردن سیصد تومان پول تا تهران همراه یک محصّل خطر ناک
است! ناچار باید از یک تجارت خانه ی معتبر به تهران حواله گرفت».
2-    اوضاع کشور رم و حکومت آن دوره که می گوید: «آخرین چراغ امپراتوری رم
را موسولینی روشن کرد که چند صباحی تا حبشه و قلب آفربقا نیز پیش راند.
امّا همه می دانیم که «دولت مستعجل» بود. شنیدیم که متعیّنین یونانی،
بعضی ها، جزیره های کوچک اختصاصی در این دریا دارند و محلّ خوش گذرانی آن
هاست».
3-    در مورد کشور فرانسه می گوید: «کنار بروکسل، کوه و تپه های بسیاری
وجود دارد که«واتر لو» خوانده می شوند. این جایی است که جنگ عظیم ناپلئون
روی داد و سر نوشت او را تعیین کرد».
4-    در مورد تاریخ گذشته های دور چنین اشاره می کند: «قبرس و صدها جزیره ی
دیگر که همه ی منشأ افسانه های باستانی یونان قدیم و از تاریخی ترین نقاط
عالم و حتّی منبع تمدّن امروزی جهان هستند».
5-    در مورد اوضاع تاریخی آتن می گوید: «آتن نوساز و مربوط به دوران حکومت
سرهنگ هاست. حکومت های تازه سازی به وجود آمده است که نه دموکراسی است و
نه دیکتاتوری، نه جمهوری است و نه سلطنتی، نه انتخابی است و نه ارثی، نوع
حکومتی که باید آن را«بردار و بنشین» نام گذارد».

نقد اجتماعی:
به اوضاع داخلی کشور های مختلف پرداخته است. به چند مورد در ذیل به آن
اشاره می کنیم:
1-    در مورد نا امنی تهران می گوید: «وقتی از پاریز به رفسنجان آمدم، به
من سفارش شد که بردن سیصد تومان پول همراه یک محصّل خطرناک است». و یا می
گوید: «در تهران روی نامه ی من امضای امین داشت. امّا نه نشانه ی تجارت
خانه داشت، نه کاغذ بزرگ بود، نه ماشین تحریر و نه ماشین نویس و نه ثبت و
نه، هیچ و هیچ ...».
2-    در مورد اوضاع اجتماعی آن می گوید: «آتن، که 2800 سال قبل حتّی برای
آب خورن در شهر هم، مردم رأی می گرفتند و رأی می دادند، از بیم عقرب
جرّاره ی دموکراسی قرن بیستم، ناچار شده، به مار غاشیه ی حکومت سرهنگ ها
پناه ببرد».
3-    در مورد اوضاع اجتماعی رم می نویسد: «رم پایتخت ایتالیا روزگاری از
فراز همین برج ها، فرمان به سواحل دریای سیاه داده    می شده و کرانه های
فرات، خط از کرانه ی رود تیبر می خواندند».
4-    در مورد اوضاع اجتماعی فرانسه نیز چنین می نویسد: «در فرانسه یک
ایستگاه وجود داشت که دسته گل تازه در کنار بنایی یاد بود نهاده بودند و
بر بالای آن با خط درشت نوشته بود: «در این جا 48 هزار نفر در برابر سپاه
نازی ایستادند و همه کشته شدند».

نقد روان شناسی:
نویسنده در مورد خود و زندگی خود می نویسد و نشانگر این موضوع است که او
شخصیّتی بسیار پرتلاش، قوی در مقابل مشکلات، امّا فقیر با آرزو های بسیار
بزرگ که توانسته به همه ی آن ها دست یابد. هم چنین در مورد اشخاص
گوناگونی مثل ناپلئون نوشته است که شخصی جنگ جو و ستمکار بوده است.

نقد زیبا شناسی:
در این درس از آرایه های زیادی استفاده شده است که به تعدادی از آن ها
اشاره می شود:
1-    جناس: نام درس جناس دارد. از پاریز تا پاریس.
2-    تشبیه: در ساحل نیل، کلئوپاترا به یاد امپراتوران رم، مار زهر دار بر
بازوی خویش می نهاد و آتش عشق بی امان خود را با چراغ حیات خویش خاموش می
کرد.
3-    توصیف: رم پایتخت ایتالیا شهری است قدیمی، دیوارهای قطور و باروهای
دود خورده ی آن به زبان حال باز گو می کند.
4-    کنایه: یک روز دنیایی به رم چشم داشت و از آن چشم می زد.
5-    استفاده از اصطلاحات عامیانه: به قول بیرجندی ها، در این دو شهر تنها
یک «سر پری» زدیم.
6-    تلمیح: آیین طربق از نفس پیر مغان یافت                    آن خضر که
فرخنده پی اش نام نهادیم

ادبیات فارسی سوّم تخصصی- درس بردار کردن حسنک

نقد اخلاقی:
از لحاظ نقد اخلاقی در این درس به موارد زیادی می توان اشاره کرد. که
خلاصه به ذکر آن می پردازیم:
1-    ابوالفضل بیهقی را می توان شخصیّتی آینده نگر، متعصّب و دقیق بین
دانست. چنان که خود می نویسد: «سخنی نرانم که آن به تعصّبی و تزیّدی کشد
و خوانندگان این تصنیف گویند: «شرم باد این پیر را » بلکه آن گویم که تا
خوانندگان با من اندر این موافقت کنند و طعنی نزنند».
2-    شخصیّت بوسهل زوزنی را بسیار کینه توز و انتقام جو معرّفی می کند و می
نویسد: «همیشه چشم نهاده بودی تا پادشاهی بزرگ و جبّار بر چاکری خشم
گرفتی و آن چاکر را لت زدی و فرو گرفتی». یا در مورد حسنک که بوسهل منتظر
فرصتی بود.، چنین می گوید: «بوسهل را طاقت برسید، گفت: خداوند را کِرا
کند که با چنین سگ قرمطی که بردار خواهند کرد به فرمان امیر المؤمنین،
چنین گفتن؟».
3-    در مورد شخصیّت مادر حسنک او را بسیار شجاع و صبور معرّفی می کند و می
گوید: «و مادر حسنک زنی بود سخت جگر آور. چنان شنودم که دو سه ماه از او
این حدیث نهان داشتند. چون بشنید جزعی نکرد- چنان که زنان کنند- بلکه
بگریست به درد».
4-    به انسان ها هشدار می دهد که دنیا پایدار نیست و چنین می گوید: «این
همه اسباب منازعت و مکاوحت از بهر حطام دنیا به یک سوی نهادند. احمق مردا
که دل در این جهان بندد که نعمتی بدهد و زشت باز ستاند»

نقد تاریخی:
همان طور که می دانیم موضوع اصلی کتاب، درباره ی سلطنت سلطان مسعود و
پسرش سلطان محمود غزنوی می باشد. هم چنین   درباره ی تاریخ غزنویان قبل
از مسعود، سامانیان، صفاریان، سلجوقیان و تاریخ ادب فارسی نیز مطالب
مفیدی نوشته است. یکی از ویژگی های کتاب تاریخی بودن آن است.

نقد روان شناسی:
در مورد شخصیّت های این کتاب از بعد روان شناسی می توان چنین برداشت کرد:
1-    در مورد بیهقی، از روی نوشته هایش می توان او را شخصیّتی بسیار
متعصّب، با ایمان و معتقد به آیین اسلام دانست. زیرا چنین می گوید:
«خواجه چند سالی است که گذشته شده است و به پاسخ آن که از وی رفت گرفتار
و ما را با آن کاری نیست- هر چند مرا از وی بد آید- به هیچ حال. چه عمر
من به شصت و پنج آمده و بر اثر او می بباید رفت».
2-    حسنک مردی با ایمان، مخلص، راست گو و نسبت به ایمان خو پابرجا بود.
3-    بوسهل زوزنی مردی بسیار عصبانی، کینه توز، انتقام جو و جبّار بود.
4-    امیر مسعود را در مقابل حسنک شخصی مهربان و بسیار برای حسنک احترام قائل می شد.
5-    امیر محمود را در مقابل حسنک مردی دهن بین، موقعیّت سنج و ستمکار نشان می داد.
6-    بو نصر را در مقابل حسنک مردی بسار دلسوز معرّفی کرد تا جایی که بعد
از بردار شدن حسنک بیهقی چنین می گوید: «استادم بونصر روزه بنگشاد و سخت
غمناک و اندیشه مند بود».

نقد اجتماعی:
اوضاع کشور در زمان محمود و مسعود بسیار آشفته بود. سردمداران حکومتی
بسیار ستمگر، ظاهر بین، رشوه خوار و چاپلوس بودند. آن جا که می گوید:
«مشتی رند را سیم دادند تا حسنک را سنگ زنند».

نقد زیبا شناسی:
چنان که از متن کتاب معلوم است. نثری شیوا ولی مصنوع، دارای الفاظ و
اصطلاحات کنایی، و علاوه بر این از لحاظ ادبی این کتاب بسیار زبان زد می
باشد. نویسنده از صور خیال مثل تشبیه، کنایه، توصیف و ... زیاد استفاده
کرده است. به ذکر چند مورد می پردازیم:
1-    توصیف: اکثر جملات آن توصیفی می باشد. به عنوان مثال: «این بوسهل مردی
امام زاده، محتشم و فاضل و ادیب بود. امّا شرارت و زعارتی در طبع وی
مؤکّد شده و با آن شرارت، دلسوزی نداشت».
یا در مورد حسنک می گوید: «حسنک پیدا آمد بی بند، جُبّه ای داشت حبری رنگ
با سیاه می زد خًلًق گونه، دُرّاعه و ردایی سخت پاکیزه و دستاری نشابوری
مالیده و موزه ی میکائیلی نو در پای و ...».
2-    کنایه: جهان خوردم و کارها راندم. یا وی نیک از جای بشد. یا بوسهل را
صفرا بجنبید.
3-    ایجاز: وی را من پرورده ام و با فرزندان و برادران من برابر است و اگر
وی قرمطی است، من هم قرمطی باشم. یا بوسهل را صفرا بجنبید و بانگ برداشت
و فرا دشنام خواست داد.
4-    اطناب: دو قباله نبشته بودند همه ی اسباب و ضیاع حسنک را به جمله از
جهت سلطان و یک یک ضیاع نام بر وی خواندند و وی اقرار کرد به فروختن آن
به طوع و رغبت و آن سیم که معیّن کرده بودند بستد و آن کسان گواهی نبشتند
و حاکم سِجِل کرد در مجلس.

 
                                       ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

راضیه سلیمیان - منطقه ۴ ( هم اندیشی پویا ۶ )

مجنون و عیب جو :نقد زیبایی شناسی-نقد اخلاقی به خاطر تشویق کردن به مثبت نگری و اینکه باید نگاه عاشقانه داشته باشیم تا جز خوبی نبینیم.
از پاریز تا پاریس :نقد اجتماعی چون به ارتباط افراد با یکدیگر و آداب و رسوم مردم پرداخته است.
حسنک وزیر :نقد تاریخی-نقد زیبایی شناسی-نقد اخلاقی-نقد روان شناسی
قاصدک: ارتباط عاطفی و روحی و روانی شهید و فرزند شهید را مطرح می کند و از دیدگاه روان شناسی قابل بررسی است.
طرحی از یک زندگی :نقد اجتماعی - روشنفکری بزرگ رااز زبان نزدیکترین فرد خانواده اش(همسرش )معرفی می کند که علمش را در خدمت انسان ها قرارداده است.

 

                                              ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

پاسخ هم اندیشی پویا  ( ۴ ) - منطقه ۱۱

همت عالي:

همتي مردانه بايد گذشتن از جهان يوسفي بايد كه بازار زليخا بشكند
دور گردان را به احسان ياد كردن همت است ور نه هر نخلي به پاي خود ثمر مي افكند

ظاهر گرايي :

خضاب تازه هردم به روي كار مي آري شدي پير و همان دست از سيه كاري نمي داري
گرفتم سال را پنهان كني با موچه مي سازي گرفتم موي را كردي سيه با رو چه مي سازي

مواجهه ي عقل معاش واستغنا:

با كمال احتياج از خلق استغنا خوش است با دهان خشك مردن بر لب دريا خوش است
هيچ كاري بي تامل گرچه صائب خوب نيست بي تامل آستين افشاندن از دنيا خوش است

                                                     ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
پاسخ هم اندیشی پویا ۸ - منطقه ۶
 

 


1-عشق که جان مایه ی شعروادب فارسی است،سعدی در این غزل رابطه ی بسیار زیبایی بین عاشق ومعشوق برقرار کرده است.معشوق سعدی همه ناز است وعاشق همه نیاز .
2-کمال عاشق گذشتن از تعلقات مادی وسراندازی در پای معشوق است."دستم ندادقوت رفتن به پیش دوست/چندی به پای رفتم وچندی به سر شدم."
3-الفاظ زیبایی که بر معنی دلالت می کند ،پیوسته دیده می شود ،برای عاشق در لحظات دیدار معشوق:سرگشتگی-اشتیاق-تواضع-تلاش-بصیرت-آشفتگی-اسیری-ارزش مندی-جلوه های رنگارنگ وسرانجام مرگ قائل است."گویی کز این جهان به جهان دگر شدم."
4-ردیف در این غزل (شدم)با وجود آنکه در بیت اول ومصرع بیت چهارم به معنی "رفتن"ولی در بیت های دیگر به معنی "گشتن"به کار رفته است،لذااین تکرار پس از قافیه بر تاثیر موسیقایی شعر افزوده است.
5-تصویر واضح وروشنی از یک عاشق ومعشوق حقیقی به دست میدهد/"اکسیر عشق بر مسم افتادو زر شدم."
6-زبان سعدی ،صمیمی،ساده وقابل فهم است."گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق/ساکن شود ،بدیدم ومشتاق تر شدم."
7-لحن کلام در شعر او استوار است."بیزارم از وفای تو ،یک روز ویک زمان/مجموع اگر نشستم وخرسند اگر شدم."
8- سعدی برای بیان مقصود خود در انتخاب موضوع آزاد است."گویند روی سرخ تو ،سعدی،که زردکرد؟"
9-از هر گونه حشو واطناب پرهیز می کند ودر کوتاه ترین جملات افاده ی معنی دارد."بیزارم از وفای تو."
10-در فن شعر ،وزن شعروتوجه به امور محسوس وجز یی توجه خاصی دارد ."از در در آمدی ومن از خود به در شدم."
11-فکر خلاق سعدی در این غزل در خور توجه است."مهرم به جان رسیدو به عیوق بر شدم."
12-آرایه های زیبایی چون جناس تام-تضاد-مراعات نظیر-مبالغه-تکرار-کنایه-اشتقاق-واج آرایی-تشبیه-استعاره-مجاز -ایهام -ایهام تناسب-نماد-لف ونشر-حسن تعلیلوتخلص دربیت های سعدی خود نمایی می کند.
13-در نهایت در غزل "اکسیر عشق"از عاشق ومعشوق،دشواری های راه،نشانه های راه،وصال واشتیاق وسوز وگداز عاشقانه سخن به میان آمده است.

 

 

                                     ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

 

پاسخ هم اندیشی پویا  - منطقه ۱۵
 

هم اندیشی پویا ۸

 

 

با سلام , از آن جا که غزل اکسیر عشق سرشار از خلق صحنه های غافل گیر کننده است : (ورود ناگهانی معشوق و از هوش رفتن عاشق , تقابل شبنم وجود عاشق با آفتاب رخسار معشوق,با سر و دست در پی یار راهی شدن, از اکسیر وجود یار زر شدن و...)همچنین به کار بستن آرایه هایی بدیع و غیر تکراری همگی از ویژگی هایی است که تنها در نقد زیبایی شناسی می توان به تحلیل آن پرداخت.


+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 11:46  توسط گروه آموزشی ادبیات فارسی |  نظر بدهید
هم اندیشی پویا 8
 هم اندیشی پویا ( ۸ )

درس " اکسیر عشق " را با توجه به نقد زیبایی شناسی در کتاب نقد ادبی دوره ی پیش دانشگاهی

نقد کنید . 

هم کاران عزیز ما در مناطق نوزده گانه تهران می توانند نقد های خود را در بخش نظرات بنویسند و یا به

ایمیل گروه ارسال کنند تا به نام خود گروه منطقه در وبلاگ منتشر شود و هم چنین به صورت جزوه ای

مدون در مجمع سرگروه های مناطق ، در اختیار دیگر مناطق قرار می گیرد.     

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 11:25  توسط گروه آموزشی ادبیات فارسی |  14 نظر
هم اندیشی پویا (7)

هم اندیشی پویا  (7)

 

اگر درس ققنوس را یک داستان با پیرنگ اجتماعی می دانید ، با توجه به رویکرد نقد اجتماعی ، چهار گزاره برای این درس در قالب چهار سوال بنویسید .

 

پی نوشت : همکاران عزیز در گروه های مناطق توجه داشته باشند که پاسخگویی به سوالات هم اندیشی از وظایف گروه به شمار می آید .

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 10:10  توسط گروه آموزشی ادبیات فارسی |  10 نظر
سوالات هم اندیشی پویا ( 6 ) با رویکرد نقد ادبی

 

با توجه به انواع رویکردهای نقد و نظریه ی ادبی ، کدام خوانش یا رهیافت

ادبی را برای کدام متن مناسب می دانید؟

 

علت انتخاب خود را در چند خط توضیح دهید .

                         

                         ************

الف- نقد تاریخی                        

ب- نقد اخلاقی                           

ج- نقد روان شناسی                   

د - نقد اجتماعی                        

ه – نقد زیبایی شناسی

 

                     



ارسال در تاريخ 87/12/27 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
ادبیات 3 رستم و اسفند یار

درس دوم:  رزم رستم و اسفنديار



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 87/11/02 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
ادبیات فارسی 3

درس اول: ما همچنان در اول وصف تو مانده ايم

 

-



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 87/11/02 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
: گفتنی‌ها و ناگفتنی‌ها ( بررسی و نقد دروس کتاب های مربوط به زبان و ادبيات فارسی دوره‌ی دبيرستان و

( بررسی و نقد دروس کتاب های مربوط به زبان و ادبيات فارسی دوره‌ی



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 87/11/02 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
تغیرات کتاب زبان فارسی 3
تغييرات زبان فارسي3 با توجّه به چاپ 1386  

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 87/11/02 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
اژدها در ادب فارسی
ژدها در ادب فارسی



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 87/11/02 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
اطللاعات ادبی

1- کاربرد عبارت مثلی « برو آن جا که عرب نی انداخت » در کجاست ؟

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 87/10/28 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
کمک آموزشی در باب زبان فارسی و آرایه ادبی
کمک آموزشی در باب زبان فارسی و آرایه ادبی



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 87/10/28 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
نقد بر محتوای آموزشی
           برای تنوع بخشیدن به شیوه ی کار، منتظر پیشنهاد و طرح ها هستیم، بیایید تا دست در دست هم نهیم به مهر، تا آنچه را که دوست دارید، یاد بدهیم و یاد بگیریم، در فضای دوستانه بگوییم و دیگران را از دانسته های خویش جرعه ای بخشیم و هم جرعه نوش بیکرانی اندیشه ها باشیم. از دست ها همین برمی آید، اگر یاری کنید و راهگشا و راهنما باشید، می توانیم افق های تازه را بنگریم و آنچه تا به حال ندیده ایم ببینیم و آیینه صفت به دیگران بنماییم.

دست هایتان پر توان، گام هایتان استوار، اندیشه هايتان بیکران باد،

باز تأکید می کنیم این نوشته ها به معنای حرف آخر آموزشی نیست و اصراری نیست که الگوی آموزش تلقی شود، مطالبی است که از نوشته هاو گفته های مؤلفان کتب درسی انتخاب شده است. هدف  گشودن گره های موجود در کتب درسی است و هم ایجاد فضا برای نقد و بیان آرا و اظهار نظر همکاران!

با تشکر ازهمکاران اردبیلی

*معنی «آزادی» در بیت (بر چنین دختری به آزادی              اختیارت کنم به دامادی) چیست؟

پاسخ: آزادی در لغتنامه به معنی: «، آزادگی، قدرت انتخاب و اختیار، اصالت ، جمیعت خاطر، ، رفاه و آسایش،  رستگاری، وارستگی،  خشنودی ،  دربند نبودن، شادی و خرمی و ...» در این بیت به معنی حق شناسی و تشکر است. کاربرد واژه ی «آزادی» در همین معنی در متون گذشته سابقه دارد.                    

دختراو را دهم به آزادی     ارجمندش کنم به دامادی (نظامی، ادامه ی همین داستان)

- سپاس و ستایش و آزادی از ما خدای را (تفسیر قرآن عظیم – به نقل از لغت نامه ی دهخدا)

- اوست خدای که نیست خدایی مگر او، داور است و او را سزد سپاس و آزادی در این جهان و آن جهان (تفسیر سورآبادی)

- گفتم ای الله شکر و آزادی و ستودن همه ی اجزای عالم تو راست (معارف بهاء ولد)

*معنی «صاحب خبر» در بیت سعدی (گوشم به راه تا که خبر می دهد ز دوست / صاحب خبر بیامد و من بی خبر شدم) چیست؟

پاسخ: در فرهنگ های لغت، صاحب به معنی ملازم، دوست، معاشر و یار آمده است و صاحب خبر به معنی پیک و قاصد و ایلچی ثبت شده است. دکتر انوری در شرح بیت مورد نظر، صاحب خبر را «آن که خبر مربوط به اوست، در این جا معشوق، دوست» معنی کرده اند.

1

در ترکیب هایی مثل صاحب قرآن، صاحب منصب، صاحب دل و ... صاحب معنی دارندگی و مالکیت دارد. با عنایت به این ترکیبات صاحب خبر کسی است که دارای خبر و پیغامی باشد؛ یعنی پیک و قاصد. اما با توجه به لطافت روح و ظرافت احساس سعدی ومحتوای کلی غزل، نظر دکتر انوری زیبا و پذیرفتنی به نظر می رسد.

*مفهوم کلی (باغ بی برگی / خنده اش خونی است اشک آمیز / جاودان بر اسب یال افشان زردش/ می چمد در آن / پادشاه فصل ها پاییز) چیست؟ پاییز مفهوم مثبت دارد یا منفی؟

پاسخ:

 در  توضیحات ارائه شده در صدر درس از سوی مؤلفان محترم کتاب درسی، نارسایی هایی هست که ممکن است باعث به خطا رفتن ذهن دانش آموزان شود؛ با توجه به نمادهای به کار رفته در شعر، باغ پاییزی نمادی از جامعه ی خفقان زده ی عصر شاعر است که ظلم و استبداد بر آن حکومت می‌کند و هیچ کس توجهی به باغ ندارد و باغ بی برگ و بار در زیر ضربات باد و باران ویرانگر رو به اضمحلال است؛ همان باغی که روزی پر برگ و سر سبز و چشم نواز بود و شاخسار گشن آن با میوه‌های خوش سر بر آسمان می سایید و یادآور گذشته های پرافتخار نه چندان دور . پس فاتحانه خرامیدن پاییز در فضای سرد و ساکت باغ، نه تنها مظهر زیبایی نیست که طنزی تلخ و گزنده است و فضای اجتماعی عصرشاعر به ریشخند گرفته شده است.

*معنی بیت دوم از تغزل معروف رودکی چیست؟

(بوی جوی مولیان آید همی             یاد یار مهربان آید همی)

(آب جیحون از نشاط روی دوست               خنگ ما را تا میان آید همی)

پاسخ: بیت دوم را به دو گونه می توان معنی کرد: الف- آب جیحون به نشاط و شادی دیدار پادشاه به وجد آمده و بالا می آید تا از شاه استقبال کند.

ب- آب جیحون به شادی دیدار دوست تا کمرگاه اسبان ما بیش تر برنمی آید و هنگام گذر ما را غرق نمی کند تا به سادگی از آن گذر کنیم (نظر دکتر خطیب رهبر) و این که دلایلی که نشان می‌دهد معنی دوم (فروکش کردن آب رودخانه) صحیح تر باشد:

1-« دوست» همان معشوقکان و دوستان و اهل و عیال است که لشکریان در بخارا دارند و مسلماً همراه پادشاه به این سفر طولانی نیامده اند و همین امر یکی از انگیزه های قوی تحریک پادشاه برای حرکت می باشد. بنابراین یار مهربان که بوی و یاد او را نسیم و باد برای پادشاه می آورد، همان معشوقکان پادشاه و لشکریان در بخارا است.

2- واژه ی دوست در بیت مورد نظر نمی توان خود پادشاه باشد. بلکه تکرار همان یار مهربان در بیت نخست است. هیچ گاه پادشاه را با عنوان دوست خطاب نکرده اند.

3- هدف اصلی شاعر با توجه به سختی راه و مشکلات گذشتن از بیابان کشنده ی آموی، آسان نشان دادن راه به کمک ایهام و تخیل است که شاه بهانه ای نیاورد و دل از هرات برکند. بنابراین رودکی ریگزار کشنده ی آموی و آب خروشان جیحون را که بسیار خطرناک و خروشان است، با خیال شاعرانه ی خود، آسان یاب می کند، به گونه ای که بتوان به سادگی از آن گذشت.

2

*در بیت «تو چنین خانه کن و دل شکن ای باد خزان        گر خود انصاف دهی مستحق نفرینی» خطاب باد خز ان به کیست؟                    پاسخ: بعضی ها می گویند خطاب به «هجران» است ولی به نظر می رسد  منظور شاعر، معشوق سنگدل است. چون ویژگی مکتب وقوع و واسوخت در این بیت دیده می شود. و واسوخت مکتبی است درشعر فارسی که شاعر عاشق از معشوق سنگدل روی برمی گرداند و به سرزنش او می پردازد.

*نهاد جدای محذوف را در شمارش گروه به حساب می آوریم یا نه؟ مثلاً در جمله ی (کتاب را آورد) چند گروه اسمی داریم؟

پاسخ: می دانیم که به ازای هر جزء حذف شده در جمله، نشانه ی (f) یا (-) را گذاشته و در رسم نمودار هم از این نشانه ها استفاده می کنیم. حذف، نظام جمله را تغییر نمی دهد. بلکه تنها، جزیی یا بخشی از سخن را که – گوینده فکر می کند – شنونده می داند، از رو ساخت بر می دارد. اما آن بخش همچنان در ژرف ساخت جمله موجود است و باید (f) یا (-) را هم که به جای جزء محذوف می گذاریم، در شمارش گروه به حساب آوریم پس جمله ی فوق دارای دوگروه اسمی است.     

*واژه ی «غیرممکن» از نظر ساختمان مرکب است یا مشتق یا ...؟

پاسخ: واژه ی مورد نظر، مشتق مرکب است؛ زیرا از دو واژه ی (غیر) و (ممکن) و یک وند (  ِ ) ساخته شده است.

*واژه ی «خداوند» چند تکواژ است؟ دو تکواژ یا یک تکواژ؟ اگر دو تکواژ است، «وند» چه معنایی دارد؟

پاسخ: خداوند یک تکواژ است و گونه ی آزاد خدا. روزگاری این وند «وند» به شهادت کلام بزرگان، همان «مند» امروزین یا چیزی در حد آن بوده است و لاجرم واژه ساز و اشتقاقی. اما امروزه بر خلاف همتای دیگرش «مند» فعال نیست و در نتیجه نمی تواند یک تکواژ جداگانه محسوب شود؛ چرا که استقلال دستوری و معنایی خود را از دست داده است.

*جمله ی «شما برای معلم خود پیام بنویسید» سه جزیی است یا چهار جزیی؟

پاسخ :به نظر می رسد جمله، سه جزیی است و معلم، متمم اسم است برای پیام نه متمم اجباری برای فعل نوشتن. نوشتن جزو افعالی نیست که غالباً یا در همه ی کارکردهایش با حرف اضافه ی «برای» همراه باشد. پس (برای) حرف اضافه ی اختصاصی فعل نوشتن نیست. اما پیام، جزو اسم هایی است که می تواند به کمک حرف اضافه ی (برای) متمم بگیرد. نمونه: پیامی برای جوانان، پیام رئیس جمهور به مردم و ....

*«ان» در «گیلان، پاییزان، شادان، کوهان و ....» چه نوع تکواژی است؟ آیا وند اشتقاقی است یا تصریفی؟ به بیان دیگر این کلمات مشتق اند یا ساده؟

پاسخ: اصل مهم در تشخیص این نوع تکواژها و واژه ها، حفظ استقلال دستوری تکواژها در ذهن اهل زبان است. امروز هیچ فرد ایرانی ،« گیلان» را متشکل از گیل + ان و« کوهان» را متشکل از کوه+ان نمی پندارند. پس بهتر است این واژه ها را ساده فرض کنیم. اما هنوز هر ایرانی «پاییزان» و «بهاران» را تشکیل شده از «پاییز» و «بهار» + «ان» می داند و «شادان» را واژه ای ساخته شده از شاد+ان در نظر می آورد. بنابراین در سه مورد اخیر، واژه ها مشتق اند و (ان) وند اشتقاقی آنهاست.

*آیا هر فعلی قابلیت مجهول شدن دارد؟

پاسخ: خیر، توضیح این که فعل های زیر را نمی توان مجهول کرد:

الف – فعل های ناگذر، فعل های ساده ی گذرا به متمم و فعل های گذرا به مسند.

مثال: کبوتر پرید، او با دشمنان جنگید، هوا سرد شد.

3

ب- فعل جمله هایی که از مصدر «داشتن» است، مجهول نمی شوند. مثال: سینا خانه ای داشت.

ج- فعل های «باید، می باید، بایستی، می بایست» + «مصدر مرخم یا فعل ناگذر» مجهول نمی شود.  مثال: سهراب باید برود، باید از این جا رفت.

 ** فعل های گذرا به متمم را می توان بعد از تبدیل به گذرا به مفعول و متمم، مجهول نمود.

*حرف (واو) در واژه هایی مانند« دولت، موز، خسرو، جور (ستم)، شور (مشورت) و ...» نشانه ی چه آوایی است؟

پاسخ: حرف واو در چنین واژه هایی نشانه ی آوای چهارمی است که برخی زبان شناسان آن را مصوت هفتم زبان فارسی می دانند و برخی دیگر آن را مرکب از مصوت /o/ و صامت /w/ می‌پندارند. دکتر محمد باطنی این آوا را مصوت دوگانه می دانند که اکنون در زبان فارسی در حال مرگ است. به هر حال صورت گسترده ی این واژه ها چنین است:          دولت ¬ د / ُ / و/ ل/ َ / ت و …

*آیا فعل مرکبی داریم که قسمت صرفی آن مصدر «شدن» باشد؟

پاسخ: آری؛ به عنوان نمونه: آغاز شد – ایجاد شد، تبدیل شد، بیان شد، دریافت شد، حاصل شد، مصرف شد، عوض شد. در اغلب این فعل های مرکب «شدن» معادل صورت مجهول «کردن» است. صادر کرد ¬ صادر کرده شد ¬ صادر شد                                     

آغاز کرد ¬ آغاز کرده شد ¬ آغاز شد

برای اثبات این که این فعل ها مرکب است یا صورتی حاصل از مسند و فعل گذرا به مسند، می توانیم به جای «شد» فعل «است» یا «بود» قرار دهیم. اگر جمله درست بود. مسند و فعل است در غیر این صورت فعل مرکب است.

مثال: روز دوشنبه تعطیل شد ¬ روز دوشنبه تعطیل است (بود)

                         مسند  فعل                     مسند     فعل

 پسته ها به خارج صادر شد ¬ پسته ها به خارج صادر است ¬ جمله غلط و فعل مرکب است.

درس آغاز شد ¬درس آغاز است. جمله غلط است و «آغاز شد» فعل مرکب است.

*آیا کلمه ای که مجاز شود می توانیم با کلمات دیگر در بیت مراعات نظیر یا تضاد بگیریم به عنوان مثال: «لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید      مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی»    لب و دندان: مجاز از وجود است، حال آیا «لب و دندان» با «روی» می تواند مراعات نظیر شود؟

پاسخ: آری، زیرا واژه ی «روی» اگرچه به معنای «امکان» است و با «لب و دندان» ایهام تناسب دارد. ولی اگر «روی» در جمله نبود «لب و دندان» نمی تواند با هم مراعات نظیر باشند زیرا از نظر من دو کلمه نمی تواند مراعات نظیر باشد باید بیش از دو کلمه باشد.                                                              «روح اله هادی»

 

 

www.adaboa.blogfa.com      وبلاگ گروه زبان وادبیات فارسی استان اردبیل



ارسال در تاريخ 87/10/28 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
نقدی بر آرایه های ادبی
مباحث آرایه های ادبی -حذف - انواع مجاز - تشیبه و نظریات استاددکتر جلیل تجلیل و...
 


ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 87/10/28 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
سال شمار جلال آل احمد

 

1302 تولد در محله ي پاچنار تهران

1322 سفر نجف براي گذراندن دوره ي طلبگي که چند ماه بيشتر دوام نياورد و به ايران برگشت . تاسيس انجمن اصلاح . از مدرسه دارالفنون ديپلم گرفت . آشنايي با انديشه هاي احمد کسروي . چاپ وانتشار کتاب «عزاداريهاي نامشروع» از طرف انجمن اصلاح .

1323 پيوستن به حزب توده ي ايران .

1324 چاپ اولين قصه ي « زيارت» در مجله ي سخن و آشنايي با صادق هدايت . انتشار «ديد و بازديد عيد» مجموعه 10 قصه ي کوتاه . سفر به آبادان براي افتتاح دفتر حزب توده و اتحاديه‌ي کارگران .

1325 اتمام دوره ي دانشکده ي ادبيات ( دانشسراي عالي ) . آشنايي با نيما يوشيج . مديريت چاپخانه ي شعله‌ور . انتشار گزارش‌ها : (مجموعه ي گزارش هايي از بازديد کلاس‌هاي دبيرستاني . مديريت داخلي بشر، روزنامه هفتگي وارگان دانشجويان حزب توده ، مديريت داخلي « مردم » مجله ي ماهانه و تئوريک حزب توده ايران که صاحب امتيازش فريدون کشاورز و سردبيرش احسان طبري است ) .

1326 تدريس در مدارس تهران . انشعاب از حزب توده به همراه خليل ملکي و 10 تن ديگر . تاسيس حزب سوسياليست توده ي ايران به همراه خليل ملکي. انتشار «از رنجي که مي بريم» ، «مجموعه ي 10 قصه کوتاه» و «حزب توده بر سر دو راه» همراه با دکتر اسحاق اپريم . ترجمه و چاپ محمد آخرالزمان از پل کازانوا .

1327 انتشار «سه تار» مجموعه ي قصه کوتاه که تقديم شده است به خليل ملکي . ترجمه و چاپ «قمارباز» از داستايوسکي .

1328 ترجمه و چاپ « بيگانه » اثر آلبرکامو به همراه علي اصغر خبره زاده .

1329 مديريت « شاهد » صاحب امتيازش علي زهري و سردبير دکتر مظفر بقايي . تاسيس حزب زحمت‌کشان ملت ايران به همراه دکتر بقايي و خليل ملکي . انتشار ترجمه ديگري از آلبر کامو بنام سوء تفاهم که نمايشنامه‌اي است در سه پرده . آشنايي با سيمين دانشور و آغاز زندگي مشترک .

1331 همکاري با خليل ملکي در انتشار مجله نبرد زندگي . تاسيس نيروي سوم به همراه خليل ملکي . دفاع از دکتر مصدق در مقابل عوامل و اشرار حکومتي در نهم اسفند. انتشار مجموعه‌ي قصه‌ي « زن زيادي » و ترجمه‌ي « دستهاي آلوده » اثر ژان پل سارتر .

1332 همسايگي و مجالست دائمي با نيما يوشيج . کناره گيري از نيروي سوم . دستگيري و زندان . تاسيس بنگاه مطبوعاتي رواق همراه باقر کميلي .

1333 انتشار کتاب « اورازان » و ترجمه ي « بازگشت از شوروي » اثر آندره ژيد .

1334 سفر به دهات قزوين و حاصلش کتاب « تات نشينهاي بلوک زهرا » . انتشار ترجمه ديگري از آندره ژيد به همراه پرويز داريوش به‌ نام « مائده هاي زميني » . انتشار « هفت مقاله » .

1336 سفر اروپا به همراه سيمين دانشور .

1337 سفر به خوزستان و پياده روي از بهبهان تا کازرون به همراه دکتر اشتراسر . انتشار « مدير مدرسه » و «سرگذشت کندوها » .

1339 مديريت علم و زندگي مجله‌ي ماهانه‌اي که باني آن خليل ملکي بود .

1340 انتشار « نون والقلم » .

1341 سرپرستي کيهان ماه که دو شماره بيشتر دوام نيافت و توقيف شد . انتشار کتاب‌هاي « سه مقاله ديگر» ، «کارنامه سه ساله» و «غرب زدگي» . سفر به اروپا .

1343 سفرحج در فروردين و تابستانش به دعوت هفتمين کنگره بين المللي مردم شناسي به شوروي .

1344 سفر به آمريکا به دعوت سمينار بين المللي و ادبي سياسي دانشگاه هاروارد .

1345 انتشار «کرگدن» ترجمه‌ي نمايشنامه‌اي از اوژن يونسکو و سفرنامه‌ي حج به نام « خسي در ميقات » .

1346 سفر به اردبيل و دشت مغان همراه مهندس منجمي و انتشار کتاب‌هاي « نفرين زمين » (رمان) و ترجمه رساله‌اي از ارنست يونگر به نام «عبور از خط» . سفر تبريز و سخنراني در دانشگاه تبريز و ديدار با بهروز دهقاني و صمد بهرنگي .

1347 تحريم کنگره هنرمندان دربار . تشکيل کانون نويسندگان ايران و توقيف کارنامه‌ي سه ساله و سفر به مشهد و ديدار با دکتر علي شريعتي . احضارهاي پي در پي و تهديد ثابتي و حسين زاده از مقامات سازمان امنيت .

1348 تيرماه مرگ خليل ملکي . و مرگ در چهار بعداز ظهر هفدهم شهريور 1348 در اسالم گيلان .

 

سيماي جلال آل احمد

چهره

 اش استخواني بود ، سري بزرگ داشت که دو چشم درشتش مثل دو فانوس در آن مي درخشيد، سيمايش سبزه بود و شيارهايي از رنج درون بر آن نمودار … دستهايش کشيده بود، انگشتهاي لاغرش را گاه به شدت در هم مي فشرد و قلم که به دست مي گرفت لب ها هم با آن تکان مي خورد، گويي قلم يکي از انگشتانش بوده از انگشتش خشم و عصيان


 

 



ارسال در تاريخ 87/10/04 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
شب یلدا

صبح صادق ندمد، تا شب يلدا نرود

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 87/10/04 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
با بزرگان علم وادب

محمد معین در سال ۱۲۹۳ شمسی دررشت به دنیا آمد. در خردسالی پدر و مادر‌ش را از دست داد و پدربزرگ وی شیخ محمدتقی ‌معین‌العلما که از جمله علمای روحانی رشت بود به‌تربیت وی همت گماشت.

پس از پایان تحصیلات ابتدایی و بخشی از دوره ی متوسطه در رشت به تهران رفت و دوره‌ی دوم متوسطه را در دبیرستان دارالفنون در رشته‌ی ادبی به پایان رسانید.

در طی این سال‌ها استعداد خاصی در ادبیات و عربی از خود نشان داد. پس از اخذ دانشنامه‌ی لیسانس در سال ۱۳۱۴ به سمت دبیر در دبیرستان شاهپور در شهر اهواز شروع به کار کرد و پس از سه ما ه با سمت ریاست دانشسرای عالی شبانه‌روزی اهواز به کار ادامه داد.

در همین ایام به‌وسیله‌ی مکاتبه از آموزشگاه روانشناسی بروکسل در بلژیک روانشناسی عملی و دیگر شعب آن از قبیل خط‌ ‌شناسی و مغز‌شناسی را فرا گرفت.

محیط آرام اهواز فرصت مناسبی برای این دانش‌پژوی جوان بود که به یک سلسله مطالعات ادبی دیگر دست بزند.

او حافظ را برای این کار انتخاب کرد و در مدت ۴ سال یک رساله‌ی تحقیقی جالب درباره‌ی او به رشته‌ی تحریر در آورد.

در همین زمان عده‌ای باستان‌شناس فرانسوی که برای حفاری به شوش می‌رفتند وارد اهواز شدند. آشنایی معین با این گروه مسیر تازه‌ای در پیش پای استاد جوان برای مطالعات و تحقیقات ادبی باز کرد.

او خود در این‌باره می نویسد: یک روز رییس هیات که پیرمردی دانشمند و آشنا به تمدن باستانی ما بود ضمن صحبت گفت: «لهجه‌های محلی ایرانی کم‌کم دارند مغلوب لهجه‌های مرکزی می‌شوند. شاید دیری نپاید که دیگر اثری از این لهجه‌ها باقی نماند و آنوقت ...او حرفش را برید.یک لحظه در چشمانم نگاه کرد و سپس چنین ادامه داد: وظیفه‌ی شما جوانان است که یادگار لهجه‌های محلی را حفظ کنید.»

این توصیه راه معین را روشن کرد او تصمیم گرفت که زندگی خود را وقف ادبیات غنی و سرشار ایران کند و اصطلاحات و لغات، امثال و حکم زبان فارسی را در چهار گوشه‌ی مملکت جمع و تدوین کند.

چند سال بعد که به تهران آمد در دوره‌ی دکترای ادبیات فارسی نام‌نویسی کرد. آشنایی او با زبان پارسی باستان و «اوستا»، اشتیاق وی را در این زمینه افزون کرد وپایان‌نامه‌ی دکترای‌خود را درباره‌ی «مزد‌یستا و تاثیر آن در ادبیات فارسی» نوشت.

محمد معین، اولین کسی بود که در ایران در رشته‌ی ادبیات فارسی دکترا گرفت.

او در طول حیات خود همکاری‌های وسیعی با خاورشناسان در زمینه‌های مختلف داشت.

کتاب «جامع‌الحکمتین» ناصرخسرو برای نخستین بار توسط «هانری کربن»، خاورشناس فرانسوی و دکتر معین تصحیح و به چاپ رسید. از نتایج دیگر این همکاری‌ها انتشار یک سلسله کتب عربی و فارسی به فارسی و فرانسوی بود.

از آثار اومی‌توان از فرهنگ معین،‌ روانشناسی تربیتی، برگزیده‌ی شعر فارسی دوره‌های طاهریان، صفاریان، سامانیان و آل‌بویه و ستاره‌ی ناهید را نام برد.

«حافظ شیرین سخن» نام مجموعه‌ای است در ۹ جلد که حاصل بیش از ۱۲ سال بررسی و تحقیقات معین در احوال و آثار حافظ است.

بالغ بر ۲۰۰ مقاله از وی در زمینه‌های ادبیات، تاریخ ادیان ایران، دوره‌ی قبل از اسلام و عهد اسلامی، علوم‌تربیتی، تاریخ ادبیات و آثار باستانی در مجلات مختلف در ایران و کشورهای دیگر به چاپ رسیده است.

دکتر محمد معین، به‌عنوان یک محقق، فردی واقع‌بین و امانت‌دار بود و همیشه جانب اعتدال را رعایت و از غرض‌ورزی دوری می‌کرد. این خصیصه‌ی وی باعث شد که بسیاری از بزرگان ادب ایران همچون علامه‌ي دهخدا و نیما یوشیج ادامه‌ی جمع‌آوری، تدوین و چاپ آثار خود را به دست او سپردند.

نیما یوشیج در وصیت‌نامه‌اش تاکید کرد که به جز معین که نمونه‌ی صحیح علم و دانش است هیچ‌کس حق ندارد به آثار او دست بزند و او را قیم آثار خود معرفی کرد.

علامه‌ی دهخدا نیز در زمره‌ی کسانی بود که در زمان حیات از معین برای تدوین لغت‌نامه‌اش یاری جست و همین‌طور تدوین ادامه‌ی آن را پس از وفات خود به معین سپرد.

دهخدا در وصیتنامه‌اش قید می‌کند زحمتی که برای معین در تدوین لغت‌نامه‌اش به‌جای گذاشته اقلاً معادل نصف تالیف است. معین بخش بزرگی از عمر خود را صرف تدوین ادامه‌ی این لغت‌نامه کرد و در مقدمه‌ی آن بدون ذکرزحمات خود نوشت: «لغت‌نامه‌ی دهخدا محصول مطالعات مداوم و کوشش‌های خستگی‌ناپذیر ۴۵ ساله‌ی استاد دهخدا و گروهی از یاران اوست.»

ضمن انجام تعهد بزرگی که معین در قبال لغت‌نامه‌ی دهخدا داشت شخصاً نیز به دنبال آرزوی دیرینه‌اش که تدوین و چاپ فرهنگ فارسی بود رفت و سرانجام پس از ۲۰ سال کار و کوشش به این آرزو جامه ی عمل پوشید.



در طی تدوین فرهنگ معین رعایت امانت‌داری را به‌حدی رسانید که مثلاً اگر از مستخدم خود لغتی عامیانه می شنید که مفید به نظر می‌رسید آن‌را به نام وی ضبط می کرد و در آثار خود می‌آورد.

اهمیت تدوین لغت‌نامه‌ی دهخدا و فرهنگ معین و امثال آن‌ها زمانی روشن می شود که توجه کنیم که ادبیات اروپایی بخشی از تحول بعد از رنسانس خود را مدیون فرهنگ‌ها و دایرة‌المعارف‌هایی است که در این زبان‌ها بوجود آمد و ادبیات وسیع و دیرپای فارسی تا قبل از دهخدا از داشتن یک فرهنگ واقعی بی‌نصیب بود.

لغت‌نامه ی دهخدا قدمی بزرگ در راه مقابله با این مشکلات بود. اما استفاده از یک لغت‌نامه ی بزرگ برای استفاد‌ه‌های کوچک و روزمره آسان نبود.

لغت‌نامه‌ی دهخدا از نوع دایرة‌المعارف‌های بزرگ است و در زبان فارسی تا قبل از معین فرهنگ کوچکی که با مراجعه به آن بتوانیم به سرعت و به آسانی و از روی یک شیوه‌ی درست معنی یا ریشه‌ یا یکی از ترکیب‌های لغوی واژه‌ای را بیابیم وجود نداشت.

معین در طی ۲۰ سال تلاش و در حالی که توامان به ادامه‌ی تدوین لغت‌نامه‌ی دهخدا مشغول بود تدوین و چاپ فرهنگ معین را در ۶جلد به پایان رسانید.

این فرهنگ شامل لغات ادبی، علمی، هنری، حقوقی، فلسفی، عرفانی و لغات مربوط به پیشه‌های مختلف است و حاوی لغات ایرانی، اوستایی، پارسی باستان،پهلوی، دری‌قدیم و لغات سامی، ترکی، مغولی، یونانی، لاتینی و لغات فصیح و عامیانه و لغات فرهنگستانی است.

در این فرهنگ همچنین از منابع و عناصر زبان فارسی سخن گفته شده است و از زبان‌های ایرانی کهن،ایران میانه و ایران کنونی مثال آورده است. از مزایای دیگر این فرهنگ مصور بودن آن است. هزاران نقش سیاه و سفید و رنگین این فرهنگ را جاندار و گویا کرده است.

در آذرماه ۱۳۴۵ معین دچار سکته‌ی مغزی شد و پس از آن به مدت ۴سال و نیم در حال اغماء در بیمارستان به سر برد. تلاش‌های گوناگون برای نجات وی به نتیجه‌ای نرسید و وی در سیزدهم تیرماه ۱۳۵۰ چشم از جهان فرو بست. یادش گرامی باد.

 



ارسال در تاريخ 87/08/17 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
روش اموزش انواع متمم-خانم مریم پیمان

عنوان مقاله : بهترین روش آموزش انواع متمم ( اسم – قید – فعل )

چکیده:

      فعل ها به گذرا و ناگذر و در نتیجه جملات به دو جزئی و سه جزئی و چهار جزئی با اجرای مختلف تقسیم می شود . یکی از اجزای اصلی ، متمم فعل است که با متمم قیدی و متمم اسم اشتباه می شود . برای شناخت انواع متمم ابتدا باید اجزای اصلی جمله با توجه به فعل ، آموزش داده شود . دانش آموز با شناخت فعل هایی که متمم فعل دارند، متمم فعل را خواهد شناخت. متمم های دیگر اگر قابل حذف باشند ، قیدی هستند و اگر با حذف آنها جمله مبهم شود ، متمم اسم هستند .

مقدمه :

متمم یعنی تمام کننده و کامل کننده .در کتاب زبان فارسی دبیرستان از سه نوع متمم ( فعل ، قید و اسم ) صحبت شده است . دانش آموز حتی اگر اطلاعات دانشی فراوان از این نوع متمم ها داشته باشد ، در حین کاربرد و تشخیص آنها دچار شک و تردید می شود .

دانش آموز برای ورود از این دریچه های کوچک ولی مهم جمله، باید شناخت در قسمتی از کل ساختمان جمله و اجزای آن داشته باشد . تا بتواند مسیرهای اصلی را طی کند . در غیر این صورت برای باز کردن این گره ها از کلید مناسب بهره مند نخواهد شد .

آموزش امر تدریجی است . زمانی که در مراحل اولیه از فعل جمله اطلاعات کافی کسب شود ، به راحتی اجزای اصلی جمله شناخته    می شود و در این میان مهمان های ناخوانده ( مثل قیدها ) نیز چهره می گشایند .

نمودارهای نمایش دهنده ی اجزای اصلی سازنده ی جمله ها هستند که به طریق عملی اجزای اصلی را در خود نشان می دهند و قیدها را از خود می رانند . تدریس همه ی این مراحل نیاز به استفاده از نمودار دارد . نمودار ها در واقع همان کارهای یک آزمایشگاه دقیق علمی را برای دانش آموزان انجام می دهند .

طریقه ی آموزش جمله و اجزای آن

به دانش آموزان تاکید می کنیم که برای شناخت جمله باید به فعل توجه کنند. فعل را به گذرا و ناگذر تقسیم می کنیم . چند فعل ناگذر را مثال می آوریم .( با استفاده از تابلو یا پاورپوینت ) و از گروه های دانش آموزان می خواهیم برای هر کدام یک جمله مثال بزنند . با آوردن مثال ها بر روی تابلو، دانش آموزان به این تعریف دست می یابند که فعل ناگذر از فاعل ،گذر و برروی چیز یا فرد دیگری عمل نمی کند و یا تأثیر         نمی گذارد .

انواع فعل های گذرا به مفعل و متمم و مسند و .... را این گونه یادآوری می کنیم:

ابتدا جدول هایی را از هر نوع فعل در اختیار گروه های دانش آموزان قرار می دهیم و از آن ها می خواهیم ، آن فعل ها را حفظ کنند و سپس از یکدیگر بپرسند و به این ترتیب کاملاً به خاطر بسپارند که به عنوان مثال ، فعلِ « است » گذرا به مسند است و یا  فعلِ « ترسید » حتماً به متمم نیاز دارد و ... سپس با مثال های بسیار ساده که از جانب دانش آموزان بیان می شود، اجزای جمله آموزش داده می شود . با این مثال ها از دانش آموز انتظار  می رود مفهوم گذرا بودن را کاملاً بفهمند .

در این میان می توان از دانش آموزان کمک گرفت . از دو دانش آموز دعوت می کنیم در مقابل دانش آموزان جملات نوشته شده را نمایش دهند . به عنوان مثال :

« فاطمه کتاب را به مریم داد.»

اگرکتاب یا مریم حذف شود ، کار دادن انجام نمی گیرد . پس فعل دادن علاوه بر مفعول به متمم نیاز دارد .( در تمام این موارد می توان از نمودارها که به پیوست ارسال می شود کمک گرفت.)

دانش آموز با شناخت انواع فعل ها به نتایج زیر دست خواهد یافت .

1 – فعل هایی را که نیاز به متمم فعل دارند ، خواهد شناخت .

2 – فعل هایی را که نیاز به متمم فعل ندارد ، خواهد شناخت .

نکته : به دانش آموزان تاکید می کنیم که اگر فعل به متمم فعل نیاز داشت، فقط با یک حرف اضافه  خاص می آید و اگر با دوحرف اضافه بیاید، دو معنی متفاوت دارد .

سوال می کنیم : ترسید ... ؟        پاسخ دانش آموز     : از

            :پی برد ... ؟                                       : به

           :پرداخت ... ؟                                        : به

و اگر با دو حرف اضافه بیاید معنی های متفاوت دارد .

از ... آموخت = یادگرفت

به ... آموخت = یاد داد

برای درک بیشتر، از افعال ناگذر مثال هایی می نویسیم و از طریق مقایسه مطلب را بیشتر توضیح می دهیم . با آوردن فعل های ناگذر در جمله های مختلف ثابت می کنیم که فعل  ناگذر چون با حرف های اضافه مختلف می آیند و در هر مورد معنی آن ها تغییر  نمی کند ، به متمم فعل نیاز ندارد .

مثال : فاطمه به کلاس رفت . / فاطمه تا کلاس رفت . / فاطمه از کلاس رفت . /

متمم قید و متمم اسم    

با شناخت فعل هایی که به متمم نیاز دارند و کنار گذاشتن متمم چنین فعل هایی ، بقیه ی متمم ها یا متمم قیدی هستند و یا متمم اسم .

متمم قید :

اگر متمم از جمله حذف شود و در معنی خللی وارد نشود ، آن متمم، قید خواهد بود .

از گروه های مختلف دانش آموزان می خواهیم با فعل هایی که از گروه فعل های ناگذر و گذرا به مفعول می دهیم جملاتی بسازند . که در آن ها متمم وجود داشته باشد . مثال هایی را انتخاب می کنیم که متمم قیدی داشته باشد و آنها را بر روی تابلو می نویسیم .

« علی در صبح پنجره را باز کرد . » و سپس متمم را حذف می کنیم ← علی پنجره را باز کرد.

در جمله ی دوم اجزای اصلی وجود دارد و جمله مبهم نیست . نمودار جمله را رسم می کنیم و می بینیم که متمم قید از فیلتر نمودار         می گذرد  و در آن جایی ندارد . ( از نمودارهایی که در اختیار بچه ها قرار داده ایم استفاده می کنیم.)

متمم اسم :

اگر متممی را از جمله حذف کنیم و در معنی جمله خللی وارد شود یا متمم فعل است و یا متمم اسم . دانش آموزان فعل هایی را که به متمم نیاز دارند کاملاً می شناسند . ( البته ما این اطمینان را در آن ها ایجاد می کنیم . )بنابراین در جمله ای که فعل به متمم نیاز ندارد ، قطعاً یکی دیگر از اجزای جمله مثل نهاد ، مفعول  ، متمم ، مسند و ... ارتباط نامرئی با این متمم دارند که اجازه ی جدا شدن آنها را از جمله نمی دهند .

با بچه ها شروع به کشف آن منبع اتصال می کنیم .

این بار بهتر است از فعل های ربطی استفاده کنیم و مثالهای را بر تابلو بنویسیم.

آشنایی باعلوم قرآنی مفید است .

سوال از دانش آموزان : فعل جمله گذرا است یا ناگذر ؟         پاسخ : گذرا

             :گذرا را به چه جیزی ؟                       : به مسند

             : آیا این فعل به متمم نیاز دارد ؟                     : خیر

           

متمم این جمله، متمم فعل نیست. از دانش آموز سوال می کنیم چه نوع متممی است ؟ معمولاً اکثریت بدون اندیشه خواهند گفت :                        « متمم قیدی است. »

در این جا معلم و یا بعضی از دانش آموزان مستعد بلافاصله سوال می پرسند :« پس چرا  با حذف متمم جمله مبهم است ؟» با مشخص شدن این ابهام، برای دانش آموزان توضیح می دهیم که آشنایی نیز مانند بعضی فعل ها با یک حرف اضافه ی خاص می آید و به متمم نیاز دارد و چون آشنایی اسم است، به آن « متمم اسم » می گویند. در این مرحله از دانش آموزان می خواهیم که آشنایی یا آشنا را در جمله های مختلف به کار ببرند .

مثال : حسین با علی آشناست .

       : من خواهان آشنایی با دانشمندان معاصر هستم .

با این مثال ها دانش آموز پی می برد که آشنا و آشنایی همیشه با « با » می آید. از دانش آموز سوال می کنیم که کلمات زیر با چه حروف اضافه ای همراه هستند .

معلم : رسیدگی ... ؟            دانش آموز : به

        : مراجعه ... ؟                                   : به

        : تسلط...؟                                       : بر

        :دقت ... ؟                                       : در

       :مهارت ... ؟                                    :در

 این جا نیز از  نمودارهایی که در اختیار دانش آموزان است ، مثال آورده می شود که در آن متمم های اسمی در کنار گروه های اسمی در نمودار قرار می گیرند .

نتیجه گیری :

     برای شناخت متمم ها باید فعل ها و در نتیجه اجزای اصل جمله شناخته شود و دانش آموز ارتباط متمم ها را با فعل و اسم ها تشخیص دهد و به نیاز فعل ها و بعضی از اسمها به متمم ها پی ببرد . در این میان اگر جمله متممی وجود داشته باشد که با هیچ یک از اجزای جمله ارتباطی نداشته باشد، متمم قید است. برای تدریس همه این موارد نمودارها یک وسیله کمک آموزشی مناسب هستند.

 



ارسال در تاريخ 86/12/21 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
تقویت املا خانم مدینه اخلاقی دشتستان-برازجان

تقويت املا

مقدمه : توصيف وضعيت موجود

     مقطع ابتدايي زير بناي مقاطع ديگر تحصيلي مي باشد و در مقطع ابتدايي نيز پايه اول اساس پايه هاي ديگر مي باشد و هر چقدر دانش آموزان در اين پايه بهتر آموزش ببينند در پايه هاي ديگر راحت تر هستند و بالعكس ؛ در پايه اول دو درس رياضي و فارسي ( قرائت فارسي و املاي فارسي ) كليدي هستند و بيشترين ساعات به اين دو درس اختصاص مي يابد و از بين دو درس ذكر شده درس فارسي از اهميت دو چنداني برخوردار مي باشد. طوري كه بدون يادگيري درس فارسي , يادگيري دروس ديگر تقريباً غير ممكن مي باشد.

     چندين بار بود كه آموزگار پايه دوم از وضعيت تحصيلي دو دانش آموز ابراز نگراني مي كرد و آنان را در حد دانش آموزان پايه اول هم نمي دانست . از عدم پيشرفت تحصيلي آنان صحبت مي كرد؛ مدير مدرسه با اولياي دانش آموزان ذكر شده , مشاوراتي را بعمل آورد . قرار شد آنان به فرزندان خود كمك كنند و همگام با معلم درس ها را تكرار و تمرين كنند.

     بعد از گذشت يك ماه , متاسفانه پيشرفتي حاصل نشد در جلسه شوراي معلمان وضعيت دانش آموزان ذكر شده مورد بحث قرار گرفت . پيشنهادهايي ارائه گرديد بنده را مامور رسيدگي به اين دانش آموزان نمودند , من هم با بررسي نمرات سال گذشته آنان و مشاوره با والدين و معلم پايه دوم آنان مطالبي را جمع آوري نمودم.

تجزيه و تحليل اطلاعات

پس از مطالعه نمرات و بحث هاي با معلم پايه اول , دوم و والدين صورت گرفت و راه هاي متعددي جهت تقويت املاي آنان مورد بررسي قرار گرفت و خلاصه يافته هاي حاصل از تجزيه و تحليل به شرح زير تدوين گرديد.

 

خلاصه يافته هاي اوليه

     برخي از علل ضعف دانش آموزان در درس املا ه شرح زير بود :

- بيش از دو سوم حروفات الفباي فارسـي را نمي شناختند و آن ها را بـا هم اشتبـاه مي گرفتند.

- نظر به به سن بالاي معلم پايه اول( بيش از 20 سال سابقه تدريس ) و عدم علاقه به تدريس در پايه اول و كمتر تكرار و تمرين مي كرده اند.

- معلم پايه اول علل اصلي ضعف آنان را , غيبت بيش از اندازه به سبب بيماري ذكر نمودند.

- تحصيلات كم والدين ( زير پنجم ابتدايي ) و عدم آشنايي آنان با اصول روان شناسي جهـت رسيـدگـي بـه فـرزنـدشـان متناسب با استعداد آنان , يكي ديگر از علل ضعف دانش آموزان مي باشد.

 اصول و مباني املا

     مراحل آموزش نوشتن به پنج مرحله زير تقسيم مي شود:

1- آموزش نوشتن غير فعال ( رونوسي )

2- آموزش نوشتن نيمه فعال ( املا )

3- آموزش نوشتن فعال پايه يك    ( كلمه سازي )

4- آموزش نوشتن فعال پايه دو     ( حمله سازي )

5- آموزش نوشتن فعال ( خلاق )    انشا و انواع آن

با توجه به مشكل دانش آموزان در مرحله آموزش نوشتن نيمه فعال (املا) است به آموزش املا مي پردازيم. مهارت املا نويسي به معني توانايي جانشين كردن صحيح صورت نوشتاري حروف , كلمات و جمله ها به جاي صورت آوايي آنهاست . دانش آموزان بـايـد به اين مهارت دست يابند تا بتوانند بخوبي بين صورت تلفظي كلمه ها و حروف سازنـده آن ها پيـونـد مناسبي بـرقـرار كنند بدين ترتيب زمينه لازم براي پيشرفت آنان در درس هاي جمله نويسي , انشا و به طور كلي مهارت نوشتن بهتر فراهم مي شود , دانش آموزان هنگام نوشتن املا بايد نكاتي را در باره صداهايي كه بوسيله معلم در قالب كلمات و جمله ها بر زبان جاري مي شود رعايت نمايند :

الف) آنها را خوب بشنوند + تشخيص دقيق كلمه + ادراك كلمه

ب) آنها را خوب تشخيص دهند + يادآوري و مجسم ساختن تصوير + بازشناسي كلمه صحيح در ذهن.

ج) آنها را درست بنويسند + نوشتن صحيح حروف سازنده كلمه + بازنويسي كلمه و توالي مناسب آنها.

اشكالات املايي دانش آموزان كه از ديدگاه زبان شناختي بر اثر اشكالات رسم الخطي , تاثير لهجه و گويش محلي دانش آموزان و فرايندهاي آوايي حذف , تبديل , افزايش و قلب به وجود مي آيند از ديدگاه روان شناختي از موارد زير سرچشمه مي گيرند :

الف) ضعف در حساسيت شنوايي , مثال : ژاله -  جاله

ب) ضعف در حافظه شنوايي , مثال جا انداختن كلمات

ج) ضعف در حافظه ديداري , مثال حيله – هيله

د) ضعف در حافظه توالي ديداري , مثال مادر – مارد

هـ) قرينه نويسي , مثال ديد –

و) وارونه نويسي , مثال ديد -

ز) عدم دقت , مثال : گندم – كندم

ح)نارسا نويسي , مثال رستم – رسم

 

روش تدريس املا

املا واژه اي است عربي و معناي آن نوشتن مطلبي است كه ديگري بگويد يـا بخـوانـد . درس املا در بـرنـامـه آمـوزشـي دوره ابتدايي اهداف زير را در بر مي گيرد.

1- آموزش صورت صحيح نوشتاري كلمه ها و جمله هاي زبان فارسي

2- تشخيص اشكالات املايي دانش آموزان و رفع آنها

3- تمرين آموخته هاي نوشتاري دانش آموزان در رونويسي.

بديهي است با نوشتاري كه با غلط هاي املايي همراه باشد ارتباط زباني بين افراد جامعه بخوبي برقرار نمي شود . بنابراين , لزوم توجه به اين درس كاملاً روشـن اسـت عـلاوه بـر اهـداف فـوق , امـلا نـويسي , دانـش آمـوزان را يـاري مي كند تا مهارت هاي خود را در زمينه هاي زير تقويت نمايند.

      1- گوش دادن با دقت

2- تمركز و توجه داشتن به گفتار گوينده ( معلم )

3- آمادگي لازم براي گذر از رونويسي ( نوشتن غيرفعال ) جمله نويسي و انشا (نوشتن فعال)

نكات برجسته روش آموزش املاي فارسي :

1- توجه بيشتر به وجه آموزشي درس املا نسبت به وجه آزموني آن

2- انعطاف پذيري در انتخاب تمرينات  در هر جلسه املا

3- توجه به كلمات به عنوان عناصر سازنده جمله هاي زباني

4- ارتباط زنجير وار املاهاي اخذ شده در جلسات گوناگون

 

معيارهاي ارزشيابي

عناصر ديگر روش آموزش املا را به صورت زير هم ميتوان مرحله بندي كرد :

گام اول, انتخاب متن املا  و نوشتن آن روي تخته سياه و خواندن آن

گام دوم , قرائت املا توسط معلم و نوشتن آن توسط دانش آموزان

گام سوم , تصحيح گروهي املاها و تهيه فهرست خطاهاي املايي

گام چهارم , تمرينات متنوع با توجه به اولويت بندي اشكالات املايي استخراج شده.

 

گام اول , انتخاب متن :

در انتخاب متن املا به موارد زير توجه شود :

- متن مورد نظر حاوي جمله باشد و از انتخاب كلمه به تنهايي خودداري شود.

- كلمات سـازنـده جمـلات متـن از حـروفـي تشكيل شده باشند كه قبلاً تدريس شده اند.

- كلمات خارج از متن كتاب هاي درسي , از 20 درصد كل كلمات بيشتر نباشد.

- علاوه بر جملات موجود در كتاب هاي درسي , با استفاده از كلمات خوانده شده , جملات ديگري هم در نظر گرفته شوند .

- در هر جلسه از كلماتي كه در جلسات قبلي براي دانش آموزان مشكل بوده اند نيز استفاده شود تا بتوان درجه پيشرفت شاگردان را اندازه گيري كرد.

گام دوم

معلم متن املا را از روي تابلو پاك كرده , پس از آماده شدن دانش آموزان , آن را با صدايي بلند و لحني شمرده و حداكثر تا دو بار قرائت مي كند . البته هنگام قرائت متن املا از خواندن كلمه به كلمه خودداري كرده , متن را به صورت گروههاي اسمي و فعلي يا جمله كامل قرائت مي كند تا دانش آموزان با بافت جمله و معناي آن آشنا شوند . متن املا را با سرعت مناسب تكرار مي كند تا كند نويسان هم , اشكالات خود را بر طرف نماند .

 

گام سوم

اين گام با مشاركت كامل دانش آموزان انجام مي شود و معلم بدون اشاره به نام آنان تك تك املا ها را بررسي و مشكلات را استخراج مي كند . به اين ترتيب كه معلم املاي اولين دانش آموز را در دست مي گيرد و به كمك دانش آموز كلمات ياد شده را رونويسي مي كند. سپس املاي دومين , سومين و .... در دست مي گيرد و به كمك همان دانش آموز يا دانش آموز ديگري , صورت صحيح غلط هاي املايي را روي تابلو ثبت مي كند . البته هر جا كه غلط ها تكراري بودند جلوي اولين مورد آن يك علامت ( مثلاً * ) مي زند . در پايان با شمردن غلط ها , اشكالات املايي دانش آموزان را اولويت بندي مي كند .

گام چهارم

در ايـن گام معلـم با توجه به مهمترين و پر تعداد ترين اشكالات املايي دانش آموزان با بكار گيري انواع تمرينات حرف نويسي و كلمه نويسي و همچنين تمرينات كلمه سازي و جمله سازي به تقويت توان نوشتاري دانش آموزان مي پردازد .

 

 

راههاي پيشنهادي براي تقويت املايي دانش آموزان ضعيف

با مطالعه اطلاعات جمع آوري شده در جلسه شوراي معلمان جهت تقويت املا با پيشنهادات متعدد همكاران مواجه شديم كه در ذيل فهرست وار آورده ايم .

- دقت به مشق ( رونويسي ) و تصحيح غلط ها و رعايت خط زمينه

- توجه به دست ورزي در دوره آمادگي

- مطمئن شدن از شناخت حروف الفباي فارسي

- بررسي دقيق تكليف شب در خانه

- توجه بيشتر به دانش آموزان كند نويس

- پرهيز از حركات اضافي موقع گفتن املا

- استفاده از دانش آموزان ممتاز براي روخواني و تكرار و تمرين در كلاس

- توجه به نوع نشستن

- استفاده از كارت تند خواني

- تركيب صامت و مصوت

- اطمينان از تلفظ صحيح حروفات توسط دانش آموزان

-  تصحيح املا توسط خود دانش آموزان  و . . . .

كه قرار شد تعدادي از پيشنهادهاي همكاران در مورد دانش آموزاني كه در املا ضعيف هستند اجرا شود . از جمله آموزش حروفاتي كه دانش آموزان در آن اشكال دارند ( قبل از گفتن املا )  - يادداشت غلط هايي كه بيشتر دانش آموزان از آن دارند – دقت در مشق دانش آموزان .

چگونگي اجراي راه جديد

با دعوت از اولياي دانش آموزان مورد نظر قرار شد كه بصورت خصوصي در يك محل روزانه يك ساعت در ساعت مقرر در املا به آنان ( دانش آموزان ) تدريس شود . در مرحله اول حروف الفباي فارسي تدريس شد و در هر روز تعدادي از حروفاتي كه دانش آموزان در آن اشكال داشتند تدريس مي شد و آنان به كلمه سازي با آن حروف مي پرداختند . استفاده از جدول الفبا كتاب فارسي اول و كارت هاي تنـد خواني , تركيب صامت با مصوت كمك موثري در ياد گيري دانش آموزان مي كرد .

          پس از يك هفته از كتاب فارسي دوم استفاده كرديم . در ابتدا قسمتي از درس ( يك پاراگراف ) قرائت مي شد و دانش آموزان با دقت به كتاب خود نگاه مي كردند , بعد آنها قسمت گفته شده را مي خواندند و غلط هاي را كه مي خواندند در يك دفتري يادداشت مي گرديد و دفعات بعدي ابتدا غلط ها تكرار و تمرين مي شد ( خواندن و نوشتن ) . وقتي كه دانش آموزان در خواندن درس جديد مهارت كافي بدست مي آوردند . مرحله نوشتن آغاز مي گرديد . سعي    مي شد هنگام نوشتن متني , متن ها خوانده شده بعد نوشته شود . ين كار ادامه داشت و روز به روز پيشرفتي در وضعيت دانش آموزان

مشاهده مي گرديد . طوري كه تا قبل از شروع كار با آنان , آنان در كلاس خويش زنگ املا بيش از سه چهار كلمه نمي توانستند بنويسند و به جرات مي توان گفت نمي دانستند چگونه بنويسند و چي بنويسند و بخش و صدا كشي براي آنان نا مفهوم بود . اما بعد از تدريس خصوصي  به مرور توانستند متن املاي دوم را همانند ساير دانش آموزان بنويسند و نمرات بالاتري بگيرند .

در ادامه با مشكل غلط نويسي كلماتي كه حروف عربي دارند ( ثـ ث - حـ ح  ط – ت – ذ- ضـ ض - ظ و .... ) مواجه شديم كه جهت غلبه بر اين مشكل سعي شد زير كلمات فوق خ كشيده شود و در دفتر نوشته شود و اين كلمات بيشتر قرائت و نوشته شود تا ملكه ذهن گردد .

خوشبختانه بعد از بيست جلسه دانش آموزان مشكل دار , طوري پيشرفت كردند كه معلم پايه دوم باورشان نمي شد كه اين دانش آموزان , همان دانش آموزان بيست روز پيش هستند . شركت در بحث هاي كلاس , پيشرفت در ساير نتيجه تقويت آنها در درس املا بود . جهت تشويق دانش آموزاني كه پيشرفت حاصل نموده اند مدير مدرسه جوايزي را به آنان داد . اولياي دانش آموزان هم خيلي خوشحال بودند و حتي يكي از اوليا كه بيسواد بود تصميم گرفت كه كلاس فشرده اي هم براي او جهت سواد آموزي بصورت خصوصي در نظر گرفته شود .

گرد آوري اطلاعات ( شواهد 2 )

از رفتار هاي دانش آموزان مورد نظر معلوم بود كه آنان پيشرفت قابل ملاحظه اي نموده اند . براي اينكه معلمان ديگر از روند كار و پيشرفت حاصله اطلاع پيدا كنند و در موقعيت هاي مناسب از اين روشها استفاده كنند , مدير مدرسه در جلسه شوراي معلمان گزارش از روند كار از اول تا حال را ارائه داد و نظر بنده را راجع به روش بكار برده شده براي حل ضعف املاي دانش آموزان مورد مطالعه جويا شد و بنده هم چندين مورد را ذكر كرده ام . از جمله :

1- توجه ويژه به دانش آموزان ضعيف و كند نويس

2- استفاده از معلمان فعال و پر انرژي براي پايه اول جهت تكرار و تمرين بيشتر و ارائه ابتكارات ويژه

3- رعايت مراحل گفتن املا از طرف همكاران كه مراحل قبلاً آورده شده است .

4- ارتباط با اولياي دانش آموزان بخصوص دانش آموزان ضعيف .

 

 تجديد نظر در روش هاي انجام گرفته و اعتبار بخشي آن :

     پس از اين كه روش هاي استفاده شده براي حل مسئله توسط بنده و مدير مدرسه تشريح شد , عده اي از همكاران انتقادات و پيشنهادات خويش را ارائه دادند از آن جمله :

- بهتر است مدير ترتيبي اتخاذ نمايند كه با هماهنگي اولياي دانش آموزاني كه در درس املا نمرات متوسط و متوسط به پايين دارند در تعطيلات تابستاني كلاس تقويتي گذاشته شـود مخصوصـاً بـراي پـايـه اول كـه در پـايـه دوم بـا مشكل دانش آموزان مورد مطالعه ما مواجه نشوند.

- تدريس خصوصي , براي همه دانش آموزان مقدور نيست.

- بعضي از معلمان با روش تدريس املا ( مراحل گفتن املا ) آشنايي چنداني ندارند و مراحل آن را رعايت نمي كند.

­- جهت رسيدگي بهتر به دانش آموزان مشكل دار درسي مخصوصاً پايه اول تعداد آن ها در هر كلاس از بيست نفر تجاوز نكند.

     پس از جمع بندي و رفع ايرادات و انتقادات وارده به اجراي روش پيشنهادي  روش هاي مذكور در جلسه گروههاي درسي پايه اول مطرح شد و در اين جلسه ابتدا روش هاي تدريس املا بر اساس روش تدريس پيشنهادي كتاب روش تدريس فارسي مراكز تربيت معلم بيان گرديد؛ سپس روش پيشنهادي ارائه گرديد.

اكثريت قريب به اتفاق معلمان از روش پيشنهادي استقبال كردند.

 

نتيجه گيري

     اگر معلمان درس املا را همان طور كه جدي مي گيرند روش تدريس آن را نيز مطابق با روش تدريس ها ارائه شده در كتاب هاي مراكز تربيت معلم تدريس كنند, به نظر مي رسد دانش آموزان مشكلي در اين درس نخواهند داشت. گروههاي درسي نقش عمده اي در آشنايي و يادآوري روش تدريس املا را برعهده دارند. تا زماني كه دانش آموزان در مهارت خواندن پيشرفت نكرده اند  صحبت از املا و املا گفتن بي مفهوم خواهد بود . انتخاب معلمان پايه اول از بين معلمان فعال و پر انرژي كمك موثري به تقويت املا دانش آموزان از طريق تكرار و تمرين بيشتر ميسر مي شود مي نمايد. هر چه تعداد شاگردان يك كلاس مخصوصاً پايه اول كمتر باشد معلم مربوطه وقـت بيشتري بـراي رسيدگي به دانش آموزان ضعيف در املا خواهد داشت. كمك گرفتن از اوليا فقط براي تكرار و تمرين بيشتر مي تواند در تقويت املا موثر باشد.

 

                        عيوب عمده دستوري در مباحث دستور زبان متوسطه

مقدمه :

   زبان فارسی ، آیینه فرهنگ و هویت ملی ما ایرانیان است این زبان ، در گذر زمان فراز و نشیب های زیادی را طی کرده ، اما همچنان جاودان مانده است. در دوره های معاصر ، به دلیل گسترش ارتباطات ، پیشرفت های صنعتی و هجوم واژه های بیگانه ، این زبان بیش از هر دوره ی دیگر در معرض خطر قرار گرفته است. یکی از نهادهایی که بیش از حد هر نهاد دیگری می تواند در حفظ زبان فارسی تاثیر گذار باشد ، وزارت آموزش و پرورش است. هر چند که در سال های اخیر ، سازمان تالیف کتاب های درسی ، تلاش های فراوان و مثبتی را در این جهت آغاز کرده ، این کتاب ها به یک باز نگری مجدّد نیاز دارد . نگارنده در این مقاله بر آن است تا بخشی از مشکلات آموزش زبان فارسی در آموزش متوسطه را برشمارد و راه حل هایی را برای رفع آنها ارائه دهد.

 

   1) حجم زیاد کتاب ها موجب می شود هدف های آموزشی ، تحت الشعاع به موقع تمام کردن کتاب قرار گیرد و معلم نتواند فراگیران را مورد سنجش و ارزیابی قراردهد. برای حل این مشکل، دو راه وجود دارد : یکی این که ساعت تدریس ادبیات ، افزایش یابد که معمولا به بهانه ی تنوع مطالب آموزشی ، (فیزیک ، شیمی ، فلسفه و ... ) بعید به نظر می رسد. راه چاره ی دوم این است که از حجم کتاب های درسی زبان فارسی کاسته شود. البته امکان این کاهش ، با حذف مطالب تکراری ، امکان پذیر است.در صورت حذف مطالب تکراری و کاهش حجم ، معلم می تواند ساعات بیشتری را به دروسی مانند نامه نگاری در سال اول یا روش تحقیق در سال دوم و یا شیوه ی درست نویسی (املا)اختصاص دهد.

   2) دشواری دیگر ، کاربردی نبودن آموزش ها در زندگی روزمره ی دانش آموزان است. حتی دبیران ادبیات نیز بعضی مطالبی را که در زبان فارسی آموزش می دهند، به کار نمی برند ، کافی است نگاهی به مقاله ها و کتاب هایی که آنان تالیف کرده اند بیندازید تا "می باشد" ، " توسط "، گزارشات و ... را فراوان ببینید. از طرف دیگر نه تنها در ویرایش متن کتابهایی مانند شیمی ، فیزیک و ... از شیوه ی ویرایش کتاب فارسی استفاده نمی شود ، در خود کتاب های زبان و ادبیات فارسی نیز این شیوه رعایت نشده است . (مانند دستورات ، صفحه 71 ادبیات دو ، به وسیله ی ، صفحه ی 120 ادبیات یک )

   3) فراگیری املا و روخوانی آن قدر مهم است که اگر میزان سواد افراد را در این دو خلاصه کنیم ، به بیراهه نرفته ایم . اما متاسفانه دوره ی دبیرستان ، دوره ی تکامل ضعف دانش آموز در املا و روخوانی است. با اینکه یکی از اهداف کلی کتاب زبان فارسی (1) توانایی سریع و صحیح خواندن متون است ، زبان فارسی ، عملا ابزاری برای رسیدن به این هدف نیست پیشنهاد می شود . املا و روخوانی به عنوان یک درس مستقل 20 نمره ای ، در برنامه ی آموزشی دوره ی دبیرستان گنجانده شود و حداقل نمره قبولی در این درس ، 14 باشد.

    4) دانش آموزان هنگام برخورد با شعر یا نثرهای سنتی ، قادر به درک درست آنها نیستند پیشنهاد می شود بخش از دستور زبان سنتی که به درک متون شعر و نثر کهن کمک می کند ، مانند انواع «را» ،انواع اضافه (تشبیهی و استعاری ) ، شکل فعل ها و ... در کتابهای زبان فارسی گنجانده شود.

   5) استفاده ی کتاب زبان فارسی (2) با محتوای یکسان در همه رشته های تحصیلی (نظری ، فنی حرفه ای ، کاردانش) درست نیست؛ برای شاخه های فنی حرفه ای و کاردانش ، کتاب جداگانه تالیف شود. طبق برنامه ریزی آموزشی این شاخه ها ، معمولا دانش آموزان ، زبان فارسی (2) را در یک سال تحصیلی و ادبیات فارسی (2) را در سال بعد می خوانند . به همین دلیل ، معلم هنگام رسیدن به درس های مربوط به املا (که بخشی از واژه های ادبیات (2) نیز در آنها گنجانده شده است) ، با مشکل مواجه می شود .

از طرف دیگر ، آموزش بعضی درس ها بویژه بخش دستور زبان در شاخه فنی و کاردانش ، ضرورتی ندارد. پیشنهاد می شود که در این رشته ها بیشتر به روخوانی و روان خوانی و املا پرداخته شود.

   6) ناهماهنگی بین مطالب کتاب های زبان فارسی 1و2و3 ، ابهام در بعضی موضوعات مطرح شده و نبود امکانات آموزشی کافی ، یکی از مشکلات آموزش زبان فارسی است که به گوشه هایی از آن ها اشاره می شود :

                      

 

الف) زبان فارسی یک

درس دوم )

    در بیاموزیم این درس ، کاربرد کلمه هایی چون شاعره ، مدیره ، و ... برای زن ، نادرست است. فراگیر باید طبق این بیاموزیم ، خود آزمایی  شماره ی (5) صفحه ی (15) را حل کند. در این خودآزمایی ، واژه های لیسانسیه ، شاعره ، مدینه فاصله دیده می شود ، مدینه ی فاصله را به عنوان مورد پر کاربرد ، تغییر نمی دهیم ، اما واژه ی لیسانسیه ، که باید به جای آن ، لیسانس یا کارشناس نوشته شود، هیچ ارتباطی با بیاموزیم مذکور ندارد و دانش آموز ، دلیل این تغییر را که بیگانه بودن است ، در زبان فارسی (2) می آموزد.

 

درس هفتم)

    در حالی که دو درس سلمان فارسی و عبرت از کتاب ادبیات فارسی (1) حذف شده است، واژه های املایی آنها از این درس حذف نشده است.

درس دوازدهم)

    در خود آزمایی (1) این درس ، از دانش آموز خواسته شده که هسته ی گروه های اسمی را مشخص کند. یکی از عبارت های این خود آزمایی ، عبارت یک گله گوسفند است، در حالی که ممیز= گله در زبان فارسی (3) خوانده می شود.

در س شانزدهم )

    در این درس ، از گروه اسمی سخن گفته می شود. برای تفهیم هسته و وابسته ، چندین جمله مثال زده شده که یکی از جمله ها (شماره ی 6 ) چنین است: سیمین انگشتر دیگر را پسندید واژه ی دیگر به عنوان وابسته ی پسین ، قرمز نوشته شده است اما کتاب ، توضیح نمی دهد که دیگر چه نوعی از وابسته ی پسین است.

 

درس بیست و هفتم)

    در این درس ، قرار دادن حروف ربط (پیوند) در جمع نقش نما ها نادرست به نظر می رسد زیرا نقش نما، نقش واژه ی  قبل یا بعد از خود را مشخص می کند اما حرف پیوند ، در پی بردن به نقش دستوری واژه ها تاثیری ندارد. در پاورقی (ص137) این درس آمده است: این پیوندها(منظور، پیوندهای همپایه ساز ) اگر بین دو یا چند اسم بیایند ، نقش همه ی آن اسم ها یکی است. در حالی که این مجموعه ، دو حرف« و »و« یا» این ویژگی را دارند که در آن صورت هم هیچ کدام پیوند همپایه ساز به شمار نمی آیند.

ب) زبان فارسی دو

درس سوم )

    بر این درس ، دو اشکال اساسی وارد است : یکی اینکه حدود پنجاه درصد مطالب بخش های بیاموزیم همین کتاب را مطرح می کند، بنابرین موجب می شود بخش بیاموزیم درس های دیگر کتاب ، زاید و تکراری جلوه نماید (کاربرد به وسیله ی ، برخوردار بودن ، حشو ، فعل مجهول و ...) . دوم اینکه به دلیل شباهت این درس با بخش بیاموزیم ، معلم هنگام طرح سوال ، با این مشکل روبه رو است که این مطالب تکراری را جزء نمره ی نگارش محاسبه کند یا املا و بیاموزیم.

 

درس چهارم )

    منطقی به نظر می رسد که هرچه فراگیر ، به سال تحصیلی بالاتری می رود ، مطالب کامل تری بیاموزد ، اما در مورد این درس و مشابه آن در زبان فارسی (3) ، (درس دهم) عکس این قضیه اتفاق می افتد ، یعنی دانش آموز ، جمله های دو مفعولی را در سال دوم ، می آموزد اما در سال سوم ، این مطلب در پاورقی کتاب مطرح می شود.

    آموزش دقیق انواع متمم ، همچنان ، دشواری بزرگ این درس و درس های دیگر زبان فارسی است. به عنوان مثال ، جمله ی «او به دوستی با دانایان افتخار می کند» را در نظر می گیریم: اگر بگوییم اجزای اصلی این جمله عبارتند از: او افتخار می کند ، به نظر می رسد که جمله به یک متمم نیاز دارد . پس شاید درست نباشد که آن را سه جزیی مفعولی به شمار آوریم . اما اگر بگوییم او به دوستی افتخار می کند ، به نظر می رسد که« به »حرف اضافه ی افتخار باشد ، بنابراین نمی توان جمله را چهار جزیی مفعولی متممی به شمار آورد. ضمن این که فعل این جمله ، ساده است.

درس پنجم)

    در این درس ، نوشته ها به سه اعتبار ، دسته بندی می شوند : گونه ی زبان ، طرز بیان و قالب . آن گاه به اعتبار طرز بیان ، به طنز و جد و ... تقسیم می شوند. بر این دسته بندی ، دو ایراد وارد است: یکی این که نوشته به اعتبار طرز بیان به غیر از طنز و جد چه انواع دیگری دارد؟ دوم این که در درس نهم زبان فارسی (1) می خوانیم : زبان به اعتبار شیوه ی بیان دو گونه است علمی و ادبی. در حالی که در زبان (2) علمی و ادبی ، در تقسیم بندی به اعتبار گونه های زبان جای می گیرند.

درس چهاردهم و هفدهم)

    این دو درس به روش تحقیق اختصاص یافته ولی متاسفانه از روش های پیشرفته ی پژوهش مانند بهره بری از اینترنت و نرم افزارهای رایانه ای مطلبی گفته نمی شود . از طرف دیگر ، در بسیاری از مدارس ، ابزار مناسب آموزش این درس (کتاب و نشریه ) موجود نیست. در خود آزمایی درس ، تمرین های کتاب خانه ای داده می شود ولی فرصت بازبینی تکالیف تحقیقی دانش آموز ، ( البته در صورت وجود امکانات ) پیش بینی نشده است . چنین درس هایی معمولا به حافظه ی موقت دانش آموز سپرده می شود.

درس شانزدهم )

     درباره این درس (گروه اسمی 1) می توان پرسش های زیر را مطرح کرد :

    1) چرا از بین وابسته های پیشین و پسین فقط این و آن و کدام اسم را شناس می کنند؟ در این وابسته ها چه خاصیتی هست که در بقیه نیست ؟

    2) در خود آزمایی 2 این درس آمده است : هسته گروه های اسمی را در متن خود آزمایی یک پیدا کرده و ویژگی هر یک را تعیین کنید. طبق درس ، منظور از گروه اسمی ، نهاد ، مفعول ، مسند و متمم است و هسته نیز اسم است ، در حالی که مسند ها در متن مورد نظر ، اسم نیستند (مانند اندک ، باقی ، نابود و ...)

 

درس هجدهم )

    اگر در بخش انواع اضافه ی این درس ، اضافه هایی مانند تشبیهی ، استعاری و ... به دانش آموز یاد داده می شد ، به او در درک متون شعر و نثر ، کمک می کرد . این که دانش آموز بداند اضافه ای تعلقی است یا غیر تعلقی چه فایده ای دارد؟

    بیاموزیم درس ، به جمله کوتاه و بی فعل اختصاص یافته است ، این جمله ها چند جزئی اند؟ نمودار آنها چگونه رسم می شود؟

درس نوزدهم)

    عنوان درس ، مرجع شناسی است. در درس ، تصاویر ی از کتب مرجع دیده می شود و یا از فرهنگ هایی سخن به میان می آید که حتی دبیران ادبیات هم آنها را کمتر دیده یا شنیده اند تا چه رسد به دانش آموزان.

    آموزش این درس بدون ابزار (کتابهای مرجع) نا سودمند است . برای علاقه مندی دانش آموزان باید بخشی از درس زبان فارسی ، به بازدید از کتابخانه های غنی اختصاص داده شود.

درس بیستم)

در بیاموزیم این درس می خوانیم :« برخوردار به معنی بهره مند است و در جایی به کار می رود که مفهوم مثبت و مفید داشته باشد.» منظور از مثبت و مفید چیست؟به عنوان مثال ، اگر بگوییم : ایران از رشد جمعیت بالایی برخودار است . جمله ، مثبت هست اما مفید نیست یا اگر بگوییم : بمب اتمی از قدرت تخریب زیادی برخوردار است. چنین جملاتی درستند یا نادرست؟

    خود آزمایی 1 این درس نیز نامناسب است زیرا فقط ضمیر شخصی من و او پی در پی تکرار می شود.

 

 

زبان فارسی (3)

درس دوم )

    در این درس تکواژهای آزاد به قاموسی و دستوری تقسیم شده اند ، اگر واقعا نیازی به این تقسیم بندی بوده است ، چرا هیچ گونه توضیحی در باره ی آن نداده اند؟

 

درس سوم )

     واژه های هم آوا به سه گروه تقسیم شده اند این تقسیم بندی دو عیب دارد : یکی این که واژه های هم آوایی مانند حیات و حیاط در هیچ کدام از سه گروه جای نمی گیرد و دیگر اینکه در این تقسیم بندی «قدر و غدر» واژه هایی شمرده می شود که در یک واج اختلاف دارند در حالی که در زبان فارسی (2) ، ق و غ یک واج شمرده می شود.

درس اول) (قواعد ترکیب ) (مشترک در کتاب های انسانی و تجربی – ریاضی)

     در این درس ، پنج قاعده (واجی ، هم نشینی ، نحوی ، معنایی و کاربردی ) مطرح می شود. کدام قاعده به پرسش های زیر پاسخ می دهد؟

1)     اگر یک کلمه با الگو هجایی سوم (ص+ م +ص + ص ) سازگار باشد اما در زبان به کار نرود ، ضمن اینکه واج های آن هم واجگاه مشترک نداشته باشند ، مانند بازر و باجد خلاف کدام قاعده است؟

2)     کتاب رشته ی انسانی دو جمله خلاف قواعد کاربردی را از لحاظ نادرستی ، با عبارت بی معنی« سی سو سا سی» برابر می داند ، در حالی که در جمله های خلاف قواعد کابردی ، حداقل ، معنی واژه ها را درک می کنیم. از طرف دیگر اگر کسی بگوید« سی سو سا سی» خلاف کدام قاعده است ؟

 درس ششم)

    در خودآزمایی 2 آمده است : موارد حذف را در نوشته زیر مشخص کنید و نوع آن را بنویسید. در قسمت آغازین این تمرین ، فعل حرکت کردیم به قرینه فعل حرکت کردند حذف شده است . این حذف ، لفظی است یا معنوی ؟ در صفحه ی 138 زبان فارسی (1) چنین حذفی نادرست است. (هم آنان درباره ی مطبوعات مقاله نوشتند هم ما )

درس سیزدهم )

    برای واژه ها در گذر زمان چهار وضعیت در نظر گرفته شده است در حالی که بعضی واژه ها در هیچ یک از گروه ها جای نمی گیرد ، مثلا واژه برگ در قدیم دو معنی داشته (توشه و برگ درخت) اما امروزه با از دست دادن یکی از معانی و حفظ دیگری ، به حیات خود ادامه می دهد.

     دیگر اینکه اگر در ساخت یک واژه ی جدید ، هم از تکواژ آزاد و هم از تکواژ وابسته استفاده شود ، آیا می توان آن واژه را ترکیبی – اشتقاقی نامید؟

درس نوزدهم )

    در این درس ، مضاف و مضاف الیه و موصوف و صفت های عربی ، یک واژه ی شبه ساده تلقی می شود(خاتم الانبیا ، سدره المنتهی) آیا دخیل نشان دارهای دیگر (واقعا و لغایت ) هم شبه ساده اند؟

 

منابع و مآخذ:

1-      زبان فارسی (1) چاپ 1385

2-      زبان فارسی (2) چاپ 1385

3-      زبان فارسی (3) چاپ 1385 (رشته ی انسانی)

4-      زبان فارسی (3) چاپ 1385 (رشته تجربی – ریاضی)

 

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 86/12/21 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
شناخت فعل مرکب خانم زینلیان-چهار محال بختیاری بروجن

 چكيده:

در اين نوشته تلاش شده است كه شيوه‌هايي غير از شيوه‌‌هايي كه در كتاب‌هاي زبان فارسي متوسطه براي تشخيص فعل ساده از مركب بيان شده است‌‌. با زبان و بياني ساده و روش‌هاي مناسب‌تر و جامع‌تري ارائه شود و گامي جهت يادگيري دانش‌آموزان در اين باب برداشته شود اميد است كه بتواند جاي خالي روش‌هاي ديگر مناسب تشخيص ساختار فعل را در ميان روش‌هاي كتاب هاي زبان فارسي متوسطه پر سازد و مقبول خاطرشما عزيزان نيز واقع گردد‌.

كليد واژه‌ها: معنايي – جانشيني – آوايي- مفعول پذيري – اسنادي – غير اسنادي



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 86/12/21 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
چهار توصیه جهت املا خانم مرضیه بحرینی دشتستان - برازجان

توصيه‌هاي كوتاه و كارآمد براي تقويت املاي دانش‌آموزان

 چون ديكته مبحثي است كه بايد از پايه‌هاي اول ابتدايي نسبت به تقويت آن اقدام شود لذا اين موارد به نظر مهم مي آيد.

1-    هر دانش‌آموز در منزل توسط اولياء هفته‌اي دويا سه مرتبه از او املاء گرفته شود و همان مبحث را متقابلاً دانش‌آموز در منزل از پدر و مادر خود ديكته بگيرد كه التبه من خودم اين روش را در منزل حدود 3 سال است كه انجام مي‌دهم و دخترم كه امسال نيز كلاس سوم است در املاء موفق است چون خودش املاء مي گويد در روخواني هم پيشرفت مي‌كند. اعتماد به نفسش بيشتر مي‌شود چون در مقام يك معلم به والدينش املاء مي‌گويد و در تصحيح كلمات كه به ظاهر پدر و مادر بلد نبودن صحيح را مي نويسد در ذهنش نقش بسته و همان كلمات را در ديكته واقعي خودش فراموش نمي‌كند.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 86/12/21 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
علل افت تحصیلی ارسال کننده آقای ایرج علائی چهار محال بختیاری

قبا گر حریر است و گر پرنیان               به ناچار حشوش بود در میان

چهار توصیه کوتاه و کار آمد برای تقویت املای دانش آموزان:

با توجه به ساختار فعلی کتب زبان فارسی دوره متوسطه، و بر اساس تلفیقی بودن روش برنامه ریزی و مباحث در هم تنیده ی کتاب در چهار حوزه: زبان شناسی،  دستور، نگارش، و املا، که به تفکیک، ساختار هر یک را در قالب نکاتی یاد آوری کرده است به نظر می رسد روش علمی و صحیحی نباشد و این امر باعث شده دانش آموزان با اهداف کلی درس زبان فارسی در هر مقطع فاصله بگیرند که بدنبال آن باعث افت تحصیلی شده است و نوعی بی انگیزگی در این درس برای فراگیران ایجاد شده است.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 86/12/21 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
مقاله ی چند توصیه کوتاه جهت تقویت املا - ارسال کننده:خانم فلورا بختیار پور استان مرکزی

معلمی شغل خطیر و پر مسئولیتی است و برماست که از عهده ی این امر خطیر به خوبی برآییم و                 راه های جدید آموزش را لحظه به لحظه بکاویم و لذت آن را به دانش آموزان خود بچشانیم. پس باید گامی فراتر از حدّ مسئولیت خود برداریم تا بتوانیم شاهد موفقیت بیشتر خود در زمینه ی کاری و دانش آموزان در زمینه ی آموزش باشیم.

آموزش زبان فارسی یکی از مقوله های آموزشی است که در مقاطع مختلف تحصیلی با آن روبرو هستیم و به طور قطع این درس از اهمیت ویژه ای برخوردار است. چرا که زبان فارسی به عنوان زبان رسمی کشورمان و یکی از زبان های زنده ی دنیا که آثار گرانبهای علمی و ادبی فراوانی از خود برجای گذاشته است،ایجاب می کند که نسلی جدید و نسل های آینده هرچه بیشتر و بهتر به این زبان وبه تبع آن به خط فارسی که سایه ی این زبان است آگاهی و تسلط بیابند. لذا محقق بعنوان یک معلم در کلاس درس و با توجه به مشکلاتی که در این زمینه به ویژه در مقطع پیش دانشگاهی با آن روبروست از بین موضوعات مختلف مقالات،«پیشنهاد چند توصیه ی کوتاه جهت تقویت املای              دانش آموزان» را مورد تحقیق خود قرار داده است.

دستور خط فارسی،خط فارسی،املا،رسم الخط فارسی

یکی از دلایلی که باعث شده است این موضوع انتخاب شود مشکلات آموزشی عدیده ای است که ما در مبحث املا ویادگیری ویاددهی با آن روبرو هستیم.در عین حال افت تحصیلی در املا نیز کم نیست و از آنجایی که بسیاری از دانش آموزان در مقطع متوسطه در این خصوص دارای ضعف هستند،لذا محقق با استفاده از تجارب شخصی خود در صدد رفع مشکل تا حدّ امکان برآمده است. در این قسمت چند سوال مطرح است که: 1-معلّمان چگونه و تا چه اندازه قادر به حلّ معضل ضعف املای دانش آموزان هستند.

2-ضعف تألیف کتاب های درسی در این بخش تا چه اندازه در افت یادگیری املا نقش دارد؟

بررسی وضعیت املا درمقاطع مختلف تحصیلی از دو چشم انداز ممکن است.

1-نقد کتاب های درسی در ارائه ی متون املایی و شیوه ی آموزش قواعد املایی

2-بررسی وضعیت مطلوب املای دانش آموزان

هر چند بررسی هر یک از این موارد در یک مبحث کلّی جا می گیرد امّا از آنجایی که هدف ما                    ارائه ی چند راهکار و توصیه ی عملی در این زمینه است سعی کرده ایم بطور مجمل به آنها بپردازیم.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 86/12/21 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
مقاله ی توصیه در باب املای فارسی-خانم رقیه غیب الهی دشتستان-برازجان

چند راهنمایی برای املای کلمات

 

فعل هایی که «اً»یا «اٌ»شروع می شود «افکندن،انداختن ،اندوختن،افراختن،افتادن»هر گاه با جزء پیشین«ب»یا «م،ن» همراه شود ،حرف «اً،اٌ»به صورت«ی»در می آید :

ب+افکند =بیفکند

ب+انداختیم=بینداختیم

ب+اندوز=بیندوز

فعل های که با «اً» شروع شود،مانند فعل هایی که این مصدرها ساخته می شود :«آمدن،آوردن ،آسودن ،آراستن»هنگام پیوستن به جز ءپیشین «ب»یا «م،ن»،علامت مد آنها می افتد وبه جایش حرف «ی» می آید:

ب+آمد=بیامد

ب+آوردیم=بیاوردیم

ب+آلودند=بیالودن

فعل های که با «اٍ»شروع شود ،در این حالت هیچ تغییری نمی کند،مانند «بایستاد ،بایست» کلماتی که حرف آخرشان «ه غیر ملفوظ است »یعنی حرف «ه» که نوشته می شود، ولی خوانده نمی شود،-(در قدیم ، این حرف به صورت  «گ»بوده،مانند :«خانگ،تشنگ،نامگ»،بعدها که حرف «گ»در تحول کلمه،حذف شود ف گاهی با کلمات مشابه ان ،مانند:خان ، مان ، جان وغیر اشتباه می شود.بنابراین ،برای رفع این عیب ، حرف «ة»عربی را که در حال وقف به صورت «اَ»خوانده می شود ، در آخر کلمه افزودند ، به همین جهت، این علامت، حرف خاصی نیست ،بلکه برای بیان صدای «فتحه»است،اما امروزه در لهجه بعضی از شهرستانها ، مانند تهران ،به صورت کسره درآمده است :نامه تشنه)-مانند تشنه ،خسته ،آمده وغیره در پنج مورد ، هنگام اتصال کلمه به علامت یا پسوندی در آخر، حرف«ه»به صورت «گ»شکل قدیمی آن –در می آید :



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 86/12/21 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
طرح درس داستان طوطی و بقال اقای علیخانی .سعداباد

کلاس : اول دبیرستان مدت جلسه : 30 دقیقه تهیه کننده: اصغر

الف- هدف کلی

«تحلیل و شرح یکی از تمثیل های مولوی (داستان بقال و طوطی)»

ب- هدف های رفتاری

۱- شعررا صحیح و دقیق روخوانی کند (بارعایت وزن و مراعات سکت ها و کسره ترکیبات وصفی و اضافی )

نمونه : در خطاب آدمی ، ناطق بدی در نوای طوطیان،حاذق بدی

۲- ابیات را بازگردانی کند .

جمله عالم زین سبب گمراه شد کم کسی زابدال حق آگاه شد

بازگردانی همه مردم به سبب مقایسه نابجا به گمراهی افتادند

کم تر کسی است که مردان خدا را بشناسد.

۳- ارایه های ادبی را تشخیص و توضیح دهید.

ریش بر می کند و می گفت ای دریغ کافتاب نعمتم شد زیر میغ

آفتاب نعمت تشبیه نعمت به آفتاب

نعمت مشبه آفتاب مشبه به

وجه شبه و ادات نیست (تشبیه بلیغ اضافی)

جولقیی سربرهنه می گذشت با سر بی مو چو پشت طاس و طشت

مراعات النظیر-کلمات از لحاظ معنایی تناسب دارند،مانند«شمع وگل و پروانه همه جمع اند »

دید پرروغن دکان و جامه چرب برسرش زد، گشت طوطی کل زضرب

کچل – کلیل اللسان

ایهام – واژه دو معنا دارد که به هر دو صورت می شود بازگردانی کرد .

۴- تمثیل را تعریف و فایده ی آن را بیان کنید.

۵- شمه ای از زندگی «مولانا» بیان کنید . (قرن ، مرشدان ، آثار ، مثنوی و ... )

۶- مفهوم و مقصود بعضی ابیات را درک کنید.

نمونه – چون بسی ابلیس آدم روی هست پس به هر دستی نشاید داد دست

«نمی توان با ظاهر زیبا به دیگران اعتماد کرد.»

۷- پیام محوری شعر را بیان کنید.

  (قیاس های سطحی و عدم اعتماد به ظاهر نمایان دو رو)

ج) برنامه های آغازین و پایانی کلاس (۲ دقیقه)

(دقت در ورود و خروج ، حضور و غیاب ، ارتباط عاطفی ، بردن دانش آموزان به اتاق رایانه)

ح) ارزشیابی آغازین (تشخیصی) (۳دقیقه)

سوال از چند دانش آموز در زمینه های روخوانی ، معنی لغات ، آرایه ها و تاریخ ادبیات درس قبل

د) مراحل تدریس

جلب توجه و ایجاد انگیزه (4 دقیقه)

با نصب تصویر مولوی و قرار دادن آثار وی در مقابل دانش آموزان چنین سوالاتی مطرح می شود.

۱- از «مولوی» و «مثنوی» چه می دانید.

۲- آیا می توان از روی ظاهر درباره دیگران قضاوت کرد.

۳- آیا می توان هر چیزی را با چیز دیگر مقایسه کرد.

۴- از تمثیل و فواید آن چه اطلاعاتی دارید.

آگاه کردن دانش آموزان از هدف های درس

۱- آشنایی با مولوی و مثنوی

۲- آشنایی با آرایه های تشبیه ، مراعات نظیر ، ایهام و ...

۳- شناخت تمثیل و فواید آن (نتایج اخلاقی و عرفانی)

۴- شناخت دیدگاههای مولوی با توجه به تمثیلات وی

ارائه ی درس جدید (۱۶دقیقه)

پس از جلب توجه و ایجاد انگیزه و فراهم نمودن شرایط ، متن درس توسط دبیر و بعد توسط چند دانش آموز قرائت می شود تا روخوانی کاملاً جا بیفتد.دانش آموزان را به اتاق رایانه برده و از آنان می خواهیم که پشت رایانه ها قرار بگیرند (در صورت تعداد زیاد دانش آموزان هر دو یا سه نفر در مقابل رایانه بنشینند) مطالب از طریق رایانه معلم به رایانه های دانش آموزان منتقل می شود. گزینه های مختلف (بیت ها) با توضیحات لازم ، معنی و مفهوم و آرایه ها به ترتیب روی صفحه ظاهر می شوند. از دانش آموزان می خواهیم آن چه لازم است یادداشت کنند. نوشته ها رنگی و با تصاویر همراه است که نمایش داده می شود.

و) بازخورد (۱دقیقه)

پاسخ به سوالات دانش آموزان

مانند آیا در جاهای دیگر مثنوی . نتیجه ها این قدر کوتاه و راحت است.

ه) ارزشیابی همگانی (سنجش عمل کرد) (۳دقیقه)

طرح چند پرسش از دانش آموزان

ی) دست یابی به یادداری و انتقال (تثبیت یادگیری) (۲ دقیقه)

۱- چگونگی مطالعه درس

۲- بیان نکات مهم و کلیدی درس و توضیح آرایه ها و تمثیل و ...

۳- پاسخ گویی به خودآزمایی

روش تدریس )تلفیقی پرسش و پاسخ ، توضیحی ، رایانه ای)

آذرماه ۸۶

اصغر علی خانی

 



ارسال در تاريخ 86/11/09 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
آموزش آسان عروض (۱) | عمومي

آموزش آسان عروض (۱) | عمومي

همه ی همکاران فرهیخته می دانند که درس قافیه و عروض در مقطع پیش دانشگاهی درسی نو و حتی برای بعضی از دانش آموزان عزیز رعب آور است.بنابراین قصد داریم که این درس بسیار شیرین و فنی به گونه ای برای فراگیران آسان جلوه نماید،که با رغبت تمام به یادگیری این درس بپردازند.

آنچه در این وجیزه پیش رو دارید حاصل سال ها تجربه و تدریس در کلاس های مختلف است از این رو لازم ندانستم که ارجاع و پانوشته هایی بدان بیفزایم.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 86/11/09 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
«علل افت تحصیلی دردرس زبان فارسی سال اول دبیرستان»

بسمه تعالی

از آن جایی که از سال های نخستین استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی در کشور عزیزمان ایران، تلاش های صادقانه ی بسیاری صورت گرفته است تا با تغییر بنیادی نظام آموزشی و متعاقب آن جویش دشواری ها و گره ها ، راه رشد و تعالی جوانان هموارتر گردد و با پرورش هرچه بیشتر و بهتر استعداد ها گام موثری درمسیر سازندگی و آبادانی و ارتقای سطح دانش و فرهنگ درکشور برداشته شود که بحمدالله امروز به این مهم نایل آمده ایم ؛ این مقاله می کوشد علل افت تحصیلی را در درس زبان فارسی در سال اول دوره ی متوسطه تشریح و تبیین نماید . دستورزبان فارسی که خود قاعده ها و قراردادهایی است برای درست گفتن ، درست نوشتن ، درست خواندن و سرانجام دریافت بهتر گفتار و نوشتار فارسی ، اما در عمل نه تنها موجب چنین امری نمی شود که خود باعث سر در گمی فراگیران نیز گردیده است . البته دراین راه علل متعددی وجود دارد که یکی ازآن ها شکاف و فاصله ای است که درنوع چینش مواد آموزشی دردوره ی راهنمایی و متوسطه به ویژه در دروس ادبیات است . دردوره ی5 راهنمایی یک کتاب برای هر پایه با پنج ساعت برنامه ی کلاسی اما دردوره ی متوسطه خاصه پایه اول عمومی 4 ساعت آن هم دو کتاب با دو عنوان جداگانه که غالباً تا پایان مهر ماه فراگیران آن را با هم اشتباه می گیرند و هر بار یـکی را به جای دیـگری بـه کلاس می آورند . قرار گرفتن بیست و هشت درس درکتاب زبان فارسی چنان عرصه را بر معلم و فراگیر تنگ می نمایدکه تمام هم و غم معلم ، رعایت بودجه بندی کتاب و شتاب درتدریس و فراگیر باید سرا پا گوش باشد و گوش و دیگر فرصتی برای تمرین و تکرار مطالب باقی نمی ماند. به راستی در عصر جدید چنین نگرشی به مقوله ی آموزشی چه جایگایی دارد ؟

شیوه ی کار معلم در دوره ی راهنمایی ومتوسطه کاملاً متفاوت است . دردوره ی راهنمایی بیشتر تاکید برزبان آموزی و در دوره ی متوسطه تاکید جدی بر آموزش ادبیات است . ورود یکباره ی

فراگیر به دوره ی متوسطه و آغاز سال تحصیلی جدید او را سر در گم نموده به طوری که خاصه یکی دو ماه اول سطح نمرات مکتسبه ی آنان اغلب بسیار پایین است . و بعد ها کمی بهتر می شود. درس انشا این آزمایشگاه ادبیات و زبان فارسی ، در دوره ی متوسطه به طور آرام و غیر رسمی عملاً حذف شده است حال آن که دردوره ی راهنمایی فراگیر حداقل هر دو هفته یک انشا می نویسد. حکایت درس املا نیز همین است هر سال فقط چهار املا آن هم محدود به تعدادی گروه کلمه شده که متعاقب آن املای فراگیران بسیار ضعیف شده است . دردوره ی راهنمایی که نمره املا غالباً موجب افزایش معدل می شد ،دردوره متوسطه و سال اول منجر به کاهش معدل و نمره ی زبان فارسی شده است . شیوه ی نگرش به این درس دردوره ی راهنمایی و متوسطه نیز متفاوت است . دردوره ی راهنمایی نه فراگیر ، نه اولیاء و نه حتی مسئولین آموزشی به این درس ، بهایی نمی دهند درحالی که دردوره ی متوسطه به واسطه ضریب بالای این درس درکنکور دانشگاه ، زبان وادبیات فارسی اهمیت می یابد . شفاهی بودن درس ادبیات دردوره ی راهنمایی ازعلل عمده ی بی مهری و کم توجهی به این درس است . از آن جا که ملاک روشن ودقیقی نیز برای سنجش شفاهی وجود ندارد، خود معلمان ادبیات هم اهمیت این درس را فراموش می کنند. زیرا راه دیگری ندارند.

حال فراگیری که چنین موضوعی را درک کرده و درس ادبیات را فقط حفظ یک غزل پنج شش بیتی و چندکلمه می داند چگونه می تواند ازعهده ی فهم کتاب زبان وادبیات فارسی دردوره ی متوسطه ، سال اول با وجود لایه های مختلف نظیر ؛ زبان شناسی ، دستور ، نگارش ، املا و بیاموزیم برآید که نتیجه آن ریزش بیش از پنجاه درصد فراگیران در خرداد ماه است . بنابراین نکاتی چند تحت عنوان پیشنهاد و ارائه ی طریق بیان می گردد به این امید که راه گشا و موثر باشد :

1- اصلاح و بازنگری ادبیات دوره ی راهنمایی شامل :

الف : کتبی و یا کتبی و شفاهی بودن آزمون درس ادبیات

ب : غنی تر کردن محتوای درس ادبیات

پ: تغییر کتاب به دو کتاب بخوانیم و بنویسیم

ت: ارتباط و پیوستگی بیشتر مواد آموزشی این دوره به ویژه دستور با دوره ی متوسطه

2- بازنگری زبان وادبیات فارسی دوره متوسطه شامل :

الف : استقلال درس املا و انشا . در صورت امکان برای هر دو یک ساعت در هفته درنظر گرفته شود.

ب : افزایش ساعت تدریس دروس ادبیات از 4 ساعت به پنج ساعت درهفته

پ: گروه کلمه ها (چهار درس زبان فارسی) حذف شود. تا همکاران از متون آموزشی ، املا به عمل آورند.

ت : توجه بیشتر به نیازهای روانی و اجتماعی فراگیران درانتخاب متون

ث: کاهش حجم کتاب

چند توصیه ی کوتاه برای تقویت درس املا :

1- استقلال درس املا حداقل در سال اول متوسطه و به دنبال آن هر دو هفته یک املا از متون کتاب

2- آموزش املا و روش تصحیح آن به فراگیر و ایجاد انگیزش در آنان جهت مطالعه ی بیشتر کتب غیر درسی .

3- برای تعدیل املا به جای گروه کلمات ، ازهم خانواده های کلمات دشوار متن ، املا به عمل آید .

4- چاپ متون دشواری که حاوی اغلاط املایی است تا فراگیران متن را باکلمات صحیح باز نویسی کنند. برای ایجاد رغبت ونشاط بیشتر می توان این نوع املا را گهگاهی گروهی برگزار کرد.

5- برگزاری آزمون های چهار گزینه ای مبنی بر انتخاب گزینه ی درست براساس معنی .

 

اله کرم یزدان پناه

دبیر ادبیات فارسی دبیرستان طالقانی شهر برازجان

 



ارسال در تاريخ 86/10/11 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
خلاصه زبان فارسی 1 خانم صغرا زارعی از سعد آباد

 

فصل اول:زبان شناسی

1-درس اول←زبان

2-درس ششم←شکلهای زبان

3-درس پانزدهم←زبان شناسی چیست؟(1)

4-درس بیست وچهارم←زبان شناسی چیست؟(2)

فصل دوم:نگارش

1-درس سوم←مروری بر نگارش دوره ی راهنمایی

2-درس پنجم←ویرایش

3-درس نهم←نگارش علمی،نگارش ادبی

4-درس یازدهم←مقایسه

5-درس چهاردهم←توصیف

6-درس هفدهم←ساده نویسی

7-درس نوزدهم←خاطره نویسی

8-درس بیست و دوم←نامه نگاری (1)

9-درس بیست و پنجم←نامه نگاری(2)

فصل سوم:دستور

1-درس دوم و چهارم←جمله واجزای آن

2-درس هشتم ودهم←ویژگیهای فعل

3-درس دوازدهم وشانزدهم و هجدهم←گروه اسمی

4-درس بیستم←ضمیر

5-درس بیست وسوم←گروه قیدی

6-درس بیست وهفتم←نقش نما

فصل چهارم:املا

1-درس هفتم←چرا املا می نویسیم؟

2-درس سیزدهم←با چه خطی می نویسیم؟

3-درس بیست ویکم←چه کلمه ای اهمیت املایی دارد؟

4-درس بیست و ششم←گروه کلمه چیست؟

بیاموزیم

درسهای:اول،ششم،پانزدهم،بیست وچهارم

«زبان یک نظام استکه کار اصلی آن ایجاد ارتباط بین انسانهاست.»طبق تعریف ارکان اصلی تعریف

زبان عبارتند از:1-نظام بودن 2-ایجاد ارتباط 3-انتقال پیام 4-انسانی بودن

در این تعریف منظور از یعنی یک مجموعه ی پیچیده وبه هم پیوسته که از اجزای کوچکتری تشکیل

شده است و انسانی بودن یعنی اینکه مخصوص انسانهاست و آنها بوسیله زبان با هم ارتباط برقرارمی کنند.

گر چه استفاده از زبان آسان است ولی شناخت آن دشوار است دلیل آن پیچیدگی وگستردگی زبان و درعین حال چون ما طرز استفاده از آن را می دانیم فکر می کنیم شناخت آن نیز آسان نیز آسان است،درحالی که این طور نیست.

زبان انسان اگر چه نظام یگانه ای است ولی شکلهای متنوعی دارد:1-گونه2-لهجه3-گویش

گونه:شکلی از زبان که در جا و مو قعیت به خصوص بکار می رود:طرز صحبت با معلم،یا با کودک

لهجه:که در تلفظ با هم فرق می کنند.کردی،لری

گویش:علاوه بر تلفظ در انتخاب کلمات و قواعد دستوری هم تفاوت دارد:1-جغرافیای2-اجتماعی 3-تاریخی 4- معیار

این گوناگونی فقط در زبان انسان است نه پدیده های دیگر؛به علت ویژگیهایی که دارد: 1)دوساختی 2)نابه جایی 3)زایایی

«علمی که به مطالعه و شناخت زبان می پردازد«زبان شناسی»نام دارد.»مقصود از کلمه «علمی»این است که مثل همه ی علوم دیگر از روش های رایج در تحقیقات استفاده می کند.

علم زبان شناسی:1)سنتی 2)جدید یا همگانی یا ساخت گرا

زبان شناسی سنتی:به منظور کتب آسمانی وایجاد ارتباط بین ملل مختلف.سابقه ی آن به چندین هزار سال قبل می رسد.

زبان شناسی جدید:مطالعه ی زبان در درجه ی اول به قصد شناختن خود آن.سابقه ی آن از آغاز قرن بیستم.

مشکلات مطالعه ی زبان به شیوه ی جدید:1)تغییروتحول دائمی آن )وجودگونه ها،لهجه ها وگستردگی بیش ازحد آن 3)پیچیدگی و گستردگی بیش ازحد آن

برای رفع مشکل اول«تغییر و تحول دائمی»:عامل«زمان»را کنارمی گذارند واگر برای این کارصورت تاریخی کلمات که مربوط به گذشته ی زبان فارسی است بررسی می کنند زبان شناسی تاریخی نام می گیرد.

برای رفع مشکل دوم، زبان شناسان مطالعه ی خود را فقط به یکی از شکل های گوناگون زبان محدود می کنند.اگر برای این کار یکی از این گویشها را انتخاب کنند،در آن صورت گویش شناسی می گویند.

در مورد مشکل سوم،زبان شناسان زبان را به چند بخش تقسیم می کنند و جداگانه هربخش را مورد

بررسی قرار می دهند:1)واج شناسی =>مطالعه ی صداهای زبان و قواعد ترکیب آنها به منظور ایجاد ساختهای آوایی 2)دستور الف)صرف=>بررسی وطبقه بندی نشانه های ساده وتکواژها وچگونگی ترکیب تکواژها تا حد انواع کلمات.ب)نحو=>شیوه ترکیب انواع کلمات تا سطح گروه یا جمله.3)معنا شناسی=>بررسی معنای انواع تکواژها،کلمه ها،گروه ها وجمله ها و روابط معنایی آنها می پردازد.

رابطه ی معنایی کلمات در حوزه معنایی:1)ترادف=>پدر و بابا 2)تضاد=>روز و شب 3)تضمن=>پدر و والدین

درسهای:سوم،پنجم،نهم،یازدهم،چهاردهم،هفدهم،نوزدهم،بیست ودوم،بیست وپنجم و بیست وهشتم

درس سوم:مهارتهای نگارشی:1-تبدیل گفتاربه نوشتار2-ساده نویسی وکوتاهی جملات3-توصیف4-خاطرات روزانه5-شرح حال6-تشخیص(جان بخشیدن به اشیاء)7-بازسازی وقایع ورویدادها8-انتخاب مناسب ترین واژه9-عناصرزیبایی سخن10-نامه نگاری11-خلاصه نویسی

درس پنجم:بازبینی نوشته ها ازجهات گوناگون محتوا،بیان،صحت واعتبار،دقت ونظم،آراستگی،علایم نگارشی و...ویرایش نام دارد.وکسی که این کار را انجام می دهد« ویراستار».

انواع ویرایش:1)فنی:آراستگی ظاهری و نظم وترتیب بخشیدن به اثر2)تخصصی:ناظر برجنبه ی علمی یا تخصصی اثر3)زبانی وساختاری:ناظر برجنبه های دستوری و نگارشی و املایی

یکی از جهات ویرایش،ویرایش فنی و یکی ازکارهای ویرایش فنی،رعایت علایم نگارشی است.

درس نهم:زبان به اعتبار شیوه بیان دو گونه است:1)علمی 2)ادبی

زبان علمی برای انتقال مستقیم مفاهیم دقیق و صریح به کار می رود؛اما زبان ادبی به آفرینش آثار ادبی اختصاص دارد.درزبان علمی چند پهلو نوشتن عیب ونقص بکار می رود؛اما درنوشته های ادبی باعث حسن وزیبایی سخن می شود.در نوشته های ادبی،نویسنده از آرایه های ادبی استفاده می کند.

زبان ادبی سعی می کند علاوه بررساندن مقصود بررفتار مخاطب اثر بگذارد واورا با خود همراه سازد.

درس یازدهم:مقایسه یکی از راههای پروردن معانی است که معمولا بین دو امر با اعتباری تقریبا یکسان انجام ی شود.غرض از مقایسه روشن کردن معنی ومفهوم،بیان شباهتها وتفاوتهای درجات و ویژگی های دو امراست.

درس چهاردهم:توصیف یکی از راههای پرورش مطلب است که در انواع نوشته های علمی وادبی کاربرد دارد.حواس پنج گانه وتجربه های حسی وعاطفی مواد توصیف را می سازد.

نویسنده درهریک از انواع و گونه های وصف به گنجینه های واژگان در خورومتناسبی نیازمند است. علاوه براین استفاده درست از هر گونه صفت،فعل وقید مناسب برای توصیف دیده ها و شنیده ها ضروری است.در توصیف نباید از همه ی جزئیات سخن گفت،بلکه باید تنها به آن دسته از جزئیات پرداخت که به روشن تر شدن مقصود کمک می کنند.

درس هفدهم:ویژگیهای نوشته ساده:1)صمیمی و نزدیک به گفتار بودن زبان نوشته2)جملات کوتاه،ساده وروان3)عدم کاربرد کلمات وعبارتهای دشوار و زاید4)قابل فهم بودن مقصود نویسنده

نکاتی که باید در ساده نویسی رعایت کنیم:1-تمرین تبدیل گفتاربه نوشتار.هرچه زبان نوشته به زبان گفتار نزدیک شود روح و تحرک بیشتری می یابد.2-فهم خوب مطلب وبیان فهمیده ها به زبان خودمانی.

3-استفاده از جملات کوتاه تا مفهوم زودتر وبهتررسانده شود.4-از تکلّف کلامی وشاخ وبرگ دادن بی مورد به مطالب بپرهیزیم.5-عدم کاربرد واژگان و عبارتهای زاید،تکیه کلامها،تکرار فعلها،اسم ها ، صفت ها و... .6-دوری ازابهام وکلّی گویی.7-عدم استفاده از واژگان و ساخت های دستوری کهن.

8-عدم استفاده از آرایه های ادبی در نوشته های علمی

درس نوزدهم:عام ترین وصمیمانه ترین نوع نوشته خاطره نویسی است.برای نوشتن خاطره هیچ قید و محدودیتی نیست.خاطره نویسی سبب می شود که از مراحل وایام زندگی آثاری جاندارو روشن برجا بماند.همه چیزمی تواند موضوع خاطره باشد.در ثبت وقایع« جدول ضربی»نباید عمل کرد.یادداشت ها گاهی کوتاه گاه بلند هستند.واز نظم منطقی خاصی پیروی نمی کنند.برای نوشتن خاطره ویادداشت روزانه بهتراست رئوس مسائل هم روزانه ،یادداشت شود.

درس بیست وپنجم:انواع نامه :1-رسمی واداری :الف)اداری ب)پیام های تبریک،تسلیت،دعوت،تفکرو..

2-خصوصی ودوستانه

کلیه ی مکاتباتی که بین ادارات و سازمانها رد و بدل می شود«نامه های اداری»و جزء اسناد دولتی است.

نامه های رسمی و اداری از چند قسمت تشکیل می شود:1- سرآغاز2- تاریخ 3- موضوع نامه 4-عنوان 5- کلمات احترام آمیز6- متن نامه7- امضا

نامه های اداری موضوع،عنوان،شروع،پایان و متن قالبی و کلیشه ای است. اگر ادعا وشکایتی در نامه طرح شده،باید اسناد و مدارک لازم با نامه همراه باشد.

پیام ها نیز باید کوتاه،گویا،محترمانه و صریح باشد.

نامه های خصوصی و دوستانه:این نامه ها عاطفی تر،صمیمی تروبی تکلف تر است و حرفهای خصوصی درآن طرح شده است.

اساسی ترین ویژگیهای نامه های خصوصی:1-تقلیدی نیستند،لحن کلام آنها صمیمی و خودمانی است.2-قالبی نبودن آنها

نامه ی خصوصی به شیوه ی دلخواه شروع و ختم می شود.حسن نامه ی خصوصی این است که همه ی عناصر آن از تصنع خالی می باشند.

درس بیست و هشتم:

خلاصه نویسی:یکی از راههای تمرین نگارش خلاصه نویسی است.که چندین فایده دارد:

1-با خلاصه کردن کردن خوانده ها نتیجه ی تمامی مطالعات خود را در حجمی اندک حفظ می کنیم.تا در صورت لزوم از آن استفاده کنیم.

2-میزان دقت و تمرکز ما برای درک و دریافت مطالعات بیشتر می شود.

3-دست ما را برای نگارش باز و توانا می کند.

پیشنهادهایی برای خلاصه نویسی:1-متنی که باید خلاصه شود باید به دقت خوانده شود.

2-میزان و روش خلاصه نویسی قبلا تعیین شود.

3-مفاهیم و نکات مهم مطلب مشخص شود.

4-به محتوای اصلی و مفاهیم کلیدی نه چیزی اضافه،نه چیزی کم می شود.

5-نکات اضافی و غیر مهم و تکراری حذف شود.

6-بندها و علایم نگارشی به درستی رعایت شود و مشخصات نوشته ای که خلاصه کرده ایم،با دقت بنویسم.

درسهای:دوم وچهارم،هشتم ودهم،دوازدهم وشانزدهم وهجدهم،بیستم،بیست وسوم،بیست وهفتم.

جمله:1-نهاد=>صاحب خبر2-گزاره=>خبر=>هسته گزاره فعل ونشانه ی فعل شناسه است.

به شناسه نهاد پیوسته می گویند.شناسه ی فعل درشمار(=مفرد و جمع)بانهاد مطابقت دارد.نشانه -ی نهاد،مطابقت آن با شناسه است.

گاهی گزاره فقط از فعل تشکیل می شود مانند:علی آمد. جمله

نهاد گزاره

فعل

علی آمد

و گاهی نیز علاوه بر فعل یک یا چند چیز دیگر ممکن است داشته باشد

فعل جمله

-مشرکان بتها را می پرستیدند.گزاره

مفعول

نهاد گزاره

 

مشرکان مفعول فعل

بتها را می پرستیدند

مسند جمله -ایران سرزمین دلیران است.گزاره

فعل

نهاد گزاره

ایران مسند فعل

سرزمین دلیران است

 

 

متمم جمله

-علی با دشمن می جنگد.

فعل نهاد گزاره

علی متمم فعل

با دشمن می جنگد

مفعول جمله

-علی کتاب را از کتاب فروشی خرید. متمم نهاد گزاره

فعل علی مفعول متمم فعل

 

کتاب را ازکتابفروشی خرید

ویژگیهای فعل:1-شخص=>هر فعل شش شخص دارد3تا مفرد،3تا جمع مانند:می شنوَم ،می شنوی،می شنوَد،می شنویم،می شنوید،می شنوَد

2-زمان:الف)ماضی=>بن ماضی =مصدر بدون—َ ن پایانی←دیدن=>دید

ب)مضارع=>بن مضارع=مصدر بدون«ب»آغازی»←ببین=>بین پ)آینده

3-گذر4-معلوم و مجهول 5-وجه

صفت مفعولی=>بن ماضی+ه/ﮫ=>شناخته،دیده

انواع ماضی:1)ماضی ساده=>بن ماضی+شناسه ها=>رفتم،رفتی،رفت،رفتیم،رفتید،رفتند.

2)ماضی استمراری=>می+ماضی ساده=>می رفتم،می رفتی،می رفت،می رفتیم،می رفتید،می رفتند.

3)ماضی بعید=>صفت مفعولی+بودم،بودی و...=>رفته بودم،رفته بودی،رفته بود،رفته بودیم،رفته بودید،رفته بودند.

4)ماضی التزامی=>صفت مفعولی+باشم،باشی و...=>رفته باشم،رفته باشی،رفته باشد،رفته باشیم،رفته باشید،رفته باشند.

5)ماضی نقلی=>صفت مفعولی+ام،ای و...=>رفته ام،رفته ای،رفته است،رفته ایم،رفته اید،رفته اند.

انواع مضارع:1)اخباری=>می+بن مضارع+شناسه ها=>می روم،می روی،می رود،می رویم،می روید،می روند.

آینده=>خواهم،خواهی و...+بن ماضی=>خواهم رفت،خواهی رفت،خواهد رفت،خواهیم رفت،خواهید رفت،خواهند رفت.

فعل از نظرویژگی گذر:1-ناگذر=>فقط به نهاد نیاز دارند:کودک دوید،گنجشک پرید

2-گذرا=>الف)به مفعول←علی کتاب را خواند.ب)به مسند←قصه های مثنوی گوناگون است.

پ)به متمم←احمد از دوستش رنجید.

اگربه بن مضارع برخی افعال«ن»بیفزاییم،بن مضارع گذرا بدست می آید=>دوید=>دواند یا دوانید.

«گروه اسمی»

اسم:کلمه ای که در ساختار جمله قرار می گیرد انواع نقش ها را می تواند بپذیرد.

راههای شناخت اسم:الف)می توان آن را جمع بست.ب)می توان به دنبال آن «ی»نکره آورد.پ)می توان واژه های «این وآن»را قبل از آن به کار برد.ت)می توان آن را به عنوان«نهاد،مفعول،متمم و...»به کار برد.

ویژگیهای اسم:الف)شمار ب)معرفه(شناس)،نکره(ناشناس)،اسم جنس پ)عام وخاص ت)ساخت: 1)ساده←فقط یک جزء دارد:آتش 2)مرکب←از دو یا چند جزء مستقل تشکیل شده است:رود خانه،سفیدرود 3)مشتق←حداقل یک جزء آن مستقل نیست،پسوند یا پیشوند است:گلدان،باهوش

اسم از لحاظ شمار:الف)مفرد←هیچ نشانه ای ندارد:درخت،گل،قلم ب)جمع←یکی از نشانه های جمع را دارد:1)«ها،ان»2)ات3)ین،ون4)جمع مکسر

معرفه یا شناس:مهم ترین نشانه ی آن درمفعول«را»است.=>کتاب(معرفه) را خریدم.

نکره یا ناشناس:نشانه ی آن «ی» و«ی را»پس از اسم است.=>کتابی (نکره)خریدم.

جنس:نه معرفه،نه نکره است.=>کتاب(جنس)خریدم.

عام:بر همه ی افراد طبقه دلالت می کند←درخت،گل

خاص:جمع بسته نمی شود،«ی»نکره نمی گیرد و برفرد یا چیز خاصی دلالت دارد←محمد.

گروه اسمی:الف)هسته=>وجود هسته اجباری،هسته هرگروه اسمی،«اسم»است و می تواند پیش یا پس از خود وابسته هایی بگیرد.

ب)وابسته=>وجود وابسته اختیاری است،برای توضیح برخی ویژگیهای هسته ی گروه اسمی می آید.

انواع وابسته:الف)پیشین:1-صفت اشاره:این گل،آن گل

2)صفت پرسشی:کدام کتاب؟،چند،چه

3)صفت تعجبی:عجب هوایی!،چه هوایی!

4)صفت شمارشی:الف)اعداد اصلی←یک تا بی نهایت؛دو کتاب. ب)اعداد اصلی+—ۥمین؛سومین کتاب

5)صفت عالی؛بهترین دانش آموز

6)صفت مبهم؛هر شاعری،همه،هیچ

ب)وابسته های پسین:1)«ی»نکره:مردی

2)نشانه های جمع:مردها،زنان

3)صفت شمارشی ترتیبی 2(اعداد اصلی+—ۥم)؛سوم،چهارم،مانند:کلاس سوم

4)مضافٌ الیه؛کتابِ من

5)صفت بیانی؛آسمانٍ آبی

فرمول گروههای اسمی=>وابسته های پیشین+هسته+وابسته های پسین

وابسته های پیشین قبل ازهسته و وابسته های پسین بعد ازهسته قرار می گیرند.

ضمیر

به جای اسم یا گروه اسمی می نشیند واز تکرار آن جلوگیری می کند.گروه اسمی که ضمیربه جای آن می نشیند مرجع ضمیر نام دارد.

«مریم(مرجع ضمیر)همراه با مادرش(—َش ضمیر) به بازار رفت.»

انواع ضمیر:1)شخصی←جانشین اسم می شودوشش تاست.بردوگونه:

الف)جدا← من،تو،او،ما،شما،ایشان

ب)پیوسته←—َم،—َت،—َش،—ِمان،—ِتان،—ِشان

2)مشترک←برای هر شخص با لفظ مشترک به کار می رود←خود،خویش،خویشتن

3)اشاره:واژه های این وآن،جانشین اسم و جع بسته می شود.آنان،آنها،اینان،اینها

4)پرسشی←جانشین اسم می شود و برای پرسش به کار می رود←کدام را می خواهید؟

«گروه قیدی»

ساده ترین راه شناخت قید حذف آن از جمله است:دیروز،آنجا بازعلی را دیدیم=>علی را دیدیم.

اقسام قید:الف)نشانه دار:1-کلمات تنوین دارعربی:اصلا˝،جدا˝

2-پیشوند+اسم:به دقت،به سختی

3-متمم های قیدی:تاشهر،از امروز،با او

ب)بی نشانه:1-قیدهای مختص:هنوز،البته

2-اسم های زمان و مکان مشترک با قید؛صبح،شب

3-صفت های مشترک با قید:خوب،زیاد،آهسته

«نقش نما»نقش کلمه را در جمله مشخص می کند.

انواع نقش نما:1-را←پس واژه ی مفعولی است:نفس را در سینه حبس کرد.

2-نقش نمای اضافه←کلمه ی بعد ازآن مضاف الیه یاصفت است؛پرپرنده(مضاف الیه)،کلاس خوب (صفت)

3-حرف اضافه←نشانه ی متمم است:موضوع را ازدوستم پرسیدم.

4-حرف ربط(پیوند):الف)وابسته ساز=>که،تا،چون،زیرا و... . سریع رفتم چون عجله داشتم.

ب)همپایه ساز:و،اما،ولی،یا. هوا سرد بود وبرف می بارید.

5-نشانه ی ندا؛منادا می سازد=>ای،یا،آی و«ا»درانتهای بعضی کلمات:خدایا،ای خد

درسهای:هفتم،سیزدهم،بیست ویکم،بیست وششم

«درس هفتم»:

«تقریر»به معنای بیا کردن است واملای تقریری آن است که معلم متن املا را به تدریج قرائت کند تا دانش آموز آن را بنویسد.

فواید املای تقریری عبارتند از:1-کسب مهارت گوش دادن 2-آشنایی با تلفظ صحیح کلمه و جمله ها3-تقویت دقت و حافظه 4-درک بهترشنیده ها5-تبدیل گفتاربه نوشتار6-درست،زیبا و خوانا نوشتن شنیده ها

«درس سیزدهم»:

«تحریر»درلغت به معنی نوشتن است.خط تحریری در اصطلاح،خط نوشتن با دست است.این خط هر چند به «خط نستعلیق ریز»نزدیک است اما از لوازم مهارت نوشتن به شمار می رود و نباید صرفا خط هنری و خوش نویسی تلقی شود.

«درس بیست ویکم»:

در فارسی کلمه ای اهمیت املایی دارد که اولا عربی رایج در فارسی باشد؛ثانیا چند شکل مکتوب داشته باشد و باید شکل صحیح آن را انتخاب کرد. بین «صدا»و«حرف»کلمات غیرعربی غالبا تطابق یک به یک وجود دارد. بنابراین در املای آنها مشکل چند شکل نویسی نداریم.

«درس بیست وششم»:

- ترکیب هایی که نه کلمه اند نه جمله،«گروه کلمه»نامیده می شوند.گروه کلمه یا گروه واژه معمولا یا مضاف و مضاف الیه هستند یا موصوف و صفت یا مترادف یا متضاد و... .

- گروه کلمه ها برای املای تقریری جنبه ی تکمیلی و ترمیمی دارند.به کمک گروه کلمه،متن های ساده ی املا برای ارزش یابی،تعدیل و متناسب می گردد.

- شاخصه ی گروه کلمه های املا این است که گویا و واضح باشند و به پرسش های مقدر ما پاسخ دهند.

«بیاموزیم»

- حرف همزه(ء)وقتی حرکت می گیرد که کلمه ی مختوم به آن به واژه ی دیگر اضافه شود،یعنی مضاف یا موصوف باشد:جزءاول

- هر گاه بخواهیم جمله های دعایی عربی را در فارسی به کار ببریم،باید آن ها را به طور کامل نقل کنیم.مانند:«رضی الله عنه»

- هرگاه واژه ای به «صامت»ختم شود،درحالت اضافه فقط نقش نما یا کسره ی اضافه می گیرد و اگر به مصوت های«آ،او»ختم شود،علاوه برآن به«ی»میانجی هم نیازمند است که کار تلفظ را ساده تر می کند.

- کلمات«علیه و له»عربی هستند.به کار بردن آنها همراه با «بر»نادرست و حشو است.

- همزه(ء)یکی از سی وسه حرف الفباست و هرچند به«ی»میانجی کوچک(ء)شباهت دارد اما مستقل از آن است.بهتر است در نوشتاربه جای «ی»میانجی کوچک،شکل بزرگ آن را به کار ببریم.

- از نشانه های خطی در مواردی استفاده می کنیم که رعایت نکردن آنها موجب ابهام وبد فهمی می شود.

 

 



ارسال در تاريخ 86/10/04 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
حسن انصاری – کارشناس زبان و ادبیات فارسی

زبان فارسی از جاودانگی تا تحول

 

حسن انصاری – کارشناس زبان و ادبیات فارسی

 استان بوشهر – شهرستان دشتستان

 

چکیده : فارسی زبانی است که معرف فرهنگ و هویت ملی ما ایرانیان است . این زبان در گذر زمان ، فراز و نشیب های زیادی را طی کرده ، اما همچنان جاویدان و پا برجا مانده است. راز جاودانگی زبان فارسی را می توان در داشتن یک پشتوانه ی فرهنگی غنی دانست ؛ فرهنگی که شاعران و نویسندگان بزرگی را پرورش داده تا زنجیره های استوار و ناگسستنی زبان فارسی را تشکیل دهند.

    در دوره ی معاصر ، به دلیل گسترش ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی ، زبان فارسی بیش از همه دوره ها در معرض خطر قرار گرفته است ؛ وجود یک فرهنگستان قوی ، برنامه ریزی مناسب برای آموزش زبان و ادبیات فارسی در مدارس و همفکری دانشگاهیان و صاحب نظران نگارش و ویرایش و اتفاق نظر آنان در این زمینه، می تواند جاودانگی این زبان را استمرار بخشد.

واژه های کلیدی: زبان فارسی . خط فارسی . تحول . جاودانگی . فرهنگ ، هویت ملی. فرهنگستان . آموزش و پرورش . دانشگاه ها . صدا و سیما . وندها . واژگان دخیل . پویایی . ترجمه . روان خوانی . درست نویسی. واژه سازی

مقدمه

فارسی زبانی است که مردم این سرزمین قرن ها بدان سخن گفته اند؛ هجوم اقوام گوناگون (مقدونی ، ترک ، عرب و ...) در طول تاریخ هرگز نتوانسته است این زبان را از پای در آورد . از سوی دیگر، فارسی، زبانی است که در گذر زمان، دگرگونی های زیادی را برخود پذیرفته است اما این دگرگونی ها نه تنها سبب نابودی این زبان دیر پا نشده بلکه پویایی آن را بیشتر نموده است.

    هنگامی که به این نکته می اندیشیم که چرا چیرگی اعراب و خلافت های اسلامی بر دستگاه اداری مردم این سرزمین هرگز موجب نشد تا زبان فارسی در ایران (مانند زبان رومی در سوریه و لبنان و قبطی در مصر) به فراموشی سپرده شود، به آینده ی این زبان و جاودانگی آن بیشتر امیدوار می شویم نگارنده ی این مقاله بر آن است تادر ادامه نگرانی های موجود نسبت به آینده ی این زبان را در سه مرحله ی جاودانگی زبان فارسی ، چگونگی حمایت از آن و علل تحول در زبان و خط فارسی امروز مورد بررسی قرار دهد:

برای دیدن متن کامل روی ادامه مطلب کلیک نمایید



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 86/09/21 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
حسن انصاری- کارشناس زبان و ادبیات فارسی

مشکلات و راه کارهای آموزش زبان فارسی در مقطع متوسطه

نویسنده : حسن انصاری- کارشناس زبان و ادبیات فارسی

استان بوشهر – شهرستان دشتستان 

چکیده : دبیران زبان فارسی ، هنگام آموزش این درس در مقطع متوسطه ، با مشکلاتی از جمله ، حجم زیاد کتاب ، کابردی نبودن آموزش ها ، نبود فرصت کافی برای پرداختن به املا و روخوانی ، وجود یک کتاب با محتوای یکسان در همه رشته ها و ناهماهنگی بین مطالب کتاب های زبان فارسی 1و2و3 روبه رو هستند. یافتن راه کارهای مناسب برای این مشکلات ، می تواند در آموزش زبان فارسی تاثیر گذار باشد.

 

واژه های کلیدی: زبان فارسی 1و2و3 ، حجم کتاب ها ، کاربرد آموزش ها ، املا ، روخوانی، ناهماهنگی مطالب، بیاموزیم ، حروف پیوند ، گروه اسمی ، برخوردار بودن ، متمم،زبان علمی و ادبی، روش تحقیق ، انواع اضافه ، قواعد ترکیب ، حذف

مقدمه

   زبان فارسی ، آیینه فرهنگ و هویت ملی ما ایرانیان است این زبان ، در گذر زمان فراز و نشیب های زیادی را طی کرده ، اما همچنان جاودان مانده است. در دوره های معاصر ، به دلیل گسترش ارتباطات ، پیشرفت های صنعتی و هجوم واژه های بیگانه ، این زبان بیش از هر دوره ی دیگر در معرض خطر قرار گرفته است. یکی از نهادهایی که بیش از حد هر نهاد دیگری می تواند در حفظ زبان فارسی تاثیر گذار باشد ، وزارت آموزش و پرورش است. هر چند که در سال های اخیر ، سازمان تالیف کتاب های درسی ، تلاش های فراوان و مثبتی را در این جهت آغاز کرده ، این کتاب ها به یک باز نگری مجدّد نیاز دارد . نگارنده در این مقاله بر آن است تا بخشی از مشکلات آموزش زبان فارسی در آموزش متوسطه را برشمارد و راه حل هایی را برای رفع آنها ارائه دهد.

 

برای دیدن متن کامل روی ادامه مطلب کلیک نمایید



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 86/09/21 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی
صفحه اول آرشيو مطالب پست الكترونيك قالب وبلاگ راهنمای وبلاگ نویسان
تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر

دانلود فیلم